دانستنی هایی درباره عید نوروز

دانستنی هایی درباره عید نوروز
دانستنی هایی درباره عید نوروز(1)
دانستنی هایی درباره عید نوروز(1)

تهیه کننده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: راسخون

مفهوم عید در فرهنگ اسلامی

واژه‏ی عید در اصل از فعل عاد (عود) یعود اشتقاق یافته است . معانی مختلفی برای آن ذکر کرده‏اند، از جمله «خوی گرفته‏» ، «هرچه باز آید از اندوه و بیماری و غم و اندیشه و مانند آن‏» ، «روز فراهم آمدن قوم‏» ، «هر روز که در آن، انجمن یا تذکار فضیلت‏مند یا حادثه‏ی بزرگی باشد» . گویند، از آن رو به این نام خوانده شده است که هرسال شادی نوینی باز آرد . (1)
ابن منظور در لسان العرب گفته است که برخی بر آن هستند که اصل واژه‏ی عید از «عادة‏» است، زیرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در آن روز، عادت کرده‏اند . (2)
چنان‏که گفته شده است: القلب یعتاده من حبها عید .
و نیز «یزیدبن‏حکم‏ثقفی‏» در ستایش «سلیمان‏بن‏عبدالملک‏» گفته است:
امسی باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا یعتاده عیدا (3)
به گفته‏ی «ازهری‏»: عید در نزد عرب، زمانی است که در آن شادی‏ها و یا اندوها، باز می‏گردد و تکرار می‏شود . ابن‏اعرابی آن را منحصر به شادی‏ها دانسته است . (4)
واژه‏ی عید، تنها یک‏بار در قرآن به کار رفته است:
اللهم انزل علینا مائدة من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیة منک (سورة مائده/آیه 114) در تفسیر نمونه، ذیل این آیه گفته شده است: «عید، در لغت از ماده‏ی عود به معنی بازگشت است، و لذا به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف می‏شود و بازگشت‏به پیروزی‏ها و راحتی‏های نخستین می‏کند، عید گفته می‏شود و در اعیاد اسلامی به مناسبت این‏که در پرتو اطاعت‏یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه‏ی بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان باز می‏گردد، و آلودگی‏ها که برخلاف فطرت است، از میان می‏رود، عید گفته شده است و از آن‏جا که روز نزول مائده روز بازگشت‏به پیروزی و پاکی و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح ( علیه السلام) آن را عید نامیده و همان‏طور که در روایات وارد شده، نزول مائده در روز یک‏شنبه بود و شاید یکی از علل احترام روز یک‏شنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است، و اگر در روایتی که از علی ( علیه السلام) نقل شده می‏خوانیم «و کل یوم لایعصی الله فیه فهو یوم عید» هر روز که در آن معصیت‏خدا نشود، روز عید است‏» نیز اشاره به همین موضوع است، زیرا روز ترک گناه، روز پیروزی و پاکی و بازگشت‏به فطرت نخستین است .» (5)
در روایات معصومین ( علیهم السلام) نیز بارها به این موضوع اشاره شده است، هم‏چنان‏که گذشت، امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام) هر روزی که در آن معصیت و گناه نشود، را روز عید خوانده است .
از سوید بن غفله نقل شده است که گفت: در روز عید برامیرالمؤمنین علی ( علیه السلام) وارد شدم و دیدم که نزد او نان گندم و خطیفه (6) و ملبنة (7) است . پس به آن حضرت عرض کردم: روز عید و خطیفه؟! .
پس از آن حضرت فرمودند: انما هذا عید من غفرله، این عید کسی است که آمرزیده شده است . (8)
و نیز در یکی از اعیاد، آن حضرت فرمودند: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه، و شکر قیامه، و کل یوم لایعصی الله فیه فهو یوم عید» ، «امروز تنها عید کسی است که خداوند روزه‏اش را پذیرفته، عبادتش را سپاس گزارده است، هر روزی که خداوند مورد نافرمانی قرار نگیرد، عید راستین است .»
در روایات اسلامی برای اعیاد به ویژه اعیاد مذهبی از جمله عید فطر، آداب و رسوم خاصی توصیه شده، در حدیثی از معصوم ( علیه السلام) آمده است:
«زینوا اعیادکم بالتکبیر» عیدهای خودتان را با تکبیر زینت‏بخشید .
«زینوا العیدین بالتهلیل و التکبیر و التحمید و التقدیس‏» عید فطر و قربان را با گفتن ذکر «لا اله الا الله‏» «الله اکبر» ، «الحمدلله‏» و «سبحان الله‏» ، زینت‏بخشید .

ماندگاری و استمرار نوروز

همواره در طول تاریخ، مردمان به جشن نوروز توجه می‏کرده‏اند. حوادث روزگار، اگرچه گهگاه آن را از شور و گرمی می‏انداخته، اما هرگز به فراموشی سپردن آن نینجامیده‏است. در میان جشن‏های ملی ایران: نوروز، مهرگان و سَده از دیگر جشن‏ها پر رونق‏تر بوده است ؛ اما به تدریج، مهرگان و سده، در میان ایرانیان رونق خود را از دست داد. این جشن‏ها در دوران پس از اسلام، نه تنها عمومیت و آوازه نوروز را نیافت، بلکه رفته رفته کم‏رنگ‏تر شد و تدریجا برخی از آداب آن‏ها در نوروز حل شد و خود نیز عملاً منحل شده‏اند. تنها نوروز توانست، هم‏چنان عید بزرگ ایرانیان به جا بماند و حتی به دلیل بعضی از رسوم متناسب با آداب اسلامی، نوعی تقدس و اهمیت نیز بیابد.

معنای لغوی عید

«عید» از ریشه «عاد یَعود» و به معنای بازگشت است. هم عیدهایی که بشر در تاریخ خود ثبت کرده، در این خصوصیت مشترکند؛ از اعیاد کهن گرفته تا عیدهای ملی و مذهبی، همه حکایت از واقعه‏ای خاص و شایان توجه دارند؛ واقعه‏ای ارزش‏مند که انسان‏ها از یادآوری آن به وجد می‏آمده‏اند و لذت می‏برده‏اند.
عید نوروز نیز از سنت‏ها و باورهای کهن ایرانیان و فصل شور و شادی و شعف آنان بوده‏است.

معنای اصطلاحی عید

اگرچه «عید» به جشن سالانه‏ای گفته می‏شود که هرسال با بازگشت خود، سرور و نشاط را به قوم، نژاد یا ملتی باز می‏گرداند، معنای ژرف‏تر آن، بازگشت انسان به ریشه آسمانی خویش و رجعت روحی و معنوی به مبدئی است که او را آفریده و از او پیمان گرفته است تا شأن بندگی و اطاعت را رعایت کند. آداب مذهبی و معنوی، همانند غسل و نماز و روزه مستحبی نوروز، به همین امر توجه می‏دهد که عید را فرصتی برای غفلت از خدا و غرق شدن در بازی‏های دنیا نپنداریم؛ چه آن‏که جشن حقیقی انسان، زمانی است که بتواند شیطان را از حریم خویش براند و به گونه درونی و معنوی به سوی خدای خویش بازگردد.

نماد هویت یک ملّت

عیدها و جشن‏ها، افتخار ملی هر قوم و سرزمین، و نشان ساختار و پیشینه فرهنگی و تمدن آنان است. اعیادی که از نظر دیرینگی تاریخی و مذهبی ریشه دار بوده و در طول زمان با اعتقادها و آداب و رسوم ملت‏ها در هم آمیخته، جلوه و جایگاه ویژه‏ای دارند و بی آن هیچ ملتی هویت واقعی ندارد و به بیگانگی از خود دچار خواهد شد. عید نوروز از این جهت که اعتقادها و باورهای مذهبی و سنن کهن ملی، در آن به هم آمیخته، اهمیتی گسترده یافته است.

عامل هم‏بستگی احساسات ملی

عید نوروز و دیگر جشن‏های ملی و میهنی، جدای از تربیت‏های اوّلیه اجتماعی و سیاسی، هم‏بستگی احساسات ملی را هدف قرار می‏دهند. ویژگی نمادین این جشن‏ها، برخاستن از روح هم‏بسته عواطف ملی و هم‏دلی همه مردمان است. عید نوروز، تصویری روشن از فرهنگ ملی و مذهبی ایرانیان و عامل مهمی در هم‏بستگی احساسات آنان می‏نماید.

نوروز عمومی‏ترین و دیرپاترین جشن مردم ایران

«نوروز» که به نام‏ها و اوصاف بسیار، چون: عید نوروز، جشن فروردین، نوروز جمشیدی، نوروز سلطانی و نوروز جلالی مشهور شده، مهم‏ترین، عمومی‏ترین و دیرپاترین جشن ملی مردم ایران است. این جشن، قرن‏های متمادی است که توجه مردم کشور ما و سرزمین‏هایی را که با ما دیرینه فرهنگی مشترکی دارند، به خود جلب کرده است.
نوروز، عمومی‏ترین جشن ملی ایرانیان هم هست؛ زیرا مرزی نمی‏شناسد و از هر دیواری در ایران زمین وارد می‏شود و تمام اقوام، مذاهب و گروه‏های فکری و عقیدتی را که در این مرز و بوم مقدس زندگی می‏کنند یک‏سال شادمان می‏کند .

اسلام و آداب و رسوم پیشینیان

منطق فرهنگ غنی اسلام، منطق خردورزی، گفت‏وگو و داد و ستد با آداب و رسوم و فرهنگ‏های گذشته و هم‏عصر خود است، و تا با سنتی غیر اخلاقی و غیر عقلانی رو در روی نگردد، سنت‏ها را در دل خود جای می‏دهد و آن‏ها را به رنگ الهی در می‏آورد. عید نوروز نیز از آن‏جا که سنتی دیرپا و هماهنگ با عقل سلیم انسانی بود، نه تنها مهر تأیید اسلام را گرفت، بلکه بر آداب وسنت‏های پسندیده اسلامی آن نیز تأکید شد.

اسلام، نوروز را به رسمیت می‏شناساند

نوروز و آداب و رسوم آن، از سنت‏های باستانی ایرانی است. اسلام این سنت نیکو را با صبغه و رنگ دینی درآمیخت و دعاها و اعمال مستحب بسیار را در آن گنجاند ؛ در واقع اسلام، نوروز را به رسمیت شناخت و محتوای انسانی و معنوی به آن بخشید.

اسلام وا حترام به سنت‏های قومی

مرحوم دکتر زرین‏کوب، در کتاب کارنامه اسلام، درباره این‏که مسلمانان و حکومت اسلامی، آداب و رسوم هر منطقه را محترم می‏شمرد، آورده است: «ضمن این که حوزه وسیعی، تحت حکومت و شریعت اسلامی اداره می‏شد، سنت‏های هر محل تا آن‏جا که با شریعت سازگاری داشت، حفظ می‏شد و ادامه می‏یافت؛ در شام و مصر، سنت رومی و در عراق و فارس، سنت ساسانی. فرهنگ و آداب و رسوم خاص هر قوم تا آن‏جا که در تضاد با روح اسلام و توحید و یگانگی خدا نباشد، ملحوظ و محترم است».

هم‏زمانی نوروز با بسیاری از رخدادهای تاریخی

یکی از دلایل ارجمندی نوروز، هم‏زمانی این روز با بسیار از رخدادهای تاریخ‏ساز و ارزشمند دینی است. در روایت معلّی بن خُنیس از امام صادق علیه‏السلام آمده است که نوروز، روز استقرار کشتی نوح بر کوه جودی، نزول جبرئیل بر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، شکسته شدن بت‏های کعبه به دست ابراهیم علیه‏السلام و حضرت علی علیه‏السلام ، روز بیعت اصحاب پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با علی علیه‏السلام به دلیل امیرمؤمنان شدنش و روز پیروزی ایشان بر اصحاب نهروان بوده‏است.

اعمال مستحبی عید نوروز

معلی بن خُنیس، در روایتی از امام صادق علیه‏السلام نقل کرده است که ایشان می‏فرمایند: «هنگام نوروز غسل کن و پاکیزه‏ترین لباست را بپوش و به خوش‏بوترین عطر، خود را معطر ساز و آن روز را روزه بدار.» از این روایت، مبارکی عید نوروز در فرهنگ دینی به روشنی مشخص می‏شود.

امیر مؤمنان شیرینی نوروز را پذیرفت

در فرهنگ اسلامی، بر تأیید نوروز، دلایل عقلی و نقلی بسیار آورده‏اند؛ از جمله آن که مقداری شیرینی، خدمت حضرت علی علیه‏السلام تقدیم کردند. حضرت از علت آن پرسیدند، در پاسخ گفتند: این شیرینی به سبب نوروز است. حضرت فرمودند که نوروز ما هر روز است و در نقلی دیگر فرموده‏اند که هر روز را برای ما نوروز قرار دهید. پذیرفتن شیرینی و شوخی آن حضرت که چون هر روز ما نوروز است پس برای ما شیرینی بیاورید، می‏تواند تأیید ضمن نوروز نیز پنداشته شود.

جنبه‏های آموزنده و مثبت نوروز

نوروز، هم‏گام با نسیم بهاری، رویش شکوفه‏ها، زنده شدن زمین و در کنار این همه، صله رحم، دید و بازدیدها، خانه تکانی و بهداشت و نظافت، فراهم آمدن زمینه آشتی‏ها و پیوندهاو مجموعه‏ای ازخوبی‏ها و نیکی‏هاست که هر خردمندی آن را می‏پسندد و تأیید می‏کند. بی‏شک اگر هیچ روایت و سند صریحی در تأیید و نکوداشت نوروز وجود نداشته باشد، توجه به جنبه‏های مثبت و آموزنده نوروز، این اطمینان را پدید می‏آورد که بزرگداشت نوروز را باید اسلام تأیید کند .

بهار، درس خداشناسی و نوروز آغاز بهار

بهار، درس خداشناسی و معاد و تحول و رشد و تکامل است. اگر انسان‏ها از این طبیعت زیبا، درس بیاموزند، در حقیقت اعتقاد به رستاخیز را آموخته‏اند. در این صورت باید سرآغاز چنان بعثتی را روز برتر و نوروز نامید و آن را جشن گرفت. اگر مراسم نوروزی بر این اساس پی‏ریزی گردد و انسان‏ها خود را با محتوای دعای آغاز سال که بیان کننده تحول و نغمه توحیدی است هم‏گام و هم‏گون سازند. چنین نوروزی سرشار از مبارکی و میمنت خواهد بود.

نوروز، فرصت مغتنم موحدان

آنان که طعم توحید را چشیده‏اند، در ایام دل‏انگیز و پرنشاط آغاز بهار، به پیروی از امامان، آیاتی از قرآن کریم هم‏چون آیه 190 سوره آل‏عمران را تلاوت کرده و مفاهیم آن را دراعماق جانشان دریافت می‏کنند که: «همانا در خلقت آسمان‏ها و زمین و آمد وشد شب و روز، نشانه‏هایی برای صاحبان اندیشه است.» هرگاه در مراسم نوروزی، به دنبال این چنین مفاهیم آموزنده و ارزنده‏ای باشیم، بی‏تردید حقیقت نوروز، این رستاخیز عظیم طبیعت را دریافته‏ایم.

حضور گسترده قرآن کریم در مراسم نوروز

از مهم‏ترین تحولاتی که فرهنگ اسلامی در آداب جشن نوروزی پدید آورده، حضور ثابت و گسترده قرآن کریم در این مراسم است؛ قرار گرفتن قرآن کریم بر سر سفره سال نو (هفت سین)، خواندن قرآن در ساعات متصل به لحظه تحویل سال، قرآن‏بوسی یکایک افراد گردآمده در اطراف سفره عید، قرار دادن پول در بین صفحات قرآن و هدیه دادن آن به دلیل تبرّک و برکت یافتن مال و دارایی افراد خانواده و...، همه‏نشانی از احترام و تقدس بخشی مردم، به این سنت باستانی است.

نمادهای تأثیر فرهنگ اسلامی در مراسم نوروز

بعد از ورود اسلام به ایران، مراسم نوروز تأثیر یافته از فرهنگ اسلامی، آداب ویژه‏ای یافت.
حضور قرآن بر سفره سال نو و قرائت آن در هنگام تحویل سال؛ اجتماع مردم در مساجد و زیارت‏گاه‏ها و نیایش‏های اسلامی به صورت دسته‏جمعی در هنگام تحویل سال؛ رفتن به دیدار سادات و علمای محل بعد از تحویل سال؛ صلحه‏رحم در نخستین روزهای سال نو؛ و بعضی دیگر از آداب و سنت‏های نوروز، الهام گرفته از فرهنگ غنی اسلامی است.

دیدار با دوستان و آشنایان

از آموزه‏های دینی درباره آداب نوروز، سنت حسنه دیدار با دوستان و آشنایان است. از موجبات گسترش دوستی و محبت و از عوامل توسعه مودت و دیگرخواهی در جامعه آن است که مرد م همدیگر را فراموش نکنند و گاه و بی‏گاه به دیدار هم بشتابند. بر این امر، در فرهنگ اسلامی سفارش بسیار شده و بر این عمل خداپسندانه و نیکو، پاداش هاو آثار فراوانی ذکر شده است؛ پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏فرمایند: «زیارت و ملاقات، دوستی و محبت را در دل می‏رویاند». و هم‏چنین فرموده‏اند: «دیدار برادران دینی، هم‏چون افطار و تهجد آخر شب، مایه فرج و شادمانی مؤمن است».

احسان و نیکوکاری

از سنت‏های نیکوی سال نو، احسان به مردمان و دستگیری از نیازمندان است. این امر، در میان آموزه‏های دینی، جایگاه ویژه‏ای به خود داده است. در قرآن کریم آمده است: احسان و خوبی کنید که خداوند محسنان و نیکوکاران را دوست دارد. ودر آیه‏ای دیگر آمده: ما به محسنان و مردمان نیکوکار پاداشی افزون خواهیم داد.
اسلام در شیوه‏های خاص خود در زمینه تعلیم و تربیت می‏کوشد که انسان‏ها را در یک سطح عالی از اندیشه و عمل قرار دهد. اسلام در عین حال که افراد توان‏مند جامعه را به احسان و نیکوکاری درباره دیگران ترغیب و تشویق می‏کند، مردمان فقیر و مستمند را نیز به عفت و بلندنظری و غنای نفس فرا می‏خواند.

صله رحم

از آداب نوروز، صله رحم و دیدار خویشاوندان و نزدیکان است، این سنت اسلامی که در مراسم نوروز جلوه خاصی یافته، در روایات اسلامی نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است.از مجموعه آیات و روایاتی که به موضوع رسیدگی به خویشاوندان و صله رحم اشاره دارند، نتیجه می‏گیریم که احسان و خوبی به خویشاوندان، گاه به اندازه پرستش خدا واطاعت والدین، اجر و پاداش دارد و از اهمیتی برابر برخوردار است. ارتباط عاطفی با خویشاوندان نزدیک، کار مؤمنانی است که به مقام بلندی از ایمان دست یافته و از حساب سخت قیامت بیم دارند. مؤمنان واقعی، از بهترین اموال و دوست‏داشتنی‏ترین دارایی‏شان برای ارحام فقیر و مستمند خود، انفاق و احسان می‏کنند.

سال نو فرصتی برای تزکیه نفس

رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی رحمت ‏الله علیه، تحویل سال را آغازی برای دگرگونی درونی در خویش می‏دانست و فرموده است: «ما امیدواریم که ملت ما در این سال نو به طوری عمل بکند که سیره انبیا بوده است، به طوری عمل بکند که سیره اولیا بوده است و عمده این است که هواهای نفس از بین برود. انسان در طول عمر،: مبتلای به این هوای نفس است که محتاج به ریاضت است... من امیدوارم که ملت ایران و همه مسلمانان دنیا یک تحولی پیدا کنند در این سالن نو، که برای خداکار کنند، برای سلطه خودشان نباشد، برای هواهای نفسانی نباشد و خداوند ان‏شاءاللّه همه را توفیق بدهد که در راه خدای تبارک و تعالی مجاهدت کنند و ان‏شاءاللّه این روز بر همه مبارک باشد و خداوند همه مسلمین را با هم متفق کند در مقابل کفر جهانی».

سال‏نو، هنگام تحول

مقام معظم رهبری، در بیانی بلند، سال نو را فرصتی برای تحول درونی انسانی می‏خواند و می‏فرماید: «تحویل هر سال جدید شمسی که با نوعی تحول در عالم طبیعت مصادف می‏باشد، فرصتی است تا انسان به تحول درونی و اصلاح امور روحی و معنوی و فکری و مادی خود بپردازد. این دعای شریفی که به ما تعلیم داده‏اند تا در آغاز سال بخوانیم، درس همین تحول است. در این دعا از خدا درخواست می‏کنیم که درحال و وضعیت روحی و نفسانی ما، تحول و دگرگونی مبارکی را ایجاد کند. ایجاد تحول کار خداست. اما ما موظفیم که برای این تحول در درون و در زندگی خود و در جهان اقدام و تلاش کنیم.»

نوروز؛ یعنی هر روز نو و تأثیرگذار

مقام معظم رهبری، در تعبیری زیبا، نوروز را چنین معنا کرده‏اند: «نوروز؛ یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثه‏ای که اتفاق می‏افتد، آن را نو می‏کنید. روز بیست و دوم بهمن که ملت ایران، حادثه عظیمی را به کمک خدا تحقق بخشید، روز نویی، نوروز است. آن روزی که امام امت، قاطعانه به دهان مستکبر قلدر گردن کلفت دنیا؛ یعنی امریکا مشت کوبید، آن روز، روز نو و راه نویی بود. حادثه نویی بود که اتفاق می‏افتاد و افتاد. ما باید نوروز را نوروز کنیم. نوروز بر حسب طبیعت، نوروز است، جنبه انسانی قضیه هم به دست ماست که آن را نوروز کنیم.»

کارنامه

سالی دیگر هم به پایان رسید، با همه تلخی‏ها و شیرینی‏هایش، با همه فرازها و نشیب‏هایش، رنج‏ها و شادی‏هایش، ترس‏ها و امیدهایش. سال گذشته، برای عده‏ای سال رشد و پیشرفت و تکامل بود و برای عده‏ای دیگر، سال عقب‏گرد، یا در جا زدن و رکود بود. کسانی آبرو یافتند و کسانی آبرو باختند. کسانی عزیز شدند، و دیگرانی خوار و حقیر گشتند. ما در کجای زمان ایستاده‏ایم؟ پیش رو و زیر پایمان، پشت سر و اطرافمان و در افق‏های دور دست ونزدیک چیست و چه می‏گذرد؟
بیایید و برگردیم و نگاهی به خویشتن کنیم، به کارها و رفتارمان، به اخلاق و عملکردمان، به آموخته‏ها و اندوخته‏هایمان، به حرف‏ها و نیت‏هایمان، به هدف‏ها و آرزوهایمان، به دوستی‏ها و دشمنی‏هایمان، به دیده‏ها و گفته‏ها و شنیده‏هایمان، بیاییم در آغاز سال نو، کارنامه‏مان را باری دیگر مرور کنیم.

هنگام محاسبه

«طی شدن عمر، سب افزوده شدن سن و سال ما نمی‏گردد، بلکه عمر ما کاهش می‏یابد و هر روز، قدمی به «خط پایان» نزدیک می‏شویم و هر لحظه یک گام به انتهای فرصت دنیایی پیش می‏گذاریم. وقتی یک کشاورز، در فصل برداشت، محصول خود را حساب می‏کند، من چرا برداشت خود را در مزرعه زندگی حساب نکنم؟ مگر نه این که دنیا مزرعه است و من، دهقان بذر وجودی خویشم؟ پس باید ببینم چه کاشته‏ام و چه درو می‏کنم؟
وقتی یک تاجر و کاسب و حتی دست‏فروش ساده، برای خود حساب سال و دفتر کل و جزء
دارد و سود و زیان و دخل و خرج خویش را می‏سنجد، چرا من در بازار دنیا، که کالای عمر و متاع فرصت را می‏دهم، به دستاورد خود نیندیشم و سود و زیان خود را محاسبه نکنم؟»

نوروز در آينه روايات

عيد نوروز يكى از سنتهاى ملى و اعياد ايرانيان است، كه از ديرباز مورد توجه بوده و قوم ايرانى ارزش و اهميت‏خاصى براى اين عيد قائل بوده است.
اما براى كسانى كه معتقدند همه چيز را بايد از منتظر دين مورد بررسى و نفى و اثبات قرارداد، اين پرسش مطرح است، كه آيا دين اسلام و پيشوايان دين نسبت‏به اين موضوع موضعگيرى خاصى داشته‏اند يا خير؟ آيا مى‏توان از فنون دينى به چيزى دست‏يافت كه دلالت‏بر تاييد و يا رد اين سنت ايرانى از سوى پيشوايان دين كند.
در مجموع مى‏توان گفت كه ما در متون روايى شيعه، در موضوع‏يادشده با دو دسته روايت روبرو هستيم; دسته نخست، رواياتى كه سنت ايرانى نوروز، در آنها مورد تاييد قرار گرفته و «روزنوروز» مبارك قلمداد شده است. دسته دوم; رواياتى كه اين سنت را تاييد نكرده و آن را سنتى خلاف اسلام شمرده‏اند.
در اينجا براى آشنايى شما عزيزان به نمونه‏هايى از دو دسته روايات اشاره مى‏كنيم.

1. دسته اول روايات

معلى‏بن خنيس از امام صادق (علیه السلام)، روايتى را نقل كرده كه در آن ضمن بزرگداشت نوروز، وقايع مختلف تاريخى برنوروز منطبق شده است. متن روايت‏يادشده از اين قرار است:
معلى بن خنيس قال: دخلت على الصادق جعفربن محمد، عليه‏السلام، يوم النيروز فقال، عليه‏السلام، اتعرف هذا اليوم؟ قلت: جعلت فداك، هذا يوم تعظمه العجم و تتهادى فيه، فقال ابوعبدالله الصادق، عليه‏السلام، والبيت العتيق الذى بمكة ما هذا الامر قديم افسره لك حتى تفهمه. قلت: يا سيدى ان علم هذا من عندك احب الى من ان يعيش امواتي و تموت اعدائى! فقال: يا معلى! ان يوم النيروز هواليوم الذى اخذ الله فيه مواثيق العباد ان يعبدوه و لايشركوا به شيئا و ان يؤمنوا برسله و حججه، و ان يؤمنوا بالائمه، عليه‏السلام، و هو اول يوم طلعت فيه‏الشمس، و هبت‏به الرياح، و خلقت فيه زهرة الارض، و هو اليوم الذى استوت فيه سفينة نوح، عليه‏السلام، على‏الجودى، و هو اليوم الذى احيى الله فيه الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم (9)
و هو اليوم الذى نزل فيه جبرئيل على النبى صلى‏الله‏عليه‏وآله و هو اليوم الذى حمل فيه رسول الله صل‏الله‏عليه‏وآله اميرالمؤمنين على، عليه‏السلام، منكبه حتى رمى اصنام قريش من فوق البيت الحرام فهشمها، و كذلك ابراهيم، عليه‏السلام، و هو اليوم الذى امر النبى، صل‏الله‏عليه‏وآله، اصحابه ان يبايعوا عليا، عليه‏السلام، بامرة المؤمنين، و هو الذى وجه النبى، صل‏الله‏عليه، عليا الى وادى الجن ياخذ عليهم بالبيعة له، و هو اليوم الذى بويع لاميرالمؤمنين، عليه‏السلام، فيه البيعة الثانيه، و هو اليوم الذى ظفر فيه باهل النهروان و قتل ذالثدية و هو اليوم الذى يظهر فيه قائمنا و ولاة الامر و هو اليوم الذى يظفر فيه قائمنابالدجال فيصلبه على كناسة الكوفة، و ما من يوم نيروز الا و نحن نتوقع فيه الفرج، لانه من ايامنا و ايام شيعتنا، حفظته العجم و ضيعتمو انتم ... (10)
معلى بن خنيس گويد: در روز نوروز بر امام صادق عليه‏السلام وارد شدم، ايشان فرمودند كه آيا اين روز را مى‏شناسى؟
عرض كردم: فدايت گردم اين روز، روزى است كه غير عربها (ايرانيان) آن را گرامى داشته و به يكديگر هديه مى‏دهند، امام صادق، عليه‏السلام، فرمودند: قسم به خانه عتيقى كه در مكه هست اين (تعظيم و هديه دادن) ريشه طولانى و قديمى دارد و براى تو آن را توضيح مى‏دهم تا از آن مطلع شوى، گفتم: اى آقاى من چنانچه اين مطلب را از تو بياموزم براى من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است. حضرت فرمود: اى معلى! نوروز، روزى است كه خداوند در آن از بندگان خويش ميثاق گرفت كه جز او را عبادت و پرستش نكرده و به او شرك نورزند و به فرستادگان و پيامبرانش و نيز ائمه هدى ايمان بياورند. نوروز اولين روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرد و باد در آن وزيدن گرفت و در آن روز درخشندگى زمين خلق شد. نوروز روزى است كه كشتى نوح بر كوه جودى كناره گرفت و نوروز روزى است كه افرادى كه از خانه‏هاى خود خارج شده و به آزمايش الهى از دنيا رفتند، مجددا به دنيا بازگشتند. در اين نوروز است كه جبرئيل بر پيامبر اكرم، صل‏الله‏عليه‏وآله، نازل شد و درست در همين روز است كه پيامبر اسلام، حضرت على را بر شانه خود گذاشت تا او بتهاى قريش را از بيت الحرام پايين كشيد و آنها را درهم شكست.
نوروز روزى است كه پيامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولايت مؤمنان با حضرت على عليه‏السلام بيعت كنند و در همين نوروز بود كه پيامبر، صل‏الله‏عليه‏وآله، على، عليه‏السلام، را به سوى جنيان فرستاد براى او از آنان يعت‏بگيرد. نوروز روزى است كه براى حضرت على بيعت مجدد گرفته شد و نوروز روزى است كه حضرت على، عليه‏السلام، بر اهل نهروان پيروز شد و ذوالثديه را كشت و نوروز روزى است كه قائم ما در آن روز ظاهر مى‏گردد و بالاخره نوروز روزى است كه قائم ما در اين روز بر دجال پيروز مى‏شود و او را بر زباله‏دان كوفه آويزان مى‏كند و هيچ نوروزى نيست مگر آنكه ما در آن روز توقع ظهور حضرت حجت، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف، را داريم چرا كه اين روز، از روزهاى ما و شيعيان ما است كه عجم (ايرانيان) آنرا گرامى دشته ولى شما آنرا ضايع نموديد ...
آنگونه كه از حديث فوق به دست آمد، روز نوروز پيوند عميقى با مساله ولايت و رهبرى مسلمانان دارد، از اين روى شايسته است كه عيد نوروز را جشن ولايت دانسته و پيوسته در آن به ياد ظهور منجى عالم بشريت‏حضرت امام زمان، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف، باشيم.

2. دسته دوم روايات

روايتى از حضرت امام موسى‏بن‏جعفر، عليه‏السلام، نقل شده كه ظاهر آن دلالت‏بر عدم تاييد سنت نوروز از سوى پيشوايان دارد. در اين روايت چنين آمده است:
حكى ان المنصور تقدم الى موسى بن جعفر عليه‏السلام بالجلوس للنهنتة فى يوم النيروز و قبض ما يحمل اليه فقال: انى قد فتشت الاخبار عن جدى رسول الله فلم اجد لهذا العيد خبرا و انه سنة الفرس و محاها ان اسلام و معاذ الله ان نحيى ما محاها الاسلام فقال المنصور انما نفعل هذا سياسة للجند فسالتك بالله العظيم الا جلست فجلس (11)
حكايت‏شده كه منصور به سوى امام كاظم عليه‏السلام فرستاد تا در روز نوروز براى تهنيت جلوس كند و آنچه بسوى او حمل مى‏شد، بگيرد. حضرت فرمود من اخبار جدم رسول خدا را بررسى كردم و در آنها براى اين عيد خبرى نيافتم و اين سنت ايرانيان است كه اسلام آنرا محو كرده است و به خدا پناه مى‏برم كه چيزى را كه اسلام محو كرده احياء كنم. منصور در پاسخ گفت: ما اين كار را براى اداره (سرگرمى) لشكريان انجام مى‏دهيم و تو را به خداى بزرگ سوگند مى‏دهم كه در اين مجلس بنشينى و آنگاه حضرت نشست.
مرحوم مجلسى در بحارالانوار روايت‏يادشده را مورد نقد و بررسى قرارداده و مى‏فرمايند:
«هذا الخبر مخالف لاخبار المعلى و يدل على عدم اعتبار النيروز شرعا و اخبار المعلى اقوى سندا و اشهر بين الاصحاب‏» (12)
اين خبر با اخبار معلى بن خنيس مخالفت داشته و دلالت‏بر بى‏اعتبارى نوروز از جهت‏شرعى مى‏كند، اما اخبار معلى از نظر سند قويتر بوده و در نزد اصحاب شهرت بيشترى دارد.
اما توجيهات ديگرى نيز براى اين روايت مطرح است كه باختصار به آنها اشاره مى‏كنيم:
1. اين روايت‏به احتمال بسيار قوى در مقام تقيه‏اى بيان شده و حضرت در صدد بيان حكم واقعى عيد نوروز نبوده‏است. زيرا منصور اصرار شديدى براى حضور حضرت در جلسه داشته و مى‏خواسته از آن بهره بردارى سياسى كند، اما امام نمى‏خواست از وجودش سوء استفاده شود و حضرت براى اينكه در اين جلسه حضور پيدا نكند به دنبال عذرى بوده است. خصوصا كه اين مجلس براى نظاميان برپا شده بود و از حساسيت ويژه‏اى برخوردار بوده است.
2. پاسخ ديگر آنكه عيد نوروز سنت ديرينه‏اى بوده و همگان هم از آن اطلاع داشته‏اند. در صورتى‏كه اين عيد مطلوب اسلام و شرع نبوده، چرا در اين رابطه روايت صريح و متقنى وجود ندارد و اين مورد از مواردى است كه مورد ابتلاءبخش وسيعى از مسلمانان است و در صورتى‏كه حديث معتبرى وجود داشت، حتما نقل مى‏شد.
3. سومين پاسخ آنكه علما و فقهاى بسيارى آن را تاييد كرده‏اند. به عنوان نمونه احمدبن فهد الحلى مى‏گويد: يوم النيروز يوم جليل (القدر) و تعيينه من السنة غامض مع ان معرفته امر مهم من حيث انه تعلق به عبادة مطلوبة للشارع و الامتثال موقوف على معرفته (13)
روز نوروز، روز با ارزشى است ولى معين كردن آن در سال مشكل است‏با اينكه شناخت آن (نوروز) امر مهمى است چرا كه عبادتى كه مورد نظر شارع است‏به آن روز تعلق گرفته است و اطاعت آن عبارت متوقف بر شناخت آنست.
پس در نتيجه عيد نوروز مورد تاييد روايات متعددى است و روايت معتبرى كه بر بى‏اعتبارى آن از نظر اسلام دلالت كند، وجود ندارد

دعاى هنگام تحويل سال

يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول والاحوال حول حالنا ال احسن الحال
اى دگرگون كننده قلبها و ديده‏ها! اى تدبيرگر شبان و روزان! اى متحول كننده سالها و حالتها! حالات ما را به نيكوترين حالات تبديل نما!
اين دعا بر چهار نكته اساسى تاكيد دارد 1- تحول 2- محور تحول 3- متحول كننده 4- هدف تحول

1-اصل تحول

اين دعا به واژه‏هاى مختلفى تحول و دگرگونى را در همه ابعادش مطرح مى‏كند، دگرگونى در قلب و ديده و شب و روز و سال و حوادث جارى در آن و حالات انسانى.
بر طبق اين دعا جهان در عين سكون داراى تغيير و تحول عميقى در درون خويش است و دامنه اين تحول آنچنان گسترده است كه از عالم خارج و آفاق گرفته تا عالم درون و انفس را شامل مى‏شود و در واقع لازمه بقاء جهان به تحول و دگرگونى است.

2- محور تحول (محول)

اين دعا علاوه بر اصل تحول و گستردگى آن به محول يعنى متحول شونده هم اشاره مى‏كند، آنگونه كه طبيعت از خواب زمستانى بيدار شده و بيابانها و كوهها لباس سبز رنگ زيبايى مى‏پوشد و طراوت و نشاط خاصى مى‏يابد و گلهاى رنگارنگ زينت‏بخش زمين مى‏شوند، گل سرسبد هستى و خليفة الله يعنى انسان هم بايد متحول شود، تحول در همه ابعاد روحى و روانى او اعم از انديشه، تفكرات، طرز نگرشها و باورها ... صورت پذيرد.
انسان مؤمن هميشه بايد به فكر تحول در درون خود باشد و لازمه تكامل يافتن انسان متحول شدن اوست، اين دعا بطور ظريفى به دگرگونى طبيعت و دگرگونى حالات انسانى اشاره مى‏كند.

3- آواى توحيد (محول)

در سرتاسر دعا و در هر فقره آن سخن از توحيد است، دگرگون كننده قلبها و ديده‏ها پشت‏سرهم در آمدن شب و روز و رقم خوردن حوادث سال و حالات انسانى همه از قدرت و حكمت الهى سرچشمه گرفته است و برخلاف آنان كه براى هريك از اين عناوين خدايى قايل بودند به ارباب انواع اعتقاد داشتند، اين دعا تاكيد مى‏كند كه همه اينها يك خدا دارد و درواقع اين دعا از كثرت گرايى به توحيد دعوت مى‏كند.

4. هدف تحول (محول اليه)

هدف اين تحول عظيم كه از اعماق طبيعت آغاز شده و به حالات انسان رسيده است، اينست كه حالات انسانى به بهترين حالات يعنى قرب الهى تبديل شود.
احسن حال و قرب الهى هدف اين تحول بزرگ است، با اين نگرش دعاى مزبور يك نظام آموزشى عقيدتى به معناى كامل است.

ارزشها ی عيد نوروز

نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.
به گفته راغب اصفهانى (14) عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود.
عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است.
با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.
اعياد چهار نوع استاول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند.
دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند.
سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار.
چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود.
در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى.
بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است.
هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است.
و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.

نظافت و خانه تكانى

از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.

غسل عيد

از امام صادق(علیه السلام) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير. (15)
و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(رحمت الله علیه) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار داده‏اند. (16)

نماز عيد

شيخ طوسى(رحمت الله علیه) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. (17)

نظافت و لباس تميز

نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك». (18) تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.

ديد و باز ديد

يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته.
در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:
درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد
در اين رابطه امام خمينى(رحمت الله علیه) در يك سفارشى مى فرمودند: در ايام نوروز به مريضخانه ها برويد و احوال اينها را بپرسيد. (19)

هديه و عيدى

هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(علیه السلام) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.
اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى
هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى
آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(رحمت الله علیه) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد. (20)
منتهى در اين باب مى بايست از افراط و تفريط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرايط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى بايد مورد توجه قرار گيرد. (21)

توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.

دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است.
علامه مجلسى(رحمت الله علیه) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است:
«اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.»
بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مى‏آيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...
محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است: «يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». (22)

روزه گرفتن

روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(علیه السلام) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را (23) بيان داشته است. امام خمينى(رحمت الله علیه) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار داده‏اند. (24)

زيارت اهل قبور

رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است. تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد.
و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر.
البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود.
در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود:
1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشته‏اى.
2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟
3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟

فلسفه معنوی نوروز

عید در لغت‏شادی مجدد و سروری را می‏گویند که سالیانه تکرار می‏شود.گفته‏اند: به روزی که مردم در آن تجمع یابند و در کنار هم گرد آیند عید گویندو نیز بازگشت‏به فرح و شادمانی فراگیر را عید گویند و بعضی نیز می‏گویند که درآن روز هر کس موقعیت‏خود بازیابد و به جایگاه اجتماعی خود برگردد. چون تهیدستان‏و فقرا نمی‏توانند لباس نو پوشند و لباسهای کهنه آنها، آنان را از ثروتمندان ومرفهان جدا می‏کند.
میبدی در کشف‏الاسرار می‏گوید: سمی العید عیدا لان الله تعالی یعود بالرحمه الی العبد و العبد یعود بالطاعه‏الی الرب.» عید که از کلمه بازگشت می‏باشد برای آن است که: خداوند رحمت‏خودرا متوجه بنده‏اش می‏نماید و انسان نیز با فرمانبری خود به پروردگارش رو می‏کند. تا آنجا که در تواریخ امم و اقوام مختلف مشاهده شده و می‏شود، جوامع انسانی به‏تفاوت آداب و رسوم و اعتقادات خود هر یک، روز خاصی در سال را جهت‏یادآوری وتجدید خاطره نسبت‏به موضوعات ویژه‏ای که در تاریخ و فرهنگ آن قوم اهمیت زیادی‏داشته است، مشخص نموده و هر سال مراسم ویژه‏ای به آن مناسبت‏برگزار می‏کرده وآداب و رسوم خاصی را انجام می‏داده‏اند.
در قرآن کریم وقتی یاران حضرت عیسی(علیه السلام) سفره‏ای آسمانی را آرزو نموده و به‏عنوان آیه و نشانه الهی می‏طلبند حضرت عیسی(علیه السلام) از خداوند می‏خواهد که منتی برآنها نهاده و روزی آسمانی به آنان عنایت کند تا آن روز را عید امت قرار دهند وهمواره سالروز آن را پاس دارند و علامه طباطبایی(رحمت الله علیه) در ذیل آن می‏فرمایند:
«خصوصیت عید این است که زمینه وحدت کلمه و تجدید حیات اجتماعی و نشاط وسرزندگی می‏آفریند و هر بار که فرا می‏رسد عظمت دین را تجدید می‏کند.» سخن مرحوم‏علامه در اینجا شبیه سخن دیگر ایشان در ذیل آیه 5 از سوره ابراهیم است که درتفسیر آیه: «...و ذکرهم بایام الله‏»
می‏گوید: گرچه همه روزها به خدا منسوب است اما این آیه‏اشاره به روزهای ویژه‏ای دارد که در آن روزها آیات و علائم سلطنت و قدرت الهی‏ظهور یافته و حادثه خاصی در تاریخ آن امت اتفاق افتاده و یا نعمتهای ویژه الهی‏تجلی یافته است.
عیدهایی که جوامع دارای سابقه تاریخی امروزه برگزار می‏نمایند، هر یک یادآورحادثه بزرگی است که در تاریخ و فرهنگ آن جوامع اتفاق افتاده و یا هر سال تجدیدمی‏شود و در تاریخ ادیان آسمانی تنها اسلام است که عیدهای بزرگ او برای حادثه‏تاریخی گذشته نیست و بلکه هر سال و برای همگان تجدید می‏شود زیرا همان‏گونه که امام راحل در پیام نوروزی خود می‏فرمایند: مسلمانان پس از پایان دادن کار مهم‏عبادی سالیانه خود به شکرانه موفقیت در عبادت خود جشن می‏گیرند.
امام راحل می‏فرمایند… : البته از عیدهایی که اسلام تاسیس فرموده است‏به حسب نظرهای مختلف‏برداشتهای مختلفی وجود دارد، آن برداشتی که اهل معرفت از عید دارند با آن‏برداشتی که دیگران می‏کنند بسیار متفاوت است، آنها بعد از ریاضتهایی که در ماه‏رمضان می‏کنند روز عید را روز لقاء الله می‏دانند، و آن روز برای آنها «الغیرک‏من الظهور ما لیس لک‏» است، آنها همه چیز را از او می‏دانند، و آن روز را عیدمی‏کنند برای اینکه بعد از ریاضت، یوم ورود به حضرت است.
و در عید قربان نیز بعد از اینکه تمام عزیزانشان را از دست دادند، مهیا برای‏ملاقات می‏شوند، بعد از اینکه نفس خودشان را کشتند و هر چه عزیز است در راه خدااز آن گذشتند آن وقت است که روز لقاء است.
و جمعه هم در اثر اجتماعاتی که مسلمین با هم دارند، اهل معرفت مهیا می‏شوندبرای لقاء الله. پس برداشت آنها از عید غیر برداشت ماست و ما امیدواریم که به‏تبع اولیاء خدا به جلوه‏ای از آن جلوه‏ها برسیم و ذره‏ای از آن معارف در قلب ماواقع بشود.
... خداوند همه را توفیق دهد که قدر نعمتهای خدا را بدانند و بدانند که همه‏چیز از اوست ... اگر، همه چیز را از خدا بدانیم و ... این را واقعا در قلبمان‏ادراک کنیم، عید می‏شود برای کسانی که شهید داده‏اند، عید می‏شود برای کسانی که‏مجروح شدند، عید می‏شود برای کسانی که در راه خدا عزیزانشان را از دست دادند.
برای اینکه این عزیزان، عزیزان خدا هستند، اینها همه از او هستند و من امیدوارم‏که این حس و این ایمان در ما پیدا بشود و تقویت‏بشود.» و البته اگر بتوان‏قواعد نجومی را نشانه‏های دقیقی برای حوادث طبیعی شمرد و سرآغاز فصل بهار راهمان روزی شمرد که سیر اعتباری آفتاب در برج اعتباری حمل قرار می‏گیرد آنگاه‏می‏توان گفت که عید نوروز نیز جزو اعیادی است که سالیانه تجدید می‏شود و سنتی‏تاریخی برای یک حادثه متجدد و متناسب با تجدید حیات طبیعت است.
در روایات معصومین (صلوات الله علیهم) عید مفهوم دیگری نیز دارد. در بعضی ازروایات تحقق حاکمیت‏حق و ولایت الهی در جامعه مهمترین عید شمرده شده است زیراهمانگونه که در مفهوم عید تجدید حیات و نشاط مجدد نهفته ست‏باید روزی را عیدگرفت که جامعه به حیات و حرکت و امید و اطمینان می‏رسد. امام صادق(علیه السلام) می‏فرمایند:
«... فان الانبیاء صلوات الله علیهم کانت تامر الاوصیاء بالیوم الذی کان یقام‏فیه الوصی ان یتخذ عیدا.» سیره انبیاء همواره این چنین بوده که به جانشینان‏خود امر می‏نمودند تا روز تعیین و نصب وصی و جانشین را عید بگیرند.
و به همین خاطر در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام اولین عید تاریخ، انتظار تحقق‏حاکمیت‏حق بوده است و امروز نیز عملا بزرگترین عید شیعیان روز تحقق حاکمیت‏مستضعفان و حکومت عدل و قسط و نابودی جور و ظلم است. حضرت امام باقر(علیه السلام)می‏فرمایند: «... و قد کان آدم(علیه السلام) وصی هبه الله ان یتعاهد هذه الوصیه عند راس‏کل سنه فیکون یوم عیدهم «یوم عید لهم‏» فیتعاهدون نوحا و زمانه الذی یخرج فیه.»
(حضرت آدم(علیه السلام) پس از جنایت قابیل، به جانشین خود شیث هبه‏الله فرمودند: ظلم‏همچنان گسترش می‏یابد تا آنگه که فرزندم نوح بیاید و به سبب نفرین او طوفانی‏برخیزد و همه ظالمین را نابود کند، و مومنان نجات یابند.) آنگاه حضرت آدم به‏هبه‏الله وصیت کرد که این مژده را هر سال به یاد آورد و این روز را برای خود وفرزندانش روز عید قرار دهد. آنان نیز به این وصیت عمل کردند و همواره سالروزاین مژده نویدبخش و ظهور حضرت نوح را گرامی می‏شمردند.
این است که حضرت امام رضا(علیه السلام) می‏فرمایند: «... و ان یوم الغدیر بین الاضحی والفطر و الجمعه کالقمر بین الکواکب ... و هو یوم التهنئه یهنی‏ء بعضکم بعضا ...
یقول: «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین و الائمه(علیه السلام) وهو یوم التبسم فی وجوه الناس من اهل الایمان ... و هو یوم الزینه ...» ... والبته روز عید غدیر در میان عید فطر و اضحی و جمعه همانند ماه در میان ستارگان‏است. روز تبریک و تهنیت‏به یکدیگر، و زمان گفتن این سخن است که: حمد و ستایش‏خدایی را که به ما توفیق تمسک به ولایت امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش را عنایت‏فرمود.
آنگاه فرمودند: روز عید غدیر، روز شگفتن لبخند بر چهره مومنان و روز آرایش و زینت است.
در زمینه جایگاه عید نوروز در فرهنگ اسلامی و بیان اهل بیت عصمت و طهارت بایدگفت:
1.مردم حجاز به دلیل نداشتن اجتماعی متشکل، و نیز به خاطر حضور مستقیم یاغیر مستقیم سلطه سیاسی نظامی ایران در جزیره العرب، خواه ناخواه تحت تاثیرفرهنگ ملی ایران قرار گرفته و عید نوروز و مهرگان را می‏شناختند و چه بسا مراسمی‏هم برگزار می‏نمودند.
2.اسلام و پیامبر گرامی آن در تایید و یا رد سنن و آداب و رسوم ملی و مذهبی‏اقوام و جوامع دیگر، دو شرط اساسی و یک شرط توجیهی را همواره در نظر داشتند:
اولا: سنتهای پذیرفته شده، مبتنی بر خرافات و آئین‏های شرک و بت‏پرستی و ارزشهاو قداست‏های غیر الهی نباشد.
ثانیا: از سنتهایی نباشد که موجب وابستگی سیاسی اجتماعی و ... به بیگانه‏شود، و یا بنحوی استقلال مسلمین را در ابعاد مختلفش زیر سؤال ببرد تغییر قبله‏از بیت‏المقدس به کعبه تا حدود زیادی به این نکته مربوط می‏شود .
و در آخر: جهت‏گیری سنتهای معقول و غیر مضر به استقلال نیز، همچون مجموعه بینش‏توحیدی اسلام، باید معنوی و در جهت متبلور ساختن عبودیت انسان در برابر حق تعالی‏باشد.
و در نتیجه: مراسمی همانند نوروز و مهرگان، گرچه مبانی خرافی ندارد، والبته این سخن، تایید خرافاتی از قبیل:
چهارشنبه سوری، سفره هفت‏سین و مراسم سیزده و ... نیست اما اگر به استقلال‏فکری فرهنگی اسلام ضربه بزند، و موجب تحت الشعاع قرار گرفتن عید فطر و قربان وغدیر و یا حتی دهه مبارکه فجر که عید ولایت و حیات مجدد اسلام در قرن حاضر است‏باشد، و نیز تنها به بعد طبیعی این دو روز بسنده شود، باز هم برای اسلام قابل‏تایید نیست.
بلی اگر نوروز مشخصه شیعیان و محبان اهل بیت‏باشد و مراسمی جهت تشکل مومنان‏در برابر نیرنگ و ظلم ستمگران قرار گیرد، آنگاه به عنوان «روز اهل بیت(علیه السلام) ویا «روز شیعیان‏» نامیده می‏شود، و هر روز نوروز می‏شود، چه اینکه بر همین اساس،هر روز عاشورا می‏باشد.
بر اساس نگرش فوق، هم روایت معلی که طبق نقل مرحوم مجلسی از حضرت صادق(علیه السلام) عیدنوروز را روز پیمان بندگی با خدا بستن و ظهور قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و ... می‏شمرد،تفسیر می‏شود و هم امتناع امام کاظم(علیه السلام) از جلوس در عید نوروز روشن می‏شود.
«حکی ان المنصور تقدم الی موسی بن‏جعفر(علیه السلام) بالجلوس للتهنیه فی یوم النیروز وقبض ما یحمل الیه فقال انی قد فتشت الاخبار عن جدی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فلم اجد لهذاالعید خبرا و انه سنته الفرس و محاها الاسلام و معاذ الله ان نحیی ما محاها الاسلام‏فقال المنصور انما نفعل ذلک سیاسه للجند فسالتک بالله العظیم الا جلست فجلس‏».
نقل شده است که منصور دوانیقی از حضرت موسی بن‏جعفر(علیه السلام) درخواست نمود تا در عیدنوروز به جای او دیدارکنندگان را پاسخ گوید و هدایا را تحویل بگیرد. حضرت‏کاظم(علیه السلام) در جواب فرمودند: من در بررسی احادیث جدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) تاییدی نسبت‏به‏این روز ندیده‏ام و این روز از سنت‏های ایرانیان است که اسلام آن را باطل کرده است‏و مبادا روزی که من زنده‏کننده رسم‏هایی باشم که بوسیله اسلام از میان رفته است. منصور گفت: ما این موضوع را برای دلگرمی سربازان انجام می‏دهیم و شما را به خداقسم می‏دهیم که بپذیری، و حضرت پذیرفت.
3. نکته دیگری که در روایت امام کاظم(علیه السلام) قابل دقت است اینکه ممکن است و به‏احتمال زیاد رد مشروعیت نوروز از سوی حضرت کاظم(علیه السلام) پوششی برای رد پیشنهادحاکم ظالم و فرار از آثار و تبعات آن بوده است، چون تشکیلات نظامی سیاسی‏بنی‏عباس در اختیار ایرانیان بود، و علاقه ایرانیان نسبت‏به اهل بیت نیز بر کسی‏پوشیده نبود، و منصور می‏خواست‏با این پیشنهاد، هم خود را به اهل بیت نزدیک نشان‏دهد و هم آنان را همراه خود قلمداد کند. و با این تحلیل ممکن است قبول نهایی‏حضرت کاظم(علیه السلام) نیز برای جلوس عید شبیه قبول ولایت عهدی مامون از سوی حضرت علی‏بن‏موسی الرضا(علیه السلام) و از روی اجبار و اکراه باشد.
سلام و صلوات خداوند بر محمد و اهل بیت کرام او و نفرین قهار منتقم بر دشمنان‏و ظالمان آنان در هر شب و روز عید تایوم وعید باد. آمین رب العالمین.

پي نوشت :

1 . دهخدا، ذیل عید، زبیدی، تاج العروس، 8/438 - 439
2 . ابن منظور، لسان العرب، 9/319
3 . ابن منظور، همان‏جا، زبیدی/تاج العروس، 8/438
4 . ابن منظور، همان‏جا - زبیدی، 8/839
5 . تفسیر نمونه، 5/131
6 . خوراکی از آرد و شیر .
7 . غذا یا حلوایی که با شیر تهیه می‏شود .
8 . مجلسی، بحار الانوار، ج 40/ص 73
9. سوره بقره(2)، آيه 243.
10. مجلسى محمدباقر، بحارالانوار، ج 56، ص 92
11.بحارالانوار ج 56 ص 100. ابن‏شهرآشوب، المناقب ج 4 ص 319
12. همان.
13. المهذب البارع به نقل از بحارالانوار ج 56 ص 117
14. مفردات راغب.
15. «روى المعلى بن خنيس عن الصادق(ع) فى يوم النيروز، قال: اذاكان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب بإطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما... » (وسايل الشيعه، ج 8، ص 172 و ؛173 ميزان الحكمه، ج 7، ص 133.)
16. تحريرالوسيله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج‏5، ص‏41.
17. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏376.
18. بحارالانوار، ج 56، ص 101.
19. صحيفه نور، ج 16، ص 80.
20. درسايه آفتاب، حسن رحيميان، ص 228.
21. سى مقاله، ص 377.
22. همان؛ مفاتيح الجنان.
23 بحار، ج 56، ص 101.
24. تحريرالوسيله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.

منابع:

1..پایگاه حوزه
2. نوروز در گستره جغرافيا، قربانعلي سولقاني
3.پایگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران
4.نوروز چه روزيست؟ سيد محمد باقر آيت ميردامادى‏
5.نوروز در آينه روايات، محمد رضا ضميري
6.پایگاه رشد
7.مفاتيح الجنان
8. فلسفه معنوی نوروز، محمود لطیفی
9.پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
10.پایگاه بلاغ

ادامه نوشته

عید نوروز، زیبائیها و شادیها


عید نوروز، زیبائیها و شادیها
عید نوروز، زیبائیها و شادیها

نويسنده:حجت الاسلام احمد لقمانی

«لبخند سخن‏»

زکوی یار می‏آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
سخن در پرده می‏گویم زخود چون غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست‏حکم میر نوروزی (1)
(عید نوروز) پرتوی دلربا و چهره‏ای زیبا از آفرینش است که پیش‏از حضور خود انبوه انسانها را به تلاش و کوشش فرا می‏خواند.عیدی است که همراه خود شادی دلها و شادمانیها را آورده، غنچه‏لبخند بر لبان افراد نشانده و افزون بر ظاهر آراسته، باطن‏پیراسته‏ای برای بسیاری از انسانهای سبز سیرت به ارمغان‏می‏آورد. آنان که سرای دل و دیده را با آینه‏های معرفت و طاعت،آذین بسته‏اند و در ایام خجسته نوروز، صحیفه وجود خود را ازهرگونه غبار گناه و نافرمانی پاک و پیراسته نگاه می‏دارند. (2)
دیر زمانی است که چنین ایام و چنان آثار بانگاههای گوناگونی دیده‏می‏شده است; برخی با تحقیر، پاره‏ای با تردید و عده‏ای با تجلیل‏بدان نگریسته، سخنان متفاوت و آموزه‏های متضادی بیان کرده‏اندکه گاه با افراط و تفریط همراه بوده و انبوه شیفتگان دانش ودانایی را در حیرت و نادانی فرو برده‏اند.

عید نوروز؛ دیدگاهها و ارزشها

نخستین دیدگاهی را که به تحلیل و توضیح آن می‏پردازیم، نظرات‏پاره‏ای از دین باوران است، کسانی که خود را در مسیر احکام‏آسمانی اسلام دانسته، شادی و اندوه خویش را در پیروی ازدستورات شرع مقدس جستجو می‏کنند. اینان بر این اعتقادند که عیدنوروز، عید خرافه پرستان و نوروز بت پرستان است. عیدی است که‏از مجوس به ما رسیده است و برای کم رنگ کردن و یا بی رنگ کردن‏اعیاد مذهبی و اصیل ما یعنی عید غدیر، قربان، فطر و جمعه‏ساخته شده است. از این رو آتش پرستان و زرتشتیان در ایران‏باستان بدان اهمیت افزونی داده‏اند و هماره در عظمت و جلوه‏گری‏آن کوشیده‏اند تا نوعی رویارویی و یا تضعیف ارزشهای آسمانی‏اسلام باشد. به دلیل آن که چهارشنبه سوری و از آتش پریدن ازرسوم آنان است و نحس دانستن سیزده و مراسم سیزده بدر، شیوه‏ای‏به دور از عقل و آئین است و سفره هفت‏سین و آدابی اینچنینی‏اعمالی ناشایست و بی ارزش در ارزشهای اصیل اسلام است و یا آن‏که استدلال به روایتی می‏کنند که امام کاظم(علیه السلام)از جلوس در عیدنوروز و حضور در مراسم این روز امتناع فرمودند. (3)
دیدگاه دوم آن‏است که عید نوروز را عیدی ارزشمند از نیاکان ما، در ایران‏زمین دانسته که عظمتی روز افزون دارد در این عید طبیعت رو به‏سبزی، امید و رویش نموده و دلهای انسانها را با چنین حرکتی‏هماره زنده، پرنشاط و پر فروغ می‏نماید. دید و باز دید عید،غبار کدورتها را از دل‏ها می‏زداید و در آغوش گرفتن یکدیگر،نشان از صمیمیت و یکرنگی دارد. ضیافتها، عیدها، لباسهای نو،مسافرتها و... نوعی جوش و خروش و شور و بالندگی در خانواده‏هامی‏آفریند و افزون بر ارزشهای دینی، ارزشهای ملی و عید باستانی‏نیز زنده و پا برجا خواهد بود.
پیروان سومین دیدگاه بر این باروند که ما اصول و مبانی خدشه‏ناپذیری در فرهنگ خود داریم که برتری و ارزش آنها در قالب‏الفاظ، سنت‏ها و یا آداب و رسوم ملی میهنی نمی‏گنجد. ازآموزه‏های وحی گرفته شده و با توجه به ویژگیهای انسان شناختی وروان شناسی و جامعه شناسی، گستره‏ای از معرفت و بینش نصیب‏انسان می‏سازد. پاره‏ای از این آموزه‏ها عبارتند از:
1.انسان، ویژگیها، نیازها و ارزشهای او، تجلی بخش این حقیقت‏روح افزاست که آغاز نا فرجام هستی و آفرینش تمامی موجودات به‏خاطر رشد، تعالی و تکامل آدمی است، ابر و باد و مه و خورشید وفلک با تدبیر خداوندی در کارند تا انسان به عنوان برترین‏آفریده الهی در مسیر شایسته و بایسته خود قرار گیرد و به‏«مقام آدمیت‏» و «خلیفه‏اللهی‏» دست‏یابد.
2.آداب و رسوم، سنتهای ملی، شیوه‏های قبیله‏ای و عادات فامیلی‏جایگاهی خاص خود را دارند. آنگاه که با ارزشهای آسمانی و اصول‏اصیل دینی برخوردی نداشته باشند، محترم و ارزشمند بوده وهرگاه در راستای تقویت، ترمیم و بالندگی دستورات و سخنان‏معصومان(علیهم السلام) باشد، رنگ جاودانگی و بوی تقدس گرفته وحتی قابل دفاع و هم سنگ اصول ارزشمند مذهبی خواهد بود. همانندبرخی از آداب و سنتی که پیش از ظهور اسلام در جوامع پیشین وجودداشته و رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)آنان را محترم شمرد و به عنوان حکمی ازاحکام امضایی اسلام وارد دایره بایدها و نبایدهای دینی نمود. (4)
3.زمان و مکان در ذات و نهاد خود بدون حادثه و حماسه‏ای‏زیبا یا زشت هیچ ارزشی ندارد، بلکه قداست و یا نحوست ایام ویا تابناکی و تاریکی مکان‏ها به خاطر حضور ارزشی از ارزشها ویا فقدان صفتی آسمانی رقم خورده است. بدین خاطر پاره‏ای ازایام خجسته و مبارک قلمداد شده به خاطر بعثت، میلاد، انتخاب‏برای امامت و یا... و برخی روزها برای بعضی کارها مردوددانسته شده به مناسبت ظلم و ستم و یا تبعیض و بی‏عدالتی که درزمانی رخ داده است مثل روز دوشنبه که روز سقیفه شمرده شده ویا ایامی که قمر در عقرب بوده و شروع شیرینی برای پاره‏ای ازامور در آن دیده نمی‏شود. (5)
4.برخی از مناسبتها، هاله‏ای از عظمت و افقی طلایی از قداست‏به خود گرفته است که هیچ حادثه‏ای و یا رخدادی یارای مقابله وهمسانی با آن را نخواهد داشت. این ویژگی تنها به خاطر ارزش‏حماسه واهمیت والای محتوای آن است‏به گونه‏ای که مسیر هدایت‏آدمیان با این ماجرا و در این روز رقم خورده و یا اثبات‏حقانیت و ابطال ادعای دشمنان بدین حادثه وابسته شده است:همانند حادثه هجدهم ذیحجه به نام عید غدیر که روز ولایت ورهبری راستین امام علی(علیه السلام)دانسته شده و برتر از تمامی اعیادمعرفی شده است و یا روز دهم ذیحجه به نام عید قربان که جشن ازخود گذشتگی و ایثار و گرامیداشت دوری از هواها و هوسها نام‏گذاری شده است. و پس از ایندو، عید فطر، روز شادی و موفقیت دراردوگاه رمضان به خاطر گذر از معبرهای دشوار لذات و شهوات وجمعه روز زیبای دیدار و حضور در اجتماعات مسلمانان و استفاده‏از بی‏کران برکات آنان دانسته شده است. (6)
آنجا که ارزشهای والای‏انسانی حفظ شود، گوهر وجود آدمی در باتلاق گناه و گرداب‏نافرمانی آلوده نگردد و در کنار آن، حرکتی مثبت، حماسه‏ای‏چشمگیر، موقعیتی ازرشمند و تکاملی بزرگ در کاروان انسانیت‏جلوه‏گر شود، آن روز عید، یوم الله و روز شادی و شادمانی معرفی‏شده است. همانگونه که امام علی(علیه السلام)به خاطر کار پسندیده یکی ازاصحاب در روز عید نوروز فرمودند:
هر روز ما را نوروز سازید. (7)
و در سخنی دیگر در باره نوروزفرمودند:
نیروزنا کل یوم؛‏ (8) هر روز برای ما، نوروز است.
پس نوروز عید است; عیدی فرخنده و روزی خجسته، اما برای چه‏کسانی؟ و چگونه؟
اگر رنگ عبودیت و جلوه بندگی یابد و یا روزپیمان خداوند با بندگان در دوری از شرک و کفر گردد و یا روزی‏شود که بنا به سخن آسمانی امام صادق(علیه السلام)گشایش سختی‏ها و اندوه‏شیعیان و اهل‏بیت(علیهم السلام) (9) در آن رخ می‏نماید; در این صورت‏نه تنها عید ملی و باستانی، بلکه برتر از آن عید اهل‏بیت(علیهم‏السلام) و نوروز شیعیان و پیشوایان نیز خواهد بود و در آسمان وزمین جشن فرا رسیدن آن بر پا خواهد شد.

عید در آئینه قرآن

عید در کلام حضرت عیسی(علیه السلام)در قرآن با چند ویژگی مطرح شده است. نخست آنکه از آسمان لطف و کرامت الهی، ریزشی مبارک انجام شودو مائده‏ای خدایی فرود آید. دیگر آنکه روز شادی و شادمانی گرددو نه تنها حاضران بلکه پیشینیان و پسینیان نیز از فیض حضورعید بهره برند.سومین اثر آن، نشانه و آیتی از عظمت‏خداوند باشد (و هماره‏جاودان بماند) و نکته دیگر رزق و روزی دنیوی در پرتو آن فراهم‏شود و سفره‏ای پر نعمت مهیا گردد:
قال عیسی بن مریم اللهم‏ربنا انزل علینا مائده من السماء، تکون لنا عیدا لاولنا وآخرنا و آیه منک، وارزقنا و انت‏خیر الرازقین. (10)
چنین پیش آمدمقدسی، چنان تاثیری ژرف در آئین مسیحیت نهاد که منشا عیدمسیحیان گردید و روزهای یکشبنه بدین خاطر، روز عید و تعطیل‏نام نهاده شد تا در آینه این روز تاثیر دعای عیسای مسیح‏جاودان ماند و پرتو معنویت و آثار آسمانی عید حقیقی بسان‏صحیفه‏ای از معرفت، همیشه گشوده بماند.
حضرت موسی(علیه السلام)نیز از این روز استفاده‏ای شایسته نمود و ظهر عیدرا برای اثبات حق بین خود و فرعون انتخاب کرد تا میعاد قدرت‏نمایی حق برابر دیدگان تمامی مردم باشد و بدین وسیله غبارتردید از دل و دیده همگان زدوده شود. از این رو فرمودند:
موعدکم یوم الزینه و ان یحشرالناس ضحی‏ (11)
میعاد (ما) و شماروز جشن باشد که مردم پیش از ظهر گرد هم می‏آیند.
بدین سان‏چنین روزی «عید» گردید ودلهای بسیاری از شیفتگان، لبریز ازترنم یکتاپرستی و توحید شد تا برای همیشه در تاریخ بشریت‏جاودان ماند و هیچ گاه فراموش نشود.

عید در آسمان سبز عصمت

عید در دیدگاه معصومان(علیهم السلام) از ارزشی برتر برخورداراست، از این‏رو شب عید، صبح عید، ظهر و روز عید دارای اعمال‏ویژه‏ای است که در آداب عید بدان اشاره خواهیم کرد.
سخنان بسیاری از معصوم در دست داریم که پاره‏ای از اعمال درغیر روز عید دارای ارزشی برابر با بیست‏حج معرفی شده و یا یکهزار حج (15) دانسته شده است. این‏در حالی است که شبها و روزهای قدر از چنان عظمتی بر خوردارگشته و نگاه همگان بدین روایات همراه با تعجب بسیار بوده است.
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)می‏فرماید:
خداوند از هرچه که آفرید، تعدادی را برای خود برگزید، از میان‏شبها، شب‏های جمعه، شب نیمه شعبان، شب قدر و شبهای عید فطر وقربان را برگزید و از میان روزها، روزهای جمعه و عید راانتخاب نمود. (15)
برخی روایات عظمتی روز افزون به عید نوروزبخشیده‏اند. زیرا عید غدیرخم را برابر با اول فروردین سال دهم‏هجری شمسی قلمداد نموده و عید نوروز را بدین مناسبت دارای‏رنگی الهی و عطری ولایی دانسته‏اند که از آن روز تاکنون بین‏شیعیان و ایرانیان شهرتی بیشتر و استمراری افزون‏تر یافته است. (16)
یکی از یاران امام صادق(علیه السلام)می‏گوید: روز عید نوروز خدمت امام‏صادق(علیه السلام)شرفیاب شدم. حضرت فرمودند: امروز را می‏شناسی؟ عرض کردم:روزی است که عجمها آن را بزرگ می‏شمارند و در آن روز به یکدیگرهدیه می‏دهند.
حضرت فرمودند: «... امروز روزی است که خداوند از بندگان خودپیمان گرفت تا او را عبادت کنند و به او شرک نورزند و به‏پیامبران حجج الهی و ائمه معصومین(علیهم السلام) ایمان آورندو... در این روز قائم ما(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظاهر می‏شود و نوروزی نمی رسد مگراینکه ما اهل بیت ظهور اسلام و گشایش آن را توقع داریم، چون‏نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.» (17)
در برخی روایات‏معصومان(علیهم السلام) به خاطر سنت زشت و ناپسند و یا عمل لغوو بیهوده‏ای که شاهد بوده‏اند. چون سخن از عید نوروز به میان‏آمده از حضور در آن مجلس روی گردان شده و یا افراد را به‏اعیاد مذهبی و آسمانی متوجه می‏کرده‏اند. با توجه به چهار اصل‏یاد شده، به خوبی اهداف پیشوایان(علیهم السلام) آشکار می‏شود،زیرا آنان ارزشهای والای انسانی را کم رنگ و بی رنگ دیده و یانسبت‏به وظیفه اصلی هریک از انسانها در آفرینش که «عبودیت‏»و «معرفت‏ناب‏» است غفلت و فراموشی مشاهده کرده‏اند، از این روبا سخنی چشمگیر و یا حرکتی تکان دهنده دل و دیده افراد را به‏اصول راستین خلقت جلب می‏کرده‏اند.
روزی که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)به مدینه رفتند مردم مدینه دو روز راعید گرفته، به جشن و تفریح می‏پرداختند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:«این دو روز چه خصوصیتی دارد؟» گفتند: «در دوران جاهلیت‏این دو روز را اینگونه سپری می‏کردیم.»
حضرت فرمودند:«خدای سبحان بهتر از این دو روز جشن و بازی روزهای نوروز ومهرگان را برای شما آورده و آن عید فطر و قربان است.» (18)
روزی‏منصور دوانیقی از امام موسی بن جعفر(علیه السلام)در خواست کرد تا درعید نوروز به جای او دیدارکنندگان را پاسخ گوید و هدیه‏های‏نوروزی را که برای منصور می‏آوردند تحویل بگیرد. حضرت‏نمی‏پذیرفت.
منصور گفت: تنها به دلیل اداره نظامیان و دلداری سربازان به‏این کار اقدام می‏کنیم. اکنون از شما خواهش می‏کنم و شما را به‏خدای بزرگ سوگند می‏دهم که این پیشنهاد را بپذیری و حضرت‏پذیرفت. (19)

زیباترین روز، شادان‏ترین عید

نوبهار است در آن کوش که خوش دل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی گرچه راهی است پر از بیم زما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
برخی نوروزشان چون عید کودکان است زیرا تنها جامه رنگارنگ رانشان عید می‏دانند و بعضی عیدشان، عید شکمبارگان است. چون ازعید شربت و شیرینی را می‏شناسند. پاره‏ای چون بوالهوسان، در عیدبی‏بند و باری و عیاشی را دلیل خوشبختی می‏شمرند و تعدادی قهقهه‏مستانه و استهزاء دیگران را شادمانی واقعی می‏دانند و چون‏غافلان سرگرم دید و باز دید عیدند. اما در کنار اینان، برخی به‏دنبال آن‏اند که هر روزشان را نوروز سازند و نوروزشان راپیروز.
امیر سخن، امام علی(علیه السلام)فرمودند: « روز عید روزی است که:
1.عبادات انسان مورد پذیرش پروردگار قرار گیرد.
2.مغفرت و بخشش خداوندی نصیب آدمی شود.
3.انسان از گناه و آلودگی به دور باشد.
قال فی بعض الاعیاد: انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکرقیامه و کل یوم لا تعصی الله فیه فهو یوم عید، انما هذا عید من‏غفر له‏» در گفتار گرانسنگ دیگری امام فرمودند:
امروز برای ما عید است و فردا نیز عید ماست و هر روزی که درآن خدا را نافرمانی نکرده‏باشیم برای ما عید است. (22)

آداب عید نوروز

1.غسل، پوشیدن لباس تمیز و زدن عطر:

امام صادق(علیه السلام)می‏فرماید: «هنگامی که نوروز آمد، غسل کن ونظیف‏ترین لباسهای خود را بپوش و با خوشبوترین عطرها خود رامعطر ساز. (23)

2.روزه داری برپایی نماز و یاد خدا با تکبیر و تهلیل:

امام ششم(علیه السلام)فرموده‏اند: «چه خوب است که در این روز، روزه‏دارباشی! (24)
دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعای مخصوص این روزدر روایتی ارجمند از معصوم(علیه السلام)نقل شده است.
استغفار و توبه، یاد خدا با تکبیر و تهلیل (لااله الاالله) ازدیگر آداب روز عید است که معصوم(علیه السلام)بدان سفارش فرموده است.همانگونه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:
زینوا اعیادکم‏بالتکبیر» عیدهای خود را با آهنگ زیبای تکبیر بیارایید. (25)

3.آراستگی ظاهری; پیراستگی باطنی

امام زین العابدین(علیه السلام)فرمودند:
همه شما باید در روز عید زینت نموده و غسل کنید و آرایش‏نمایید و از دعاهای وارد شده در آن به قدر توان و فرصت‏بخوانید... و مبادا کاری کنید که چهره ظاهر شما زیبا و عمل ورفتار شما پست و زشت‏باشد. (26)
پیشوای هفتم، امام باقر(علیه السلام)در باره‏آیه «خذوا زینتکم عند کل مسجد» چنین می‏فرماید:
یعنی‏لباسهایی را که بدانها خود را زینت می‏کنید در روزهای جمعه وعید برای نماز بپوشید. (27)

4.دادن هدیه و بر پایی جشن و شادمانی

یکی از یاران امام‏صادق(علیه السلام)از حضرت در باره مرد ثروتمندی پرسش نمود که در روزمهرگان یا عید نوروز مردم به او هدیه می‏دهند اما او در عوض‏احسانی نمی‏کند.
امام فرمودند: «آیا آنها اهل نماز هستند؟» گفتم: آری
حضرت‏فرمودند: «هدیه آنها را باید بپذیرد و او نیز در مقابل برای‏آنها هدیه‏ای بفرستد. (28)
برخی سخنان اهل بیت(علیهم السلام)سرپرستان خانه‏ها را به سخاوت و گشایش در زندگی در ایام عیدفرا خوانده تا خاطره‏ای شیرین و به یاد ماندنی برای اهل خانه‏به جای ماند و حالت جشن و شادی پیدا کند. روزی شهاب به امام‏صادق(علیه السلام)عرض می‏کند:

حق زن بر شوهرش چیست؟

حضرت می‏فرماید: «... هر میوه‏ای که‏مردم از آن می‏خورند باید به اهل بیتش بخوراند و خوراکی را که‏مخصوص ایام عید است و در غیر ایام به آنها نمی‏رساند، در ایام‏عید برای آنان تهیه کند.»(29)
و در سخن دیگر امام رضا(علیه السلام)فلسفه‏این عمل را این گونه می‏فرماید:
سزاوار است که مرد بر عیالش‏توسعه و گشایش دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند. (30)

5.دید و باز دید:

حضور در شادیها و مشکلات مسلمانان ازدیگر آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهی‏از شادیها و اندوههای دیگران است.همانگونه که معصوم(علیه السلام)فرمودند:
«هو یوم الفیروز و کان یوم علیه لهم یجتمع الیه الناس ...» (31) این روز، نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همدیگر راملاقات می‏کنند تا...
حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)با اشاره به مراسم عیدفرموده‏اند:
دختران و زنان پرده‏نشین خود را بگویید تا روزهای عید در جمع‏مسلمین و خطبه و دعای عید حاضر شوند. (32)
در نهج البلاغه اشاره به‏خروج مردم از خانه‏ها و اجتماع آنان در مصلای شهر جهت عبادت ودیدار همدیگر دارد. (33)
افزون بر روح پرستش، روحیه بخشش نیز درایام نوروز و دیگر اعیاد ارزشمند و حتی ضروری است. همان گونه‏که بلال با دستور رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)در عید فطر صدقه‏های زنان،دستبندهای بزرگ و کوچک و گوشواره‏های آنان را جمع‏آوری می‏نمودتا به مصرف مسکینان و فقرا برسانند.
آری، فرخنده باد نوروز بر آگاهان و بیداران که در گستره شادی‏خود، دیگران را سهیم می‏کنند و «یاران در انتظار» را با ریزش‏سخاوت خود لبخند شادمانی می‏بخشند که این روزها نیز می‏گذرد وشادیها و شیونها پایان می‏پذیرد و سر انجام کتیبه اعمال ماآینه انسانیت و صحیفه سرنوشت ما خواهد بود.

پى‏نوشت‏ها:

1.دیوان حافظ، غزل 445(با گزینش)
2.ذیل آیه 144 سوره مائده، تفسیر نمونه، ج 5، ص 131، کشف الاسرار، ح 3، ص 273.
3.بحار الانوار، مرحوم مجلسی، ج 59، ص 100.
4.فروغ ابدیت، استاد جعفر سبحانی( ماجرای تولد حضرت عبد الله پدر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
5.بحار الانوار، ج 6، ص 73 و 79، ج 14، ص 370، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 26، تفسیر المعین، ص 127.
6.بحار الانوار، ج 28، 35،36، 37 و 41.
7.وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 12،ص 214.
8.من لا یحضر الفقیه، ج 3، ص 300.
9.بحار الانوار، ج 59، ص 92.
10.سوره مائده، 114.
11.سوره طه، 59.
12.وسایل الشیعه، ج 14، باب 49، ص 459، روایت 19597.
13.همان، روایت 19597.
14.همان.
15.بحار الانوار، ج 91، ص 126.
16.بحار الانوار،ج 59، ص 131، 123 و 119:گاهنامه تطبیقی سه هزار ساله، احمد پیرشک، ص 60،)به نقل از مجله کوثر، شماره 13، ص 8 (
17.چهل حدیث، عید، محمود لطیفی، ص 40.
18.همان، ص 44، 45، تفسیر الکبیر فخر، ج 25، ص 101، تفسیر التحریر، ج 2، ص 177.
19.همان، 46، 47، 76.
20.برگرفته از نوشتار استاد محمد حسین بهجتی( شفق) در مجله پیام انقلاب، شماره 27، 23 اسفند 1359، ص 68.
21.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، باب 437، ص 73، میزان الحکمة، ج 7، ص 132 و 131، بحار الانوار، ج 40، ص 326، عید، ص 28، وسائل الشیعة، ج 15، باب 41، ص 308، ج 10، باب 14، ص 442، عید، ص 24.
22.عید، ص 52، تفسیر الکبیر فخر، ج 1،ص 191.
23.همان، تفسیر جامع البیان، ج 2، ص 157، تفسیر المیزان، ج 20، ص 144، مفاتیح الجنان، اعمال نوروز.
24.همان، ص 59، میزان الحکمة، ج 7، ص 133، تفسیر المیزان، ج 30، ص 300، مفاتیح الجنان، اعمال نوروز.
25.مستدرک الوسائل، ح 6670، بحار الانوار، ج 13، ص 121.
26.وسائل الشیعه، ج 5، ص 115.
27.همان، ج 12، ص 213.
28.وافی، ج 3، ص 116، تفسیر المیزان، ج 30، ص 200.
29.وسائل الشیعه، ج 15، ص 249.
30.بحار الانوار، ج 13، ص 148، ج 14، ص 150.
31.عید، ص 57، میزان الحکمة، ج 7،ص 131.
32.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 3، باب 49، ص 225.
33.عید، ص 65.

منبع: ماهنامه کوثر

ادامه نوشته

عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین ها و اساطیر ایرانی

ویژه نامه سفره هفت سین
RSS عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین ها و اساطیر ایرانی

عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین ها و اساطیر ایرانی
عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین ها و اساطیر ایرانی

نويسنده: مریم مدرس زاده

۱. در فرهنگ اسلامی

با اینكه در قرآن كریم به نوروز و نیز به اعیاد اسلامی اشاره ای نشده است، لیكن بخشی از روایات اسلامی به تجلیل و تكریم از عید اختصاص دارد. این مقاله پس از آنكه نظر قرآن و روایات اسلامی را درباره ( عید ) جویا می گردد به بررسی مجملی از جایگاه ( نوروز) در فرهنگ اسلامی می پردازد.

۱-۱- ( عید ) در قرآن كریم :

واژه ( عید ) در قرآن كریم تنها یكبار در آیه ۱۱۴، سوره مائده آمده است: ( عیسی ابن مریم گفت بارالها! ای پرودگار تو ما از آسمان مائده ایفرست تا این روز برای ما و كسانی كه پس از ما آیند روز عید مباركی گردد و آیت و حجتی از جانب تو برای باشد، كه تو بهترین روزی دهندگانی عیسی بن مریم این دعا را آن هنگام كه حورایون به او گفته بودند كه : ای عیسی ابن مریم، آیا خدای تو می تواند برای ما از آسمان مائده فرستد؟ عیسی در پاسخ آنان می گوید: اگر ایمان آورده اید از خدا بترسید! و هرگز شك در قدرت خدا و یا شك در اجابت دعای پیغمبر خدا نكنید. حواریون گفتند ( ما شك نكرده ایم لیكن ) می خواهیم كه از آن مائده آسمانی تناول كنیم تا دل های ما مطمئن شود ( و بر یقین ما بیفزاید ) و تا به راستی عهدهای تو پی بریم و بر آن گواه باشیم . عید خود مصدری است مانند عود به معنای بازگشتن و به همین مناسبت، سالگردها و یادبودها را ( عید ) گویند. البته، این نامگذاری به یادبودهای خوش وتوام با شادمانی اختصاص دارد.
( عید ) روزی است كه در آن سود و منفعتی به دست بیاید و در شرع مقدس اسلام، روزهای اضحی و فطر عید نامیده می شوند. كه در عید اضحی قربانی، و در عید فطر زكات فطره مطرح است. نیز می توان گفت، عید آن روزی است كه در آن نماز ویژه ای برگزار كنند، یا روزی است كه مجمعی در آن فراهم آید، و یا آنكه عید روزی است كه خلق از ماتم به شادمانی ( عود ) كنند، یا روزی است كه زندانیان را از زندان رها كنند، و یا كودكان را از مكتب بیرون فرستند، یا روزی است كه تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد، یا آنكه ( عید ) روز شریف و ارجمندی می تواند باشد.از آیه ( مائده ) استفاده می شود كه حضرت عیسی و مسیح روز نزول مائده را كه سالروز وقوع یك معجره الهی در تاریخ است برای همه انسان ها ( عید ) قرار داده است، تا این روز آیت و حجتی از جانب خداوند برای مردمان در تمامی اعصار بوده باشد و به میمنت این پدیده پر بركت همه ساله شادمانی و خجستگی آن روز تكرار گردد. از آنجا كه ( مائده ) به معنای خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، می توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عیسی مسیح ( ع ) ویژگی خاصی داشته است كه به خاطر آن عنوان ( مائده ) را به خود گرفته است.راغب اصفهانی می گوید: ( مائده طبق و خوانی است كه در آن طعام باشد كه هم به آن طبق و هم به طعام مائده گفته می شود. بنابر این، عید در این آیه اشاره دارد به نزول یك بركت آسمانی در پوشش طبق یا طبق هایی از طعام و خوردنی كه می تواند تكرار وبازگشت آن روز نیز همان بركات را به همراه داشته باشد و از این جهت ، آیت و حجتی دیگر از جانب خداوند متعال برای انسان ها و فرصتی دیگر برای ایجاد ارتباط با خدا و ذكر و یاد او در دل ها و زبان ها بوده باشد.

۲-۱- عید در روایات اسلامی :

جمعه، فطر، اضحی و غدیر خم مهمترین روزهایی هستند كه از آنها در روایات اسلامی با عنوان ( عید ) یاد شده است و هر یك از این روزها اعمال و آداب و مراسم مشترك یا خاص خود را دارند.مهمترین اعمال وآداب مشترك این اعیاد عبارتند از : غسل كردن و حمام كردن، پوشیدن جامه نیكو، استعمال بوی خوش، خواندن نماز و ادعیه، ضمن آنكه هر یك از آنها اعمال ویژه خود را نیز دارند. نكته جالب توجه در این اعمال و آداب و ادعیه آن است كه غالبا" به نزول فرشتگان و ارواح وارستگان و فرود آمدن بركات آسمانی اشاره می شود. چنانگه تلاوت سوره قدر، به منظور اشاره به قدر و شرف و عظمت این اعیاد، و تاكید بر نزول فرشتگان و ( روح ) از آسمان مانند آن ، نوعا" در نمازهای ویژه این اعیاد مطرح است.در شب جمعه و ملائكه از آسمان به زیر می آیند با قلم های طلا و صحیفه های نقره، و در پسین پنجشنبه و شب جمعه و روز جمعه تا غروب آفتاب جز صلوات بر محمد ( ص ) و آل او چیز دیگری نمی نویسند.شب عید اضحی ( قربان ) از لیالی متبركه است و یكی از آن چهار شبی است كه نگاه داشتن احیا در آن شب توصیه شده است چرا كه درهای آسمان در این شب باز است.در روایات آمده است كه فضیلت شب عید فطر كمتر از شب قدر، شب نزول قرآن ، ملائكه و روح نیست.عید غدیر خم نیز از عظیم ترین اعیاد است و نامش در آسمان روز عهد معهود است و آن روزی است كه حضرت رسول ( ص ) امیرالمومنین ( ع ) را به خلافت خود برگزید احسان و انفاق در این روز ، چون شب قدر، اجری چندین برابر روزهای دیگر دارد. گفتنی است كه در بعضی از ادعیه مربوط به این اعیاد وسعت رزق از خداوند متعال كه خیرالرازقین است در خواست می شود.

۳-۱- عید نوروز و آداب آن :

مفاتیح الجنان شیخ قمی روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذكر كرده است كه اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. بی آنكه اشاره ای به فضیلت این روز كرده باشد. ولی بحارالانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یكی از روایات مفصل معلی بن خنیس از نوروز را این گونه تجلیل كرده است: نوروز روزی است كه كشتی نوح بر كوه جودی قرار گرفت، روزی است كه جبرئیل بر نبی ( ع ) نازل شد، روزی است كه رسول اكرم ( ص) علی ( ع ) را بر دوش كشیدتا بت های قریش را از بالای كعبه رمی كند، روزی است كه نبی( ع ) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است كه برای علی ( ع ) ازمدم بیعت گرفت ( غدیر حم ) روزی است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزی است كه امام عصر ( عج ) بر دجال پیروز خواهد شد. و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق ( ع ) در مفاتیح الجنان :فرمود : چون نوروز شود غسل كن و پاكیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوی های خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهای پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شدی، چهار ركعت نماز بگذار یعنی هر ركعت به یك سلام و در ركعت اول بد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و این دعا را بخوان همان طور كه مشاهده می شود این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل كردن، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی های خوش و روزه داشتن آغاز می شود، ضمن آنكه نمازی مشابه نمازهای سایر اعیاد اسلامی دارد.

۴-۱- نماز عید نوروز:

نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره های قدر، كافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است. از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می توان دریافت كه عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول بركات و آیات الهی همراه بوده است. تاكید بر قرائت سوره های كافرون ، توحید، معوذتین نیز می تواند اشاره به در خواست دفع انواع شرور و بدی ها داشته باشد.

۵-۱- دعای عید نوروز:

دعای مخصوص عید نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم ( ص) وآل او و اوصیا و همه انبیا و رسولان آغاز می شود آن گاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ایشان ادامه می یابد . در این دعا آمده است: ( هذا الذی فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره ) این فراز با اندكی جابجایی در كلمات در دعای مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن نیز آمده است. فراز پایانی دعای مخصوص عید نوروز : ( اللهم .... ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونك علیه حتی لا اتكلف مالا احتاج الیه یا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده ها به میان می آید بیش از اندازه قابل توجه است زیرا، چنانكه در گزارش آیین های ایرانی خواهد آمد عید نوروز همان روزی است كه حضرت سلیمان ( ع ) انگشتری خویش را پس از مدتی پیدا كرده است.

۲- در آیین ها و اساطیر ایرانی :

۱-۲- جشن :

همتای واژه (عید ) در زبان های ایرانی ( جشن ) یا (یسن) است. از ریشه yazبه معنای ستایش ، نیایش و پرستش ( ایزد) به معنای ستایش شده و نیایش شده نیز از همین ریشه است. ( جشن) واژه ای ایرانی، مذهبی و بسیار كهن است. این واژه كه باری گران از معناها سنت های ویژه ایرانی را بر دوش دارد، در اصل عبارت بوده است از برپایی مراسم نیایش و سپاس به مناسبت رخداد یك پیروزی ، یك واقعه اجتماعی یا یك معجره آسمانی كه سودی برای اجتماع داشته باشد. مردم به هنگام برپایی بزرگداشت گرد هم جمع می آمدند و خدای را با مراسم ویژه مذهبی نیایش می كردند، و این نیایش و سپاس همه ساله به عنوان قدرشناسیاز موهبتی كه از سوی خداوند ارزانی شده بود تكرار می گردید. این مراسم با رقص های مذهبی و سرود و موسیقی نیز همراه بوده است. در ایران باستان و پیش از ظهور زردشت همواره مراسم قربانی پس از مراسم نیایش و ستایش انجام می پذیرفت. آن چنان توده هایی از آتش برپا می داشتند و در كنار آن صدها و هزارها اسب و گاو و گوسفند قربانی می كردند. آن گاه سهمی از قربانی به آتش داده می شد و باقیمانده آن میان مستمندان و نیایشگران پخش می گردید. و با همین گوشت قربانی سور و مهمانی برگزار می شد. یك پدیده كیهانی مانند واقع شدن خورشید در نقطه های اعتدال ربیعی یا خریفی یا انقلاب صیفی و شتوی می توانست انگیزه ای برای برگزاری جشن باشد. همین جشن ها در دوره های مختلف زندگانی اقوام ایرانی، آغاز سال را اعلام می كردند. چنانكه جشن های نوروزی، جشن مهرگان، جشن شب چله تابستان و شب چله زمستان از این قبیل است. تعداد دیگری از جشن ها برای نیایش امشاسپندان وایزدان برپا می شد، از آن روزی كه این ایزدان نگاهبان روزهای ماه و ماه های سال بودند و هرگاه كه نام روز با نام ماه برابر می افتاد به آن مناسبت جشنی برپا می شد.

۲-۲- جشن نوروز

این جشن از كهن ترین جشن های ایرانی است كه پژوهشگران بنیاد آن را هند و ایرانی ندانسته اند، بلكه با قید احتمال آن را به اقوام بومی نجد ایران پیش از مهاجرت و آریاییان، منسوب می دانند. همچنین دو جشن مهرگان و نوروز از طریق سومریان به بین النهرین راه یافته و در آنجا دو جشن ( ازدواج مقدس) و ( اكیتو ) را پدید آورده كه بعدها در بین النهرین این هر دو جشن به صورت جشنی واحد در آغاز سال نو برگزار گردیده ولی در نجد ایران همچنان تا دوره اسلامی به صورت دو جشن مستقل بر قرار مانده است. بنابر این سه جشن نوروز مهرگان و سده بیشتر در زمره اعیاد ملی ایرانی قرار می گیرند تا جشن های مذهبی گفتنی است كه در گاهان و اوستا از این سه جشن یادی نشده است.

۳-۲- نوروز كوچك و نوروز بزرگ

عنوان نوروز در فرهنگ ایرانی به دو روز تعلق داشته است. یكی روز اول فروردین، كه خورشید به برج حمل می رسد و به آن نوروز كوچك یا ( عامه ) می گویند و دیگری نوروز بزرگ یا ( نوروز خاصه) است كه روز خرداد از ماه فروردین است. گفته اند : نوروز سالروز آفرینش جهان و انسان است و نوروز بزرگ روزی است كه در آن جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم های نیكو گذاشت، و گفت خدای تعالی شما را خلق كرده است. باید كه به آب های پاكیزه تن را بشویید و غسل كنید و به سجده و شكر خدا مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید.

۴-۲- نوروز و فروشی ها:

ماه فروردین به فروهرها و یا فروشی ها تعلق دارد. جشن نوروز نیز نمادی از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی است كه به رستاخیز و حیات منتهی می شود. ( فروهر ) یكی از نیروهای غیر مادی در وجود انسان است و نوعی همزاد آدمیان كه پیش از آفرینش مادی مردمان در جهان مینوی به وجود می اید و پس از مرگ آدمیان نیز دوباره به جای نخستین خویش باز می گردد و از پادافراهایی كه روان انسان ها به مناسبت گناهان باید متحمل شود به دور است. در عقاید باستانی تر، ایرانیان تنها قهرمانان را دارای فروهر می دانستند، اما بعدها پرهیزگاران نیز از این موهبت بهره مند می شوند. آنان سالی یكبار برای دیدار بازماندگانشان به خانه های خویش فرود می آیند و ورود آنان بركت را به همراه خواهد داشت، آن زمان كه خانه را پاكیزه و درخشنده ببینند. ولی چنانچه آن را آشفته در هم و پاكیزه نشده بیابند بركت برای آن نخواسته آن را رها می كنند. حضور فروهرها از طلیعه فرودین و نوروز آغاز و تا دهم فروردین و به روایتی تا نوزدهم آن ادامه می یابد از این جهت مراسم آتش افروزی بر بالای بام ها انجام می پذیرفته است تا راه خانه ها را به فروهرها نشان دهند.به گفته بعضی از محققان تا به امروز نیز اعتقاد به بازگشت ارواح نیاكان در ایام نوروز وجود دارد. چنانكه اعتقاد به آزادی مردگان در شب های جمعه و بازگشت ارواح آنان به خانه های خود می تواند چنین بنیادی داشته باشد.

۵-۲- پیوند نوروز با آب:

نوروز بزرگ ، روز خرداد از ماه فروردین است و خرداد ایزد موكل بر آب در جهان مادی است در بندهش چنین آمده است: همه نیكی ها چون از ابركران ( عالم اعلی ) به گیتی آید، به خرداد روز آید. باشد كه همه روز آید، اما آن روز بیش آید. پیداست اگر آن روز بر تن جامه ای نیكو بدارند. و بوی خوش بویند و مروای نیك ( تفال ) كنند و... آن سال نیكویی بدیشان رسد و بدی را از ایشان دور می سازد. از آنجا كه نوروز در آغاز فصل بارش باران های بهاری قرار دارد می توان ردپای اردویسور اناهید را نیز در آن یافت. ( اردویسور اناهید ) الهه آب است. اوس كه به فرمان اورمزد از آسمان باران، برف و تگرگ را فرو می باراند. بندهش او را ( مادر آب ها ) توصیف می كند كه پاكیزه نگاه داشتن تخمه مردان، چون از خون پالوده شود و نیز زنان، چون بزایند و دیگر آبستن شوند از خویشكاری های اوست.و نیز گفته اند : سبب اینكه ایرانیان در نوروز غسل می كنند آن است كه این روز به الهه آب تعلق دارد. از این رو، مردم در این روز هنگام سپیده دم از خواب بر می خیزند و با آب قنات و حوض خود را می شویند و گاهی نیز آب جاری بر خود از راه تبرك و دفع آفات می ریزند. و در این روز مردم به یكدیگر آب می پاشند و درباره سبب این كار برخی گفته اند علت آن است كه در كشور ایران دیرگاهی باران نبارید و سپس ناگهان سخت ببارید و مردم به آن باران تبرك جستند واز آن آب به یكدیگر پاشیدند و این كار همچنان در ایران مرسوم بماند.

6-۲- نوروز پیروز:

نوروز همچنین نمادی است از پیروزی نیكی بر بدی. از همین رو آیین نیایش رپیثون در نوروز برگزار می شود. ( رپیثون ) سرور گرمای نیمروز و ماه های تابستان است. با یورش دیو زمستان به زمین رپیثون به زیر زمین فرو می رود تا با گرم نگاهداشتن آب های زیرزمینی، گیاهان و ریشه درختان را از مرگ نجات بخشد. بازگشت سالانه او در بهار نمادی است از پیروزی نهایی خیر بر شر، به همین مناسبت جشن و نیایشی ویژه در مراسم نوروزی به ایزد مذكور تعلق داشته است. یكی از نوشته های پهلوی به نام ( ماه فروردین روز خرداد ) این معنا، پیروزی نیكی بر بدی، را بسیار یادآور می شود. در این متن، این روز، روزی است كه تهمورث اهریمن دروند ( گناهكار ) را سی سال به باره كرد، منوچهر به خونخواهی ایرج بیرون آمد و سلم و تور را هلاك كرد، سام نریمان بر سناوذك دیو پیروز شد، كیخسرو به خونخواهی پدر خویش، سیاووش، افراسیاب را هلاك كرد، منوچهر و آرش زمین را از افراسیاب باز ستاندند، و بالاخره در ماه فروردین، روز خرداد، اورمزد فرمان رستاخیز دهد و جهان را بی مرگ و بی زرمان ( بی پیری) و بی پتیاره ( بی عیب و نا آلوده ) كند. آن زمان است كه اهریمن با دیوان و دروجان ... همگی ناكار گردند.

۷-۲- نوروز روز دین و روز پادشاهی :

درماه فروردین، روز خرداد، فریدون جهان را تقسیم كرد. روم را به سلم، تركستان را به تور و ایرانشهر را به ایرج داد، كیخسرو و سیاووشان را به لهراسب سپرد، زردشت دین مزدیسنان را از اورمزد پذیرفت و كی گشتاسپ شاه دین را از زردشت و در این روز پشوتن رواج دین خواهد كرد.و نیز روایت شده است كه كوروش پس از پیروزی بر بابل پسر خود كموجیه را در جشن نوروز ( گموك بابلی ) به عنوان پادشاه بین النهرین معرفی كرد.

۸-۲- نوروز و سلیمان

در روایات ایرانی آمده است كه چون سلیمان بن داوود انگشتر خویش را گم كرد سلطنت از دست او بیرون رفت. اما پس از چهل روز بار دیگر انگشتر خود را باز یافت و پادشاهی و فرماندهی به او بازگشت و مرغان به دور او گرد آمدند، و ایرانیان گفتند: نوروز آمد.

۹-۲- نوروز و خوان هفت سین:

از مهمترین آیین های نوروزی گستردن خوان نوروزی است كه مشهورترین آن ( سفره هفت سین ) است. این سفره تا پایان جشن نوروز گسترده می ماند. این خوان مجموعه ای است متنوع از آنچه كه در زندگی به آن احتیاج است. البته محدود كردن آن به هفت چیزی كه با حرف ( سین ) آغاز می شود اصالتی ندارد. همچنین این خوان می تواند به نوعی بیانگر پذیرایی از فروهرها باشد كه از روز اول فروردین به خانه های خویش وارد می شوند. عدد هفت از اعداد مقدس نزد ایرانیان است كه با هفت امشاسپند ( برابر هفت ملك مقرب در آیین های سامی ) ارتباط دارد.گویند: ( سین ) شكل كوتاه شده ( سینی ) است كه همان خوان مسین است. و در نوروز هفت خوان را برای هفت امشاسپند می آراسته اند. یا آنكه برای بركت و شگون در هفت سینی دانه هایی را كه بركت به سفره می آورد می رویاندند و آن گاه در خوان نوروزی قرار می دادند.

كتابنامه:

قران كریم با ترجمه مهدی الهی قمشه ای سازمان تبیغات اسلامی تهران ۱۳۶۲ ش
۱- آثار الباقیه ترجمه اكبر دانا سرشت كتابنامه خیام تهران ۱۳۳۷ ش
۲- ایران كوده ۱۶ ماه فروردین روز خرداد م مقدم انجمن ارانویچ چاپ سوم بی تا
۳- آیین های نوروزی ، مرتضی هنری، انتشارات فرهنگ و هنر ، ۱۳۵۳ ش.
۴- بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، مكتبه الاسلامیه، ج ۵۹ تهران ۱۳۵۸ ق
۵- بندهش، مهرداد بهار، توس، تهران، ۱۳۶۹ ش
۶- پژوهشی در اساطیر ایران، ژاله آموزگار، سمت، تهران ۱۳۷۴ ش
۷- تاریخ اساطیری ایران ، ژاله آموزگار سمت تهران، ۱۳۴۷ ش
۸- تفسیر شیخ ابوالفتوح رازی، با تصحیح علی اكبر غفاری ، كتابفروشی اسلامیه ، تهران ۱۳۹۸ ق
۹- تفسیر نمونه ، زیر نظر ناصر مكارم شیرازی، دارالكتب الاسلامیه، ج ۲۶ ، تهران ۱۳۶۶ ش
۱۰- جشن های ایرانی بهرام فره وشی، تماشا، شماره ۹۶ سال دوم ۱۳۵۱ ش، ص ۵.
۱۱- لغت نامه دهخدا ، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران ، تهران ۱۳۷۷ ش
۱۲- مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی ، با ترجمه موسوی دامغانی، سازمان انتشارات كیهان ، تهران ، ۱۳۷۶ ش. ۱۳- المنجد، ترجمه محمد بندر ریگی، انتشارات ایران ، تهران ۱۳۷۴ ش.
۱۴- المعجم المفرس لالفاظ احادیث بحار الانوار، اشراف، علیرضا برازش، موسسه الطباعه و انشر و زاره الثقاقه و الارشاد اسلامی ، ج ۲۶ ، تهران ۱۳۷۳ ش.
۱۵- المعجم المفرس لالفاظ القرآن الكریم، محمد فواد عبدالباقی، دارالحدیث قاهره ۱۹۸۸ م
۱۶- الیمزان فی تفسیر القران الكریم علامه سید محمد حسین طباطبایی با ترجمه محمد باقر موسوی همدانی كتابفروشی اسلامیه ، ج ۱۲، تهران ۱۳۴۴ ش.
۱۷- نوروز ، ژاله آموزگار، كلك شماره ۳۱ ، ۱۳۷۰ ش صص

منبع: مرکز علمی و پژوهشی فرش ایران

ادامه نوشته

نوروز در فرهنگ شيعه


RSS نوروز در فرهنگ شيعه 

نوروز در فرهنگ شيعه – قسمت اول
نوروز در فرهنگ شيعه – قسمت اول

نويسنده:رسول جعفریان
نوروز يا روز نو، در همه تقاويم، در همه دوره‏ها و در ميان همه فرهنگها، با اسامى گوناگون مطرح بوده و هست. گردش زمين به دور خورشيد و پديد آمدن روز و شب و فصول سال و نيز حركت ماه بر گرد زمين، بشر را به محاسبه واداشته و به طور طبيعى تقويم را پديد آورده است. آغاز هر سال، شروع جديدى است كه خود به نوعى انسان را با احساسى تازه و تولدى نو به حركت در مى‏آورد. اين آغاز همراه با شادى و سرور بوده و در هر فرهنگى آيينهاى ويژه‏اى براى نشان دادن خوش حالى و شادى تعبيه شده است. در ميان ايرانيان، اين روز نو، روزى بود كه شاه جديد ساسانى به تخت مى‏نشست. خواهيم ديد كه آخرين نوروز ايرانى، كه طى آن آيينهاى ويژه‏اى را اجرا مى‏كردند، [1] روزى در اواخر خردادماه بود كه يزدگرد سوم بر تخت نشست و از آن پس، اين نوروز، هر سال، با توجه به عدم محاسبه كبيسه و اهمال آن، در هر چهار سال يك روز به عقب مى‏افتاد. پس از آمدن اسلام، سنت نوروز، پابرجا ماند و اين بدان دليل بود كه مردم ايران، به سرعت اسلام را نپذيرفته و تا يكى دو سه قرن، بسيارى از آنان بر آيين كهن خود بودند. حتى اگر اسلام را پذيرفتند، نتوانستند به آسانى آن را ترك كنند. دانسته است كه اسلام دو عيد را با عنوان عيد فطر و اضحى با آيينهاى ويژه مطرح كرد، هر چند آنها آغاز سال نبود اما به هر روى عيد طبيعى مسلمانان به شمار مى‏آمد. در برابر، نه از سوى اهل سنت و نه امامان شيعه، موضعگيرى روشن و شناخته شده مفصلى نسبت‏به نوروز مطرح نشد. آنچه در اين باره گفته شده پس از اين اشاره خواهيم كرد.
بحث از نوروز، در فرهنگ شيعه، از قرن پنجم به بعد مطرح شد و تا آنجا كه به منابع برجاى مانده ارتباط مربوط مى‏شود، نخستين بار در مختصر مصباح شيخ طوسى از آن ياد شد. پس از آن در منابع ديگر هم وارد گرديد. در اين مقال سير ورود آن را در منابع شيعه و موضعگيرى فقهاى شيعه در باره آن را توضيح خواهيم داد. نكته جالب توجه آنكه در دوره صفوى، آثار فراوانى در زمينه عيد نوروز نوشته شد. شيخ آقابزرگ ذيل مدخل نوروزيه، از بيش از پانزده رساله كه در دوره صفوى تاليف شده ياد كرده است. در اين مقال برآنيم تا بر چند رساله نوروزيه كه در اين دوره تاليف شده شرحى به دست دهيم.

مبناى محاسبه روز نوروز

نوروز نخستين روز فروردين ماه شمسى به حساب مى‏آيد. محاسبه سال شمسى تا پيش از پيدايش تاريخ جلالى در سال 467 يا 471، بدين ترتيب بود كه سال را دوازده ماه سى روزه تقسيم مى‏كردند كه جمعا 360 روز مى‏شد. پنج روز باقى مانده را در پايان آبان ماه يا اسفندماه بر آن مى‏افزودند كه جمعا 365 روز مى‏شد. با اين حال پنج‏ساعت و 48 دقيقه و 51/45 ثانيه باقى مى‏ماند. اين زمان، در هر چهار سال يك روز مى‏شد و از آنجا كه در محاسبه نمى‏آمد، روز اول فروردين در فصول سال تغيير مى‏كرد. بنابر اين ماههاى شمسى نيز در آن زمان، مانند ماههاى قمرى در فصول سال متغير بود. معناى اين سخن آن است كه نوروز در ابتداى فروردين واقعى، يعنى نقطه آغاز اعتدال ربيعى قرار نداشت.
زمانى كه يزدگرد سوم، آخرين شاه ساسانى، در سال 632 ميلادى به تخت نشست، روز نخست‏سال، يعنى اول فروردين در آن تاريخ، مطابق بود با شانزدهم حزيران (ژوئن) (مطابق با 27 خرداد). پس از آن با محاسبه بالا، روز نوروز يا اول فروردين، هر چهار سال، يك روز به عقب مى‏آمد.
در سال 467، روز نوروز مطابق دوازدهم حوت يا اسفند بود. در اين سال، ملكشاه سلجوقى، دستور داد تا منجمان، محاسبه دقيقى از سال شمسى انجام داده و روز اول فروردين را معين كنند. بر اساس محاسبه خواجه عبدالرحمان خازنى، منجم مرو، عوض آن كه بر اساس محاسبه قبلى، روز واقعى دوازدهم اسفند را اول فروردين دانسته شود، اول فروردين را هيجده روز جلوتر برده و در ابتداى اعتدال ربيعى، يعنى فروردين واقعى قرار داد. در محاسبه جديد، هر سال را در چهار نوبت، 365 روز محاسبه كرده (دوازده سى روز به ضميمه پنج روز كه در آخر ماه آبان يا اسفند افزوده مى‏شد) و سال پنجم را 366 روز محاسبه كردند. البته پس از هر هشت دوره چهارساله، سال پنجم را 366 قرار مى‏دادند. در اين محاسبه آن پنج‏ساعت و اندى نيز در محاسبه مى‏آمد. بدين ترتيب، روز نوروز، به عنوان نخستين روز فروردين ماه، از آن سال ثابت ماند.
بنابر اين، نخستين سالى كه روز اول فروردين آن دقيقا مطابق آغاز زمان اعتدال ربيعى بود، سال 467 (يا 471) بوده است. [2]

نوروز در فرهنگ شيعه

دانسته است كه سال قمرى، به عنوان سالشمار پذيرفته شده در آيينهاى دينى در دين مبين اسلام پذيرفته شده و در ميان مردم و كتابهاى تاريخى مرسوم بوده است. در كنار آن سال شمسى، به دليل ثبات آن در تعيين فصول، هميشه به عنوان سال مورد استفاده در امر كشاورزى و خراج و جز آن، اهميت‏خود را حفظ كرده و در تقاويم محاسبه و ياد مى‏شده است. تطبيق اين دو روز شمار با يكديگر در فرهنگهاى مختلف هميشه مورد بحث واقع شده و راه حلهاى مختلفى براى آن عرضه شده است. سيرى از اين تطبيقها در ميان تاريخ قمرى و شمسى را تقى‏زاده مورد بحث قرار گرفته است. [3]
در سال 1304 شمسى (1343 قمرى مطابق 1925 ميلادى) در ايران، تقويم شمسى، به عنوان تقويم رسمى پذيرفته شد. محاسبه پيشين كه دقيق بود مراعات شد و تنها عوض افزودن پنج روز به سال، شش ماه نخست‏سال را سى و يك روز، و پنج ماه دوم را سى روز و اسفند را بيست و نه روز قرار دادند كه هر چهار سال، سى روز محاسبه مى‏شد. سالى كه اسفند آن سى روز بود، آن را سال كبيسه ناميدند. [4] در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نيز مبناى محاسبه سال شمسى بوده و سال قمرى نيز در كنار آن به عنوان تقويم دينى مورد تاكيد قرار گرفت.
اين بود اجمالى از نوروز در تقويم شمسى. مهمترين نكته آن، اين است كه نوروز تا سال 467 درسال متغير بوده وپس ازآن درآغازاعتدال ربيعى قرارگرفته واز آن پس تغييرى نيافته است.

نوروز در منابع كهن شيعى

در آغاز بايد اشاره كنيم كه مقصود از منابع كهن منابعى است كه تا زمان شيخ طوسى تاليف شده است. آنچه كه در باره نوروز در اين منابع آمده، به شرح زير است:
نخست آن كه نجاشى ذيل شرح حال ابوالحسن نصر بن عامر بن وهب سنجارى نوشته است كه وى از ثقات اصحاب است و كتابهايى داشته از جمله كتاب ما روى فى يوم النيروز. [5] روشن نيست حجم رواياتى كه وى در اين كتاب جمع آورى كرده چه اندازه بوده است. گفتنى است كه صاحب بن عباد كه بايد او را با احتياط شيعه معتزلى دانست، كتابى با عنوان كتاب الاعياد و فضائل النيروز داشته است. [6]
در منابع كهن، چند روايت نيز در باره نوروز آمده، كه به اين ترتيب است:
1- نخست روايتى از ابراهيم كرخى كه ضمن آن از امام صادق عليه السلام سؤال شده كه شخصى مزرعه بزرگى دارد. در روز مهرگان يا نوروز، هدايايى (از طرف كسانى كه بر روى آن كار مى‏كنند) به او داده مى‏شود. آيا بپذيرد؟ حضرت فرمود: آنها كه هديه مى‏دهند مسلمانند؟ ابراهيم مى‏گويد: آرى. حضرت فرمود: هديه آنها را بپذيرد. [7]
2- روايت ديگر چنين است كه در روز نوروز به اميرالمؤمنين عليه السلام گفته شد: اليوم النيروز. حضرت فرمودند: اصنعوا كل يوم نيروزا هر روز را نوروز كنيد. [8] و نقل ديگر همان روايت آن كه حضرت فرمود: نيروزنا كل يوم. [9] اين همان روايتى است كه در آن گفته شده در روز نوروز به آن حضرت، فالوذج هديه كردند و حضرت اين پاسخ را دادند. در حاشيه نسخه‏اى از فهرست ابن‏نديم آمده كه ثابت‏بن نعمان بن مرزبان، پدر ابوحنيفه، يا جد او همان كسى بود كه فالوذج به امام على عليه السلام هديه كرد و حضرت فرمود: نوروزنا كل يوم يا مهرجونا كل يوم. [10] تعبيرى كه صاحب دعائم آورده قدرى متفاوت است. در آنجا آمده: وقتى فالوذج به امام اهدا شد، حضرت دليلش را پرسيد؛ گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمود: فنيروزا ان قدرتم كل يوم. يعنى تهادوا و تواصلوا فى الله. [11] اين روايت را بخارى نيز در التاريخ الكبير آورده است. [12]
به جز آنچه از من لايحضر نقل شد، در آثار صدوق، اشاره‏اى به نوروز نشده است. تنها در عيون اخبارالرضا عليه السلام ضمن اشاره به داستان زيدالنار آمده كه جعفر بن يحيى برمكى بعد از كشتن ابن افطس علوى، سر وى را همراه هداياى نوروز نزد هارون فرستاد. [13] صدوق هيچ اشاره ديگرى به نوروز نكرده است. [14] گفتنى است كه در آثار شيخ مفيد نيز، كلمه نوروز يا نيروز يافت نشد. [15]
3- اشاره شد كه در تهذيب شيخ طوسى، به بحث هديه در روز نوروز و مهرجان [16] اشاره شده بود. جداى از آن شيخ طوسى در مصباح المتهجد، براى نخستين بار بحث از روز نوروز، به عنوان روزى متبرك كه روزه استحبابى و نماز دارد، كرده است. آنچه در مصباح (به نقل از بحار) آمده چنين است:
روى المعلى بن خنيس عن مولانا الصادق عليه السلام فى يوم النيروز قال: اذا كان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما فاذا صليت النوافل و الظهر و العصر، فصل اربع ركعات، تقرا فى اول ركعة فاتحة الكتاب و عشر مرات انا انزلناه و... [17] گفتنى است كه شيخ روز روز نوروز را نه در مصباح و نه در مختصر مصباح معين نكرده است.
4- ابن ادريس (598) در سرائر مى‏نويسد: شيخ ما ابوجعفر در مختصر مصباح آورده از چهار ركعت نماز مستحب در نوروز فرس سخن گفته اما روز آن را معين نكرده، چنانكه ماه آن را از ماههاى رومى يا عربى مشخص نكرده است. آنچه برخى از اهل حساب و علماى هيئت و اهل فن در كتابش گفته، اين است كه روز نوروز دهم ماه ايار (دهم ماه مه مطابق دوم ارديبهشت) كه سى و يك روز است مى‏باشد. زمانى كه نوروز از آن گذشت، روز نوروز فرا مى رسد. گفته شده نيروز و نوروز دو لغت است. اما نيروز معتضد كه به آن نوروز معتضدى مى‏گويند، روز يازدهم حزيران (يازدهم ژوئن مطابق سوم خرداد) است. مردمان سواد و زارعين، در باره امر خراج به وى شكايت كردند و اين كه قبل از رسيدن محصول، خراج گفته مى‏شود و همين سبب بدهكارى آنهاست كه خود عامل اجحاف به رعاياست. او مصصم شد كه پيش از يازدهم حزيران خراج از كسى مطالبه نكنند. شعرى نيز در باره اين عمل او سروده شد... همه اين مطلب را صولى در كتاب الاوراق آورده است. [18]
در دو كتاب دعا كه به فارسى در قرن ششم تاليف شده ياد از حديث معلى بن خنيس در اعمال روز نوروز كه مهمترين آنها، گرفتن روز، پوشيدن لباس نيكو و نماز مخصوص است، شده است. اين دو مورد از دو متن فارسى شيعى قرن ششم قابل توجه است جز آن كه به احتمال قريب به يقين برگرفته از شيخ طوسى است.
5- در كتاب ذخيرة الاخره كه مشتمل بر ادعيه بوده و در نيمه نخست قرن ششم تاليف شده، فصلى تحت عنوان عمل روز نوروز فارسيان آمده است. در شرح آن حديث معلى بن خنيس به اين ترتيب نقل شده است:
روايت كند معلى بن خنيس از صادق عليه السلام كه گفت: چون روز نوروز بود، روزه دار و غسل كن و جامه پاكترين درپوش و بوى خوش بكار دار و چون نماز پشين و ديگر و سنتهاى آن بگذارده باشى، چهار ركعت نماز كن به دو سلام و بخوان در ركعت اول الحمد و ده بار انا انزلناه فى ليلة القدر و در ركعت دويم الحمد و ده بار وده بار قل يا ايها الكافرون و در ركعت‏سيم الحمد و ده بار قل هو الله احد ودرچهارم ركعت الحمد و ده بار معوذتين. و چون از نماز فارغ گردى تسبيح زهرا عليهما السلام بگوى. چون چنين بكنى خداى تعالى شصت‏ساله گناه تو بيامرزد. و دعااين است:... [19]
6- در كتاب نزهة الزاهد نيز كه در نيمه دوم قرن ششم يا نيمه نخست قرن هفتم نوشته شده آمده است: نوروز فرس: امام جعفر صادق عليه السلام گفت: چون روز نوروز در آيد غسل كن و جامه پاك‏ترين در پوش و بوى خوش بكار دار و روزه فراگير و پس از نماز پيشين و ديگر، چهار ركعت نماز كن به دو سلام. پس از الحمد در اول ركعت، ده بار انا انزلناه بخوان و در دوم ده بار قل ياايها الكافرون و در سوم ده بار قل هو الله احد و در چهارم ده بار هر دو قل اعوذ. و چون فارغ شوى سجده شكر كن و اين دعا بخوان تا تو را گناه شصت‏ساله بيامرزد. و دعا اين است: اللهم صل على محمد و ال محمد الاوصياء المرضيين و صل على جميع انبياءك و رسلك بافضل صلواتك و بارك عليهم بافضل بركاتك ... [20]
7- قطب الدين راوندى (م 573) حديثى در باره نوروز، در كتاب لب اللباب خود آورده است: عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم : ابدلكم بيومين يومين، بيوم النيروز و المهرجان، الفطر و الاضحى. دوروز رابراى شما جانشين دوروز كردم. عيد فطر وقربان را بجاى عيدنوروز و مهرگان قرار دادم. [21]
مناسب است در اينجا بيفزايم كه مراسم نوروز در شهرهاى شيعه نيز برپا بوده است. حداقل دو قصيده از سيدضياءالدين ابوالرضا فضل الله راوندى از قرن ششم در دست داريم كه عيد نوروز را به برخى از بزرگان آن ناحيه تبريك گفته است. در يكى از اين اشعار آمده:
هذا الربيع و هذه ازهاره وافى سواء ليله و نهاره. [22]
8- ابن شهر آشوب (م 588) در مناقب خبرى در برخورد منصور با امام كاظم عليه السلام آورده است. وى مى‏نويسد: منصور از امام خواست تا در عيد نوروز، بجاى او در مجلسى نشسته و هدايايى را كه آورده مى‏شد از طرف او بگيرد. امام در پاسخ چنين گفت:
انى قد فتشت الاخبار عن جدى رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم فلم اجد لهذا العيد خبرا؛ انه سنة للفرس محاها الاسلام و معاذ الله ان نحيى ما محاه الاسلام. [23]
من اخبارى را كه از جدم رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم وارد شده بررسى كردم و خبرى در رابطه با اين عيد پيدا نكردم. اين عيد از سنن ايرانيان است كه اسلام بر آن خط بطلان كشيده است. به خدا پناه مى‏برم از اينكه چيزى را كه اسلام آن را از ميان برده دوباره آن را زنده كنم.
صاحب جواهر با توجه به نقل شيخ، ابن‏فهد، شهيد اول و ديگر متاخرين، بر مسلم بودن استحباب روزه روز نوروز تاكيد كرده است. سپس نقل بالا را از امام كاظم عليه السلام آورده و گفته است كه اين نقل نمى‏تواند معارض ادله استحباب باشد، به علاوه كه محتمل است كه بر اساس تقيه صادر شده باشد؛ شايد هم مقصود نوروزى جز نوروزى باشد كه متفق عليه است. [24] بايد توجه داشت كه مستند همه، روايت معلى بن خنيس است. به علاوه، اگر تقيه‏اى در كار بود، بايد امام همان ابتدا موافقت مى‏كرد نه مخالفت. نكته سوم وى نيز واضح البطلان است، زيرا به هر روزى در آن روزگار، يك نوروز بيشتر وجود نداشته است.
اين بود آنچه در منابع شيعه تا قرن ششم در باره نوروز نقل شده است. در اين باره، مهم همان روايت معلى بن خنيس است و جز آن، چيزى در باره تاييد نوروز به چشم نمى‏خورد. منشا آنچه در آثار بعدى در باره استحباب غسل روز نوروز و نماز و دعاى مربوطه آمده، همين نص است و بس. البته مطالب ديگرى نيز افزوده شده كه منشا آنها را اشاره خواهيم كرد.

نوروز در منابع اهل سنت

در اينجا بى‏مناسب نيست، اشاره‏اى به آنچه در منابع اهل سنت در باره روز نوروز آمده داشته باشيم. بطور كلى بايد گفت كه اين عيد، از پس از اسلام مورد توجه حكام اموى و عباسى بوده و بويژه در حوزه شرق، هداياى نوروز به طور مرتب از طرف حكام از كدخدايان دريافت مى‏شده است. افزون بر آن كار گرفتن خراج نيز بر اساس نوروز بوده و يكى دوبار در عهد متوكل [25] و معتضد عباسى، [26] نوروز تا تيرماه به تاخير افتاده تا مردم در پرداخت آن گرفتار مشكل نشوند، زيرا در اين وقت محصول به دست مى‏آمده است. در زمان مقتدر نيز اين مشكل به عنوان نوعى ظلم در حق رعايا مطرح بوده است. [27]
به گزارش يعقوبى، معاويه پس از رسيدن به خلافت، به عبدالرحمن بن ابى‏بكره نوشته است تا هداياى نوروز و مهرگان براى وى ارسال شود. [28] عمر بن عبدالعزيز، در رديف كارهاى اصلاحى خود اين امر را متوقف كرده [29] و نامه‏اى به يكى از حكام خويش نوشته تا از گرفتن هداياى نوروز و مهرگان خوددارى كند. [30] بعد از وى، يزيد بن عبدالملك بار ديگر گرفتن هداياى نوروزى را باب كرده است. [31] در زمان نصر بن سيار نيز گرفتن هدايا در خراسان مرسوم بوده، [32] چنانكه در سال 236 در فارس. [33] در باره نوروز و مهرگان در ادب عربى، مقالاتى در زبانهاى فرنگى نوشته شده است. [34]
در تمام اين دوران، روز نوروز به عنوان يك روز معين براى مسلمانان شرق شناخته شده بوده و به دليل درگير بودن آن با امر خراج، موقعيت‏خود را حفظ كرده است. شاعرى در سال 220 هجرى، روز نوروز را در رديف دو عيد فطر و اضحى قرار داده است:
فابكوا على التمر ابكى الله اعينكم فى كل اضحى و فى فطر و نيروز
شواهد وجود دارد كه در اواخر قرن سوم، توده مردم در اين نواحى، در ايام نوروز به آتش بازى و ريختن آب مى‏پرداخته‏اند. حكومت نيز به احتمال تحت تاثير فقهاى اهل سنت، با آن مقابله مى‏كرده است.
در حوادث سال 282 آمده است كه در اين سال، مردم از آنچه در نوروز عجم، از آتش بازى و ريختن آب و جز آن انجام مى‏دادند، منع شدند. [35]
در حوادث سال 284 آمده است كه روز چهار شنبه، سوم جمادى الثانيه، يازدهم حزيران (ماه ژوئن)، در چهارسوها و بازارهاى بغداد، اعلام شد كه كسى در شب نوروز حق روشن كردن آتش و ريختن آب را ندارد. روز پنجشنبه نيز همين اعلان، اعلام شد. اما در عصر روز جمعه، در خانه سعيد بن يكسين، رئيس شرطه بغداد، در بخش شرقى بغداد، اعلام شد كه خليفه، مردم را در روشن كردن آتش و ريختن آب آزاد گذاشته است. پس از آن توده مردم، حتى بيش از حد به اين كار پرداختند به طورى كه بر روى اصحاب شرطه نيز در مجلس جسر (پل) آب ريختند. [36]
برگزارى مراسم نوروز نه تنها در شرق اسلامى، بلكه در غرب نيز رواج يافته است. به نقل مقريزيه در سال 363 هجرى، المعزلدين الله، خليفه فاطمى مصر، دستور داد تا از روشن كردن آتش در شب نوروز و همچنين ريختن آب خوددارى كنند. در همانجا آمده است كه در سال 361، آتش بازى گسترده‏اى در قاهره انجام شده و اين كار سه روز ادامه يافته است. بدنيال بود، معز فاطمى مردم را از روشن كردن آتش و ريختن آب منع كرده و كسانى را نيز گرفته و حبس كردند. [37] همو آورده است كه در سال 517 هجرى نيز در روز نوروز هداياى گرانبهايى از طرف امرا تقديم شده كه بسيار بسيار مفصل و گرانقيمت بوده است. [38] همو در سالهاى بعد از آن روز، كه از آن با عنوان نوروز قبطى ياد شده، از گستردگى بازى و كارهاى ضد اخلاق و گرفتن هديه توسط امير نوروز و جز آن سخن گفته است. [39] در منابع فقهى اهل سنت هم، مخالفت‏با نوروز ديده مى‏شود. از جمله غزالى در كيمياى سعادت بر ضد نوروز سخن گفته است. [40] در منبع ديگرى، گفته شده است: روزه گرفتن روز شنبه، كراهت دارد چون تشبه به يهود است. نيز روزه گرفتن نوروز و مهرگان، چرا كه آن هم تشبه به مجوس است.[41]
ابن قدامه نيز نوشته است: روزه گرفتن نوروز و مهرگان كراهت دارد، زيرا اين ها، روزهايى است كه كفار آن را بزرگ مى‏شمرند. [42] گفتنى است كه گروه طالبان كه در حال حاضر بر افغانستان حاكم‏اند، امسال (1376) اعلام كردند كه برگزارى مراسم نوروز بر خلاف اسلام بوده و نبايد تعطيل شود.

پى‏نوشت‏ها:

[1]. فهرستى از آنها را ابوريحان در آثارالباقيه (ترجمه اكبر داناسرشت، تهران، اميركبير، 1363) از منابع زردشتى آورده است. ر، ك: صص 325 - 333.
[2]. مجموع آنچه گذشت، از مقالات تقى زاده (گاه شمارى در ايران» ، ج 10، صص 3 - 6، (به كوشش ايرج افشار، تهران، 1357) مقاله همو تحت عنوان نوروز در مجله يادگار سال چهارم، ش 7، و مدخل نوروز در لغتنامه دهخدا گرفته شده است. در باره اختلاف در اينكه نوروز سلطانى در سال 467 بوده يا 471 نك : مقالات، ج 10، ص 168 پاورقى. توضيحات محيط طباطبائى در باره سير تقويم در ايران نيز قابل توجه است. وى‏مشكل سال 467 يا 471 ، مساله افزودن پنج روزه زائده را به آخر آبان و اسفند را نيز حل كرده است. نك : تاريخ تحولات تقويمى در ايران از نظر نجومى، ميراث جاويدان، شماره 14 - 15، صص 101 - 108.
[3]. مقالات تقى زاده، ج 10 «گاه شمارى در ايران قديم»، فصل پنجم، ص 153 به بعد.
[4]. متن تصويبنامه مجلس شوراى ملى را كه در شب 11 فروردين ماه 1304 شمسى انجام شده و اسناد ديگر در اين باره را ببينيد در: پيدايش و سير تحول تقويم هجرى شمسى، محمدرضا صياد، مجله ميراث جاويدان، ش 14 ، 15 ، صص 19 - 118
[5]. رجال النجاشى، ص 428
[6]. الفهرست، ابن النديم، ص 190.
[7]. الكافى، ج 5، ص 141 ؛ كتاب من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 300 ؛ التهذيب، ج 6، ص 378.
[8]. كتاب من لايحضره الفقيه، ج 3 ، ص 300.
[9]. همان.
[10]. الفهرست ابن النديم، ص 256 ؛ الانساب، ج 3، ص 37.
[11]. دعائم الاسلام، ج 2، ص 326.
[12]. التاريخ الكبير، ج 4، ص 201.
[13]. عيون اخبار الرضا (ع)، ص 550.
[14]. اين استقصاء بر اساس كار رايانه‏اى است كه ضمن آن همه آثار صدوق در برنامه‏اى توسط مركز كامپيوترى علوم اسلامى قابل جستجو است.
[15]. اين جستجو نيز بر همان اساسى است كه در پاورقى پيشين گذشت.
[16]. عيد مهرگان، روز شانزده‏هم مهرماه برگزار مى‏شده است. ر، ك: آثار الباقيه، ص 337.
[17]. مصباح المتهجد، ص 591 ؛ بحار الانوار، ج 59 ، ص 101 ؛ وسائل الشيعة، ج 7، ص 346.
[18]. السرائر، ج 1، ص 315.
[19]. ذخيرة الاخره، ص 152.
[20]. نزهة الزاهد، 285.
[21]. مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 152 از لب اللباب.
[22]. ديوان السيد ضياءالدين ابوالرضا فضل الله راوندى (تصحيح محدث ارموى، تهران، 1374 ق)، ص 65 و شعرى ديگر در 131، و نيز در ص 196.
[23]. مناقب ابن شهرآشوب، ج 2 ص 379 ؛ مسند الامام كاظم عليه السلام، ج 1 صص‏52 - 51.
[24]. جواهر الكلام، ج 5، ص 40.
[25]. تاريخ الطبرى، ج 9، ص 218 (حوادث سال 245).
[26]. همانجا، ج 10، ص 39.
[27]. همانجا، ج 11، ص 203 (حوادث سال 301).
[28]. تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 306.
[29]. همانجا، ج 2، ص 306.
[30]. تاريخ الطبرى، ج 6، ص 659 (حوادث سال 101).
[31]. تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 313.
[32]. تاريخ الطبرى، ج 7، ص 277.
[33]. همانجا، ج 9، ص 184 (حوادث سال 236).
[34]. مقالات تقى‏زاده، ج 10، ص 155.
[35]. تاريخ الطبرى، ج 10، ص 39.
[36]. همانجا، ج 10، ص 53.
[37]. الخطط المقريزية، ج 1، ص 268.
[38]. همانجا، صص 268 - 269.
[39]. همانجا، ص 269.
[40]. ر.ك: مقالات تقى زاده، ج 10، ص 153.
[41]. بدائع الصنايع، ج 2، ص 79.

ادامه نوشته

نوروز در روایات اسلامى (1)

نوروز در روایات اسلامى (1)
نوروز در روایات اسلامى (1)
نوروز در روایات اسلامى (1)

نويسنده: مهدی مهریزی



دین جهانى، با آداب و سُنن ملّى چه رفتارى دارد؟ آیا آنها را کنار مى نهد و خود به ساختن آداب و رسوم تازه مى پردازد؟ یا آنها را تأیید مى کند و در کنار خویش مى نشاند؟ و یا از میان آنها گزینش مى کند؟
نخست باید دانست که دین کامل، آن نیست که خود، همه چیز را برعهده گیرد و به جاى همه استعدادهاى آدمى و همه نهادهاى مدنى بنشیند; بلکه دین کامل، دینى است که همه اینها را در جاى خود، به درستى مى بیند و جهتى کلّى به آنها مى دهد و آنچه را از توان (قُواى فردى) و (نهادهاى جمعى) خارج است، بر عهده مى گیرد… و این، فلسفه اى عمیق دارد; زیرا چنان که دین، فعل تشریعى خداوندى است، قواى آدمى و لوازم تابعه آن (مانند نهادهاى جمعى) نیز فعل تکوینى الهى اند و هیچ گاه تکوین و تشریع، ناسازگارى ندارند; چرا که از مبدأ واحدى دستور مى گیرند.
اگر با این پیش زمینه عقلى به منابع و مصادر دینى بنگریم، مى یابیم که خواست دین، برچیدن بساط سُنن ملّى ـ قومى نیست; بلکه بر آن است که این سنّت ها را سَمت و سوى عالى بخشد و دین، تنها آنچه را که با فطرت آدمى مغایرت دارد، برمى چیند. چنان که قرآن کریم، حرمت و احترام ماه هاى حرام را ـ که رسمى جاهلى بود ـ پاس داشت:
فإذا انسلخ الأشهر الحُرم فاقتلوا المشرکین.1پس چون ماه هاى حرامْ سپرى شدند، مشرکان را بکشید.
یا أیها الذین آمنوا! لاتحلّوا شعائر اللّه ولا الشهر الحرام.2اى کسانى که ایمان آورده اید! حرمت شعائر خدا و ماه حرام را نگه دارید.
رسول خدا فرموده است:
مَنْ سَنَّ سُنَةً حَسَنَةً عُمِلَ بِها مِنْ بَعْدِهِ، کانَ لَهُ أجُرهُ وَ مِثْلُ اُجورهِم مِنْ غَیْرِ أنْ یَنْقُصَ مِنْ اُجورِهِمْ شَیْئاً وَمَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِئَةً فَعُمِلَ بِها بَعْدَهُ، کانَ عَلَیْهِ وِزْرهُ وَ مِثْلُ أوزارِهِمْ مِنْ غَیرِ أنْ یَنْقُصَ مِنْ أوزارِهِمْ شَیْئا.3آن که سنّتى نیک را پایه گذارى کند و بدان عمل شود، پاداش عمل خودش به اندازه پاداش دیگر عاملان، به وى داده مى شود، بدون آن که از پاداش عاملان کم شود; و آن که سنّتى بد را پایه گذارَد و بدان عمل شود، وَبال عمل خودش و دیگران برعهده اوست، بدون آن که از وِزْر و وَبال دیگران کاسته شود.
امیرالمؤمنین به مالک اشتر فرمود:
ولاتَنْقُضْ سُنّةً صالِحَةً عَمِلَ بها صدورُ هذِهِ الاُمَةِ وَاجْتَمَعَتْ بِها الاُلْفَة وَصَلُحَتْ علیها الرعِیَّةُ وَلاتَحْدُثَنَّ سنّةً تَضُرُّ بشىء مِنْ ماضى تلکَ السُّنَنِ فیکونُ الأجْرُ لِمَنْ سَنَّها وَالوِزْرُ علیکَ بِما نَقَضْتَ مِنها.4آیین پسندیده اى را بر هم مریز که بزرگان این امتْ بِدان رفتار نموده اند و به وسیله آن، مردم به هم پیوسته اند، و رعیّت با یکدیگر سازش کرده اند; و آیینى مگذار که چیزى از سنّت هاى نیک گذشته را زیان رسانَد تا پاداش از آنِ نهنده سنّت باشد و گناه شکستن آن بر تو مانَد.
از سوى دیگر ،به نمونه هایى از سنّت هاى پیش از اسلام (جاهلى و…) برمى خوریم که مورد تأیید اسلام قرار گرفته اند:
1) دیه در جاهلیت، صد شتر بود. پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آن را امضا نمود.5
2) زنان حائض، در جاهلیت از شرکت در اعیاد مذهبى و مراسم قربانى ممنوع بودند و اسلام نیز آن را حفظ کرد.6
3) براء بن عازب، اوّل کسى بود که با آب، استنجا (تطهیر) کرد و سپس سنّت شد.7
4) پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در «حِلفُ الفضول» در سن 25 سالگى شرکت کرد و بعدها بدان افتخار مى کرد و مى فرمود: (اگر بار دیگر بدان پیمان دعوت شوم، مى پذیرم).8
5) در حدیثى دیگر، هفت دور بودن طواف خانه کعبه، حرام بودن زن پدر بر فرزند، و خمس گنج نیز از سنّت هاى عبدالمطلب در جاهلیت شمرده شده، که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آنها را امضا نموده است.9
6) حرمت ماه هاى حرام نیز از سنّت هاى جاهلى بود که در اسلام، امضا شد.10
7) براء بن معرور، قبل از هجرت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مکّه مى زیست. هنگام مرگ، سفارش کرد که او را به طرف مکه دفن کنند و نسبت به یک سوم اموال خود، وصیت کرد. این هر دو، بعد از آن، جزو سُنن قرار گرفت.11
8) تحریم لباس شُهرت در فقه، شاهدى دیگر بر پذیرش سنّت هاى ملّى صالح است.12 روشن است که لباس شهرت در هر جامعه اى با آداب و رسوم همان جامعه مشخّص مى گردد.
9) ارجاع مسائلى چند به عُرف، گواه دیگرى بر این موضوع است: مقدار نَفَقه،13 استطاعت در حج14 و زکات15 و…
این شواهد، گواهى مى دهند که آیین اسلام، بر محو همه سنّت ها توصیه نمى کند; بلکه آنچه را که خیر و صلاحى در پى دارد، و یا این که مفسده اى به دنبال ندارد، مى پذیرد و جز آن را طرد مى کند که مى توان از این نمونه ها نام بُرد:
1) سنّتى که نشانگر یک آیین باطل باشد. حرمت حمل و ساخت و نگهدارى صلیب، از این قبیل است.16 رسول خدا وقتى عَدیّ بن حاتم را دید که صلیب به گردن دارد، فرمود: «این بت را کنار بگذار».17
2) سنّتى که ترویج خُرافه باشد. حلیمه سعدیه، وقتى در کودکیِ پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، خواست مهره اى به بازوى رسول خدا ببندد، با اعتراض پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رو به رو شد. رسول خدا فرمود: «خداوند، نگهدار ماست و از این مهره، کارى ساخته نیست».18
3) سنّتى که با احکام شرعْ ناسازگار باشد. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با زینب، همسر زید (پسر خوانده خود) ازدواج کرد تا نشان دهد این سنّت جاهلى که: «نمى توان با زنِ پسر خوانده ازدواج کرد»، غلط است.19
حال که نظرگاه کلّى دین در باب آداب و سنن بومى و ملّى روشن شد، به یکى از رسم هاى کهن و ریشه دار ایرانى، یعنى نوروز، مى نگریم.
اگر در باب نوروز، دستورى خاص از سوى دین در تأیید یا رد، به دست ما نمى رسید، براساس همان قاعده نخست مى گفتیم نوروز به عنوان رسمى ایرانى که مردمانى آن را از دیربازْ حرمت مى نهاده اند، جاى مذمّت و منع ندارد; چرا که اصل «نوروز» به عنوان نشانى از آیین هاى باطل، مورد تکریم و احترام نیست; بلکه رنگ و بوى ملّى و بومیِ آن، منظور نظر مردمان است. بلى; اگر در آن، ناشایستى نهفته باشد، یا ترویج خُرافه اى صورت گیرد، باید آن را وانهاد.
لیک، احادیثى در مصادر شیعه و اهل سنّتْ روایت شده اند که برخى بر آن، مُهر تأیید مى زنند و برخى دیگر، قهر مى ورزند و با آن مى ستیزند. این دوگانگیِ روایت ها سبب شده است که از دیرباز، عالمان حوزه دین، به چگونگیِ حلّ این تعارض بیندیشند; برخى جانب تأیید را گرفته، از آن دفاع کنند و برخى دیگر، جانب رد را اختیار نمایند.
رسالت این نوشتار، نخست، گزارش تلاش عالمان در برخورد با این روایت هاست و در پس آن مى کوشد از منظر دیگرى بِدان بنگرد. شاید ثمر بخشد!
پیش از طرح دیدگاه ها سزاوار است روایت ها نقل شوند. بر این اساس، مباحث این نوشتار، در سه بخشْ تنظیم مى گردد: نوروز در روایات، دیدگاه ها، و ارزیابى نهایى.

یک) نوروز در روایات

چنان که گذشت، روایت ها در زمینه نوروز، به دو گروه تقسیم مى شوند: گروهى به تصریح یا اشاره، آن را تأیید کرده اند و گروهى دیگر، آن را مذمّت مى کنند.

1) روایات موافق

الف. احادیث شیعه

1. کلینى (م329ق) در «الکافى» چنین روایت مى کند:
عدّة من أصحابنا، عن سهل بن زیاد و أحمد بن محمد جمیعاً، عن ابن محبوب، عن ابراهیم الکرخى، قال: سألتُ أباعبداللّه(علیه السّلام) عن الرجل تکون له ضیعة، فإذا کان یوم المَهرَجان أو النَّیروز، أهدوا الیه الشىء لیس هو علیهم، یتقرّبون بذلک الیه. فقال(علیه السّلام): «ألیس هم مُصلّین؟». قلتُ: بلى. قال: فلیقبل هدیّتهم و لْیُکافِهِم; فإنّ رسول اللّه(صلّی الله علیه و آله و سلّم) قال: «لو أهدى الیّ کراع لقبلتُ، و کان ذلک من الدین، ولو أنّ کافراً أو منافقاً أهدى الیّ وسقاً ما قبلت، و کان ذلک من الدین. أبى اللّه ـ عزّ وجلّ ـ لى زبد المشرکین والمنافقین وطعامهم».20
ابراهیم کرخى مى گوید: از امام صادق(علیه السّلام) پرسیدم که: شخصى مزرعه اى دارد. روز مهرگان یا نوروز، هدایایى به او داده مى شود و قصد تقرّب جُستن به وى را ندارند [آیا بپذیرد؟]. فرمود: آیا نمازگزار هستند؟ گفتم: آرى. فرمود: باید هدیه آنان را بپذیرد و تلافى کند. به درستى که رسول خدا فرمود: اگر برایم ران بُزى هدیه آورند، مى پذیرم و این، جزو دیندارى است و اگر کافر یا منافقى ران گاو یا گوسفندى برایم هدیه آورد، نخواهم پذیرفت و این هم جزو دیندارى است. خداوند، خوراک و دستاورد مشرک و منافق را براى ما روا نداشته است.
2. شیخ صدوق (م381ق) در «کتاب من لایحضره الفقیه» آورده است:
أتى على(علیه السّلام) بهدیة النَّیروز، فقال(علیه السّلام): «ما هذا؟». قالوا: یا أمیرالمؤمنین! الیوم النَّیروز. فقال(علیه السّلام): «إصنعوا لنا کلّ یوم نَیروزاً».21
براى على(علیه السّلام) هدیه نوروز آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: اى امیرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازید!
3. همو نقل مى کند:
روى أنّه قال (علیه السّلام): نیروز ناکل یوم.22
روایت شده است که على(علیه السّلام) فرمود: هر روزِ ما نوروز است.
4.نعمان بن محمد تمیمى (م 363ق ) در کتاب «دعائم الاسلام» روایت مى کند:
عنه [على] (علیه السّلام) أنّه اُهدى الیه فالوذج، فقال: «ماهذا». قالوا: یوم نیروز. قال: فَنَیرزوا إن قدرتم کلَّ یومٍ [یعنى تهادوا و تواصلوا فى اللّه].
براى على(علیه السّلام) فالوده هدیه آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند امروز، نوروز است. فرمود: اگر مى توانید، هر روز را نوروز سازید [یعنى به خاطر خداوند، به یکدیگر هدیه بدهید و به دیدار یکدیگر بروید].23
5. شیخ طوسى (م460ق) در «مصباح المتهجّد» چنین آورده است:
عن المُعلَّى بنِ خُنیس، عن مولانا الصادق(علیه السّلام) فى یوم النَّیروز، قال(علیه السّلام): إذا کان یوم النیروز، فاغتسل و البس أنظف ثیابک و تطیب بأطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائماً، فإذا صلّیت النوافل والظهر والعصر فصلّ بعد ذلک أربع رکعات، تقرأ فى أوّل کلّ رکعة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «إنّا أنزلناه فى لیلة القدر»، و فى الثانیة فاتحة الکتاب و عشر مرّات «قل یا أیها الکافرون»، وفى الثالثة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «قل هو اللّه أحد»، و فى الرابعة فاتحة الکتاب و عشر مرّاتٍ «المعوّذتین»، و تسجد بعد فراغک من الرکعات سجدة الشکر و تدعو فیها، یغفر لک ذنوب خمسین سنة.24
امام صادق(علیه السّلام) در روز نوروز فرمود: هنگامى که نووز شد، غسل کن و لباس پاکیزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامى که نماز ظهر و عصر و نافله هاى آن را به جاى آوردى، نمازى چهار رکعتى بگزار که در رکعت اوّل آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را مى خوانى. در رکعت دوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره کافرون را مى خوانى. در رکعت سوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره توحید را مى خوانى و در رکعت چهارم، سوره حمد را با سوره هاى فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شکر مى گزارى و دعا مى کنى. [بدین ترتیب،] گناهان پنجاه ساله ات بخشوده مى شود.
6. ابن فهد حلّى (م841ق) در کتاب «المهذّب البارع» چنین آورده است:
و ممّا ورد فى فضله و یعضد ما قلناه، ما حدّثنى به المولى السید المرتضى العلاّمة بهاء الدین على بن عبدالحمید النسّابة ـ دامت فضائله ـ، ما رواه بإسناده إلى المعلّى بن خُنیس عن الصادق(علیه السّلام): إنّ یوم النوروز، هوالیوم الّذى أخذ فیه النّبى(صلّی الله علیه و آله و سلّم) لأمیرالمؤمنین(علیه السّلام) العهد بغدیرخم، فأقرّوا له بالولایة، فطوبى لمن ثبت علیها والویل لمن نکثها، وهو الیوم الّذى وَجَّه فیه رسول اللّه(صلّی الله علیه و آله و سلّم) علیّاً(علیه السّلام) إلى وادى الجن، فأخذ علیهم العهود والمواثیق. وهو الیوم الذى ظفر فیه بأهل النَّهروان، و قتل ذَا الثَدْیة. وهو الیوم الذى یظهر فیه قائمنا أهل البیت وولاة الأمر و یظفّره اللّه تعالى بالدجّال، فیصلبه على کناسة الکوفة. و ما من یوم نوروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج; لأنه من أیّامنا حفظه الفرس وضیَّعتموه. ثم إنَّ نبیّاً من أنبیاء بنى إسرائیل سأل رَبَّه اَنْ یُحییَ القوم الّذین خرجوا من دیارهم وهم اُلوف حذر الموت فأماتهم اللّه تعالى، فأوحى إلیه أنْ «صُبِّ علیهم الماء فى مضاجعهم»، فصَبَّ علیهم الماء فى هذا الیوم، فعاشوا وهم ثلاثون ألفاً، فصار صبُّ الماء فى یوم النیروز سنّة ماضیةً لایعرف سببها إلاّ الراسخون فى العلم. وهم أوّل یوم ٍ من سنة الفرس.
قال المعلّى: وأ َملى علیّ ذلک، فکتبته من إملائه.25
از آنچه در فضلیت نوروزْ روایت شده و گفته ما را تأیید مى کند، حدیثى است که علامه سید بهاءالدین على بن عبد الحمید، با سند خود از مُعلّى بن خُنیس نقل کرده است که: روز نوروز، همان روز است که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در غدیرخم براى امیرالمؤمنین(علیه السّلام) بیعت گرفت و مسلمانان به ولایت وى اقرار کردند. خوشا به حال آنان که به این بیعت، استوار ماندند و واى بر آنان که آن را شکستند. و این، همان روزى است که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) على(علیه السّلام) را به منطقه جنّیان روانه ساخت و از آنان عهد و پیمان گرفت. و همان روز است که على(علیه السّلام) بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. و همان روز است که قائم ما و صاحبان حکومت، ظهور مى کنند و خداوند، او را بر دجّالْ پیروز مى گرداند و دجّال را در زباله دان کوفه به دار مى آویزد. ما در هر نوروز، امید فرج داریم; چرا که نوروز، از ایّام ماست که پارسیانْ آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نمودید.
همچنین پیامبرى از پیامبران بنى اسرائیل، از خداوند خواست که گروهى چند هزار نفره را که از بیم مرگ، دیار خویش را ترک گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خداوند، بر آن پیامبر، وحى فرستاد که بر محل گورستان آنان آب بپاشد. پیامبر در روز نوروز، چنین کرد. سپس زنده شدند و تعدادشان سى هزار نفر بود. از همین روز، پاشیدن آب در نوروز، سنّتى دیرینه شد که سبب آن را جز آنان که دانشى پایدار دارند، ندانند و همان، آغاز سال پارسیان است.
معلّى گوید: امام صادق(علیه السّلام) این سخنان را بر من املا کرد و من نوشتم.
7. علاّمه مجلسى (م1111ق) در «بحارالأنوار» آورده است:
رأیت فی بعض الکتب المعتبرة، روى فضل اللّه بن على بن عبید اللّه بن محمد بن عبداللّه بن محمد بن محمد بن عبید اللّه بن الحسین بن على بن محمد بن الحسن بن جعفر بن الحسن بن الحسن بن على بن أبى طالب، عن أبی عبداللّه جعفر بن محمد بن أحمد بن العباس الدوریستی، عن أبی محمد جعفر بن
أحمد بن علی المونسی القمی، عن علی بن بلال، عن أحمد بن محمد بن یوسف، عن حبیب الخیر، عن محمد بن الحسین الصائغ، عن أبیه، عن مُعَلّى بن خُنَیس، قال: دخلت على الصادق جعفر بن محمد(علیه السّلام) یوم النَّیروز، فقال(علیه السّلام): «أتعرف هذا الیوم؟». قلت: جعلت فداک، هذا یومٌ تعظّمه العجم وتتهادى فیه. فقال أبو عبداللّه الصادق(علیه السّلام): «والبیت العتیق الذی بمکة، ما هذا إلاّ لأمر قدیم اُفسّره لک حتى تفهمه». قلت: یا سیدی! إن علم هذا من عندک أحب إلیّ من أن یعیش أمواتی و تموت أعدائی. فقال: «یا مُعلّى! إن یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ اللّه فیه مواثیق العباد أن یعبدوه و لا یشرکوا به شیئاً، و أن یؤمنوا برسله و حججه، و أن یؤمنوا بالأئمة(علیه السّلام)». وهو أوّل یوم طلعت فیه الشمس، و هبت به الریاح، و خلقت فیه زهرة الأرض. وهو الیوم الذی استوت فیه سفینة نوح(علیه السّلام) على الجودی. و هو ال
ییوم الذی أحیى اللّه فیه الذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت، فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحیاهم. وهو الیوم الذی نزل فیه جبرئیل على النبی(صلّی الله علیه و آله و سلّم). و هو الیوم الذی حمل فیه رسول اللّه(صلّی الله علیه و آله و سلّم) أمیرالمؤمنین(علیه السّلام) على منکبه حتى رمى أصنام قریش من فوق البیت الحرام فهشمها، و کذلک إبراهیم(علیه السّلام). و هو الیوم الذی أمر النبى(صلّی الله علیه و آله و سلّم) أصحابه أن یبایعوا علیاً(علیه السّلام) بإمرة المؤمنین. و هو الیوم الذی وجه النبی(صلّی الله علیه و آله و سلّم) علیاً(علیه السّلام) إلى وادی الجن یأخذ علیهم البیعة له. وهو الیوم الذی بویع لأمیرالمؤمنین(علیه السّلام) فیه البیعة الثانیة. و هو الیوم الذی ظفر فیه بأهل النهروان و قتل ذا الثدیّة. وهو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا و ولاة الأمر. وهو الیوم الذی یظفر فیه قائمنا بالدجال فیصلبه على کناسة الکوفة. و ما من یوم نَیروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج; لأنه من أیامنا وأیام شیعتنا، حفظته العجم وضیّعتموه أنتم.
وقال(علیه السّلام): (إن نبیاً من الأنبیاء سأل ربه کیف یحیی هؤلاء القوم الذین خرجوا، فأوحى اللّه إلیه أن یصب الماء علیهم فی مضاجعهم فی هذا الیوم، وهو أول یوم من سنة الفرس، فعاشوا و هم ثلاثون ألفاً، فصار صب الماء فی النیروز سنّة).
فقلت: یا سیدی! ألا تعرّفنی ـ جعلت فداک ـ أسماء الأیام بالفارسیة؟ فقال(علیه السّلام): «یا مُعَلّى! هی أیام قدیمة من الشهور القدیمة، کلّ شهر ثلاثون یوماً لا زیادة فیه ولا نقصان…».26
مُعلّى پسر خُنَیس گوید: در روز نوروز، بر امام صادق(علیه السّلام) وارد شدم. فرمود: «آیا این روز را مى شناسى؟». گفتم: قربانت گردم! این روز را فارسیانْ گرامى مى دارند و به یکدیگر هدیه مى دهند. فرمود: «سوگند به خانه کعبه که این، رمزى دیرینه دارد و برایت روشن مى سازم تا آگاه گردى». گفتم: سرورم !آموختن این امر از شما برایم بهتر از آن است که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.
آن گاه فرمود: «اى معلّى! روز نوروز، همان روز است که خداوند از بندگان پیمان گرفت او را بپرستند و به او شرک نورزند، به پیامبران و حجت هایش بگروند و به امامان ایمان آورند. این همان روز است که خورشید طلوع کرد، بادها وزیدن گرفت و گل هاى زمین روییدند. این همان روزى است که کشتى نوح(علیه السّلام) بر ساحل جودى آرامش یافت و همان روزى است که خداوند، گروهى چند هزار نفره را که از ترس مرگ از خانه ها بیرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن که آنان را میرانده بود. این، روز فرود جبرئیل بر پیامبر اسلام است و روزى است که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) امام على(علیه السّلام) بر دوش گرفت تا بت هاى قریش را در مسجد الحرام شکست و در همین روز، ابراهیم، بت ها را شکست. این همان روزى است که پیامبر به یارانش دستور داد با على(علیه السّلام) بیعت کنند و در همین روز، على را براى بیعت گرفتن از جنیان فرستاد. در همین روز، دومین بیعت با امیرالمؤمنین انجام شد. در همین روز بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. در این روز، قائم ما و صاحبان حکومتْ قیام کنند و در همین روز، قائم ما بر دجّال پیروز گردد و او را در زباله دان کوفه به دار آویزد. در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داریم; چرا که آن از روزهاى ما و شیعیان ماست. فارسیان، آن را گرامى داشتند و شما آن را ضایع کردید.»
و فرمود: یکى از پیامبران بنى اسرائیل از خداوند پرسید چگونه مردمانى را که خارج شدند، زنده مى کند. خداوند بدو وحى کرد که در نوروز، آب بر قبر آنان بپاشد و آن، اولین روز سال فارسیان است و آنها زنده شدند، در حالى که سى هزار نفر بودند. از همین جا پاشیدن آب در نوروز، سنّت شده است.
گفتم: آیا نام هاى روزهاى فارسى را به من تعلیم نمى دهى؟ فرمود: اى معلّى! اینها روزهایى کهن از ماه هایى کهن است. هر ماه، سى روز است، بدون کم و کاست….
گفتنى است ابن فهد نیز بخشى از این روایت را پیش از علاّمه مجلسى در کتاب «المهذّب البارع» آورده است.27
8. مُحدث نورى (م1320ق) در «مستدرک الوسائل» به نقل از کتاب حسین بن همدان آورده است:
عن المفضّل بن عمر، عن الصادق(علیه السّلام)، قال له فى خبر طویل فى جملة کلامه(علیه السّلام):… فأوحى اللّه الیه: «یا حزقیل! هذا یوم شریف عظیم قدره عندى، و قد آلیت أن لایسألنى مؤمن فیه حاجة الا قضیتها فى هذا الیوم و هو یوم نیروز».28
مفضّل، فرزند عمر از امام صادق(علیه السّلام) نقل مى کند که:… خداوند بر حزقیلْ وحى فرستاد که: «این روز، روزى گرامى و بلند مرتبه نزد من است. با خود عهد کرده ام هر مؤمنى در این روز از من حاجتى بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، نوروز است».

ب.احادیث اهل سنت

9. بخارى (194ـ256ق) در «التاریخ الکبیر» چنین روایت مى کند:
حمّاد بن سلمة بن على بن زید، عن السعر التمیمى: أتى علیٌّ بفالوذج. قال: «ما هذا؟». قالوا: الیوم النیروز. قال: فنَیرِزوا کل یوم!29
سعر تمیمى گوید: براى على(علیه السّلام) فالوده آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: امروز نوروز است. فرمود: هر روز را نوروز کنید!
10. ابن ندیم (م385ق) در «الفهرست» آورده است:
قال اسماعیل بن حمّاد بن أبى حنیفة: أنا اسماعیل بن حمّاد بن أبى حنیفة بن النعمان بن المرزبان، من أبناء فارس الأحرار. واللّه ما وقع علینا رق قط. ولد جدّى سنة ثمانین، و ذهب أبى الى على بن أبى طالب ـ رضى اللّه عنه ـ و هو صغیر، فدعا له بالبرکة فیه و فى ذریته، و نحن نرجو من اللّه أن یکون قد استجاب لعلى.
قال: والنعمان بن المرزبان هو الذى أهدى الى على بن أبى طالب الفالوذج فى یوم النیروز، فقال على: «نوروزنا کل یوم!» و قیل: کان یوم المهرجان، فقال: «مَهرجونا کلّ یوم!» و هذا هو الصحیح فى نسبه.30
اسماعیل بن حمّاد، گوید: من فرزند حمّاد، پسر ابو حنیفه، پسر نعمان بن مرزبان هستم از ایرانیان آزاده. هیچ گاه در میان ما بردگى نبود. پدرم در سال هشتاد قمرى به دنیا آمد. جدّم نزد على بن ابى طالب رفت و فرزند خُردسالش را به همراه داشت. على(علیه السّلام) براى او و فرزندانش دعا کرد و ما امیدواریم دعاى او در حقّ ما به اجابت رسد.
نعمان بن مرزبان، کسى است که در روز نوروز براى على(علیه السّلام) فالوده برد. على(علیه السّلام) فرمود: «هر روز را نوروز سازید!». برخى گفته اند روز مهرگان بود و على(علیه السّلام) فرمود: هر روز را مهرگان کنید!
11. بیرونى (م440ق) در «الآثار الباقیة» آورده است:
…و قسّم الجام بین أصحابه و قال: لیت لنا کلّ یومٍ نوروز!31
[از آن جا که نسخه عربى مورد استفاده ما افتادگى دارد، ترجمه حدیث را از جدیدترین کتاب که بر اساس برخى نسخه ها کامل شده است، در این جا مى آوریم:]
آورده اند که در نوروز، جامى سیمین، پر از حلوا، براى پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هدیه آوردند. آن حضرت پرسید: «این چیست؟». گفتند: امروز، روز نوروز است. پرسید: «نوروز چیست؟» گفتند: عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: «آرى در این روز بود که خداوند، عسکره را زنده کرد». پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: «عسکره، هزاران مردمى بودند که از ترس مرگ، ترک دیار کرده، سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان فرمود: ”بمیرید“ پس مردند. پس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که بر آنان ببارند. از این روست که سنّت آب پاشیدن [در نوروز]، رواج یافته است». آن گاه از حلوا تناول کرد و جام را میان اصحابْ قسمت کرد و فرمود: کاش هر روز براى ما نوروز بود!*
12. فیروز آبادى (729ـ817ق) در «القاموس» آورده است:
قدم الى على شىء من الحلاوى، فسأل عنه، فقالوا: «للنیروز»، فقال: «نیروزنا کل یوم!» و فى المهرجان قال: مَهرِجونا کل یوم!32
مقدارى حلوا براى على(علیه السّلام) آوردند. پرسید که چیست. گفتند: براى نوروز است. فرمود: هر روز ما نوروز است.
و در مهرگان گفت: هر روز را براى ما مهرگان کنید!

2. روایات مخالف

الف. احادیث شیعه

13. قطب الدین راوندى (م573) در کتاب «لبّ اللباب» آورده است:
عن رسول اللّه(صلّی الله علیه و آله و سلّم): أبدلکم بیومین یومین: بیوم النیروز و المهرجان، الفطر والأضحى. 33
دو روز را براى شما جانشین دو روز کردم: عید فطر و قربان را به جاى عید نوروز و مهرگان.
14. ابن شهرآشوب (م588ق) در کتاب «المناقب» روایت مى کند:
و حکی أن المنصور تقدّم إلى موسى بن جعفر(علیه السّلام) بالجلوس للتهنئة فی یوم النیروز و قبض ما یحمل إلیه فقال (علیه السّلام): «إنی قد فتشت الأخبار عن جدی رسول اللّه ـ صلى اللّه علیه و آله ـ فلم أجد لهذا العید خبراً وإنه سنة للفرس و محاها الإسلام، و معاذ اللّه أن نحیی ما محاه الإسلام». فقال المنصور: «إنما نفعل هذا سیاسةً للجند، فسألتک باللّه العظیم إلاّ جلست»; فجلس و دخلت علیه الملوک والأمراء والأجناد یهنؤونه، و یحملون إلیه الهدایا و التحف، و على رأسه خادم المنصور یحصی ما یحمل، فدخل فی آخر الناس رجل شیخ کبیر السنّ، فقال له: یا ابن بنت رسول اللّه! إننی رجل صعلوک لا مال لی أتحفک ولکن أتحفک بثلاثة أبیات قالها جدّی فی جدّک الحسین بن على(علیه السّلام):
عجبت لمصقول علاک فرنده یوم الهیاج وقد علاک غبار
ولأسهم نفذتک دون حرائر یدعون جدّک والدموع غزار
ألاّ تغضغضت السهام وعاقها عن جسمک الإجلال والإکبار
قال: «قبلت هدیتک، اجلس بارک اللّه فیک»، و رفع رأسه إلى الخادم و قال: «امض إلى أمیرالمؤمنین و عرّفه بهذا المال، و ما یصنع به». فمضى الخادم وعاد وهو یقول: «کلها هبة منى له، یفعل به ما أراد». فقال موسى للشیخ: اقبض جمیع هذا المال فهو هبة منى لک.34
آورده اند که منصور به امام کاظم(علیه السّلام) پیشنهاد کرد که نوروز را براى تبریک و شاد باش و گرفتن هدایا جلوس کنند.
حضرت کاظم در جواب فرمود: من در میان روایت هاى جدّم رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) جستجو کردم و تأییدى براى این عید نیافتم. همانا این سنّت فارسیان است که اسلام، آن را نابود ساخته است و پناه مى برم به خدا که آنچه را اسلامْ نابود ساخته، زنده بدارم.
منصور گفت: «این کار را جهت اداره نظامیان انجام مى دهیم و شما را به خداوند سوگند مى دهم که جلوس داشته باشید». آن گاه حضرت پذیرفت و فرمانروایان و لشکریان، براى تبریک آمدند و هدایایى با خود آوردند. خدمتگزار منصور، بالاى سر حضرت ایستاده بود و هدایا را مى شمرد. آخرین نفر، مردى کهن سال بود. به امام کاظم(علیه السّلام) گفت: «اى فرزند دختر پیامبر خدا! من مردى تهى دستم و مالى ندارم تا هدیه دهم; ولى چند بیت شعر که جدّ من درباره جدّتان حسین(علیه السّلام) سروده، به شما هدیه مى کنم…».
حضرت فرمود: «هدیه ات را پذیرفتم. بنشین. خداوند به تو برکت دهد!».
آن گاه حضرت، سر بلند کرد و به خدمتگزار منصور گفت که نزد منصور روانه شود و این هدایا را برایش بازگو کند. خدمتگزار رفت و باز گشت و گفت منصور گفته است: «این هدایا از آنِ شماست. هر چه مى خواهید با آنها انجام دهید». امام کاظم(علیه السّلام) هم به پیرمرد فرمود: «این اموال را به عنوان هدیه براى خودت بردار».

ب. احادیث اهل سنّت

15. بخارى (م256ق) در «التاریخ الکبیر» آورده است:
أیوب بن دینار، عن أبیه: «إنّ علیّاً لا یقبل هدیة النیروز». حدّثنى ابراهیم بن موسى عن حفص بن غیاث، وقال أبو نعیم: حدّثنا أیوب بن دینار أبو سلیمان المکتب، سمع علیاً بهذا.35
ایوب بن دینار گوید: على(علیه السّلام) هدیه نوروز را نمى پذیرفت.
16. آلوسى (م1342ق) در «بلوغ الارب» مى گوید:
قدم النبى(صلّی الله علیه و آله و سلّم) المدینة ولهم یومان یلعبون فیهما، فقال: «ما هذا الیومان؟». فقالوا: «کنّا نلعب فیهما فى الجاهلیة. فقال: قد أبدلکم اللّه تعالى بهما خیراً منهما یوم الأضحى و یوم الفطر». قیل: هما النیروز والمهرجان.36
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) وارد مدینه شد. مردمان مدینه دو عید داشتند که در آنها به سرگرمى و خوشى مى پرداختند. رسول خدا فرمود: «این دو روز چیست؟». گفتند دو یادگار جاهلیت است. فرمود: «خداوند، بهتر از آنها را جایگزین کرده است: عید قربان و عید فطر». گفته شده که آن دو روز، نوروز و مهرگان بود.
تا این جا شانزده حدیث از مصادر مختلف شیعه و سنّى در تأبید یا ردّ نوروز گرد آمد. تلاش ما در این بخش، فحص کامل و استقصاى همه روایت ها بود و تلاش شد روایت ها براساس تاریخ ثبت و کتابتْ تنظیم گردد; چنان که کوشیدیم هر روایت را مصدریابى کرده، به منابع گوناگونش ارجاع دهیم. حال، پس از نقل روایت ها به بیان دیدگاه ها و ارزیابى نهایى رو مى کنیم.

پي نوشتها :

1. سوره توبه، آیه 5.
2.سوره مائده، آیه 2.
3.کنزالعمّال، ج15، ص78.
4. نهج البلاغة، تحقیق: صبحى صالح، ص431.
5. وسائل الشیعة، ج19، ص142.
6. دائرة المعارف الاسلامیة، ج8، ص165.
7. تفسیر نورالثقلین، ج1، ص216; المیزان، ج2، ص216.
8. تاریخ سیاسى اسلام، ج1، ص72.
9. وسائل الشیعة، ج19، ص145; کتاب من لایحضره الفقیه، ج4، ص264.
10.آیاتى که گذشت.
11. الکافى، ج3، ص254.
12. بحارالأنوار، ج70، ص251.
13. جواهر الکلام، ج16، ص59.
14 .نظریة العرف، ص96.
15 .شرح اللمعة، ج1، ص308.
16. تحریرالوسیلة، ج1، ص496.
17. بحارالأنوار، ج9، ص98.
18. فروغ ابدیت، ج1، ص33.
19. بحارالأنوار، ج43، ص234.
20. الکافى، ج5، ص141; کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص300; تهذیب الأحکام، ج6، ص378; وسائل الشیعة، ج12، ص215.
21. کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص300; وسائل الشیعة، ج12، ص213.
22. کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص300; وسائل الشیعة، ج12، ص213.
23 . دعائم الاسلام، ج2، ص326 .
24. مصباح المتهجّد، ص591; وسائل الشیعة، ج12، ص428 و ج5، ص288 و ج7، ص346.
25 . المهذّب البارع، ج1، ص194ـ195.
26. بحارالأنوار، ج56، ص91.
27. المهذّب البارع، ج2، ص195ـ196.
28. مستدرک الوسائل، ج1،ص471; (چاپ سنگى) ج6، ص354 (چاپ آل البیت).
29. التاریخ الکبیر ،البخارى، ج1، ص414.
30. الفهرست، ص255; تاریخ بغداد، ج13، ص325ـ326.
31. الآثار الباقیة، بغداد: مکتبة المثنّى، ص230 .
32. القاموس، ج2، ص279 (داراحیاء التراث العربى).
* آثار الباقیه، ترجمه: اکبر داناسرشت، تهران: امیرکبیر، 1363، ص325.
33. مستدرک الوسائل، ج6، ص152 (چاپ آل البیت).
34. المناقب، ج4، ص319، ج3، ص433; بحارالأنوار، ج48، ص108ـ109 و ج95، ص419.
35. التاریخ الکبیر، ج4، ص201.
36. بلوغ الارب، ج1، ص364.

ادامه نوشته

نقش موعود باوری شیعی

نقش موعود باوری شیعی

گفته اند که حیات ملت ها به دو قاعده بزرگ بستگی دارد و یا به عبارت دیگر برای ادامه حیات در مقیاس های مختلف فردی، قومی و قبیله ای و حتی ملی دو مفهوم خودنمایی می کند. یکی افتخار به گذشته و دوم امید به آینده.

افتخار به گذشته :
بدیهی است که تمام اقوام و ملل به عناوین و گونه های مختلف سعی دارند به گذشته خود افتخار نموده و ببالند و این بالندگی را در طول تاریخ به رخ این و آن کشیده و در مقابل سایر جوامع و ملل به آن افتخار کنند و حتی در بعضی جوامع دیده شده است که حتی شکست های خود را نادیده گرفته اند و با توسعه موفقیت ها (هرچند کم یا مقطعی) سعی در پوشاندن شکست ها داشته اند تا جایی که مقام معظم رهبری عزیز می فرمایند: گزارش های خوب جنگ های ملی و میهنی یکی از گویاترین بخش های تاریخ هر ملت محسوب می شود بسیاری از آثار بزرگ هنری دنیا برروی قهرمانی ملت ها متمرکز شده اند، حتی آنجایی که شکست خورده اند.
امید به آینده :
تحقیقا همه زمامداران و فلاسفه براین باورند که توسعه و پیشرفت و خیلی از مفاهیم روانگرای توسعه زا مدیون امید به آینده است و اگر هر جامعه و ملتی از امید به آینده برحذر داشته شود و اصولاً آن فرد یا قوم و جامعه امیدی به آینده نداشته باشد پوچی گرایی و نیهیلیسم توسعه نیافته و آن جامعه محکوم به شکست است. نیهیلیسم، مفهومی است که جدا از دلالت های فلسفی و پیچیدگی های نظری اش، در تجربه روزمره و شخصی افراد نیزمعنادار به بیان ساده. و همان طور که نیچه اظهار می کند. می توان نیهیلیسم را بی ارزش شدن ارزش ها تعریف کرد.
دین مبین اسلام در دو موضوع عمده در مقابل این پدیده (پوچی گرایی و نیهیلیسم) قد علم نموده و برخورد کرده است.
قیامت :
اعتقاد به قیامت ومعاد تقریباً دراکثر دین هایی که انسان ها از اول خلقت تا حالابا آن سروکار داشتند هرچند با اختلافاتی همواره در میان مردم رایج بوده و اکثریت معتقدند که یک روزی همه مردگان زنده خواهند شد و در آنجا دیگر پس از پشت سرگذاشتن یک زندگی توام با رنج و زحمت به رفاه و آسایش مطلق روی خواهند آورد.
در قرآن نیز که کتاب دین اسلام می باشد با دید ویژه ای بر این مطلب نگریسته شده و از میان همه نظریات راجع به معاد، معاد جسمانی و روحانی پذیرفته گشته، فرارسیدن قیامت و برانگیخته شدن تمام انسان ها، چنان مورد توجه و قطعی بیان گردیده که امکان هرگونه شک و تردیدی را از بین برده و آن را وعده ای تخلف ناپذیر خوانده. دراین کتاب، معاد در دو مرحله مورد بررسی و تبیین قرارگرفته که یکی امکان وقوع معاد است و دیگری دلیل های وقوع معاد، که به طور خلاصه به بیان هر کدام از موارد یاد شده می پردازیم.
انتظار :
موعود باوری و اعتقاد به مهدویت، اعتقادی بسیار غنی که درتاریخ اسلام جایگاهی خاص و بس رفیع دارد و اثر بخشی خود را درحوادث مختلفی نشان داده است. یکی از حوادثی که این اعتقاد درآن نقش اساسی داشته است همان قیام ملت ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله علیه می باشد.
انقلاب ما در راه آن هدفی که امام زمان برای تامین آن هدف مبعوث می شود و ظاهر می شود یک مقدمه لازم و یک گام بزرگ بوده. ما اگر این گام را برنمی داشتیم. یقیناً ظهور ولی عصر (صلوات علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف) به عقب می افتاد.
مقام معظم رهبری دراین خصوص می فرمایند: شما مردم ایران و شما مادران شهید داده و پدران داغدار و افرادی که در طول این مبارزه زحمت کشیدند بدانید؛ شما ای امام بزرگوار امت بدانید:(که بهتر از همه ما می دانید)
شما موجب پیشرفت حرکت انسانیت به سوی سر منزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولیعصر (صلوات علیه) شدید. شما یک قدم این بار را به منزل نزدیکتر کردید. با این انقلاب که مانع را که همان دستگاه و نظام پلید ظلم دراین گوشه دنیا بود و سرطان بسیار خطرناک و موذی و آزار دهنده ای بود این را کندید و قلع و قمع کردید.
جمهوری اسلامی نتیجه برداشت صحیح از اعتقاد به امام زمان و الگوی کوچکی برای آن حکومت عظیم جهانی است.
همه خصوصیاتی که در ظهور مهدی(ع) هست در یک مقیاس کوچک در انقلاب اسلامی ملت ایران هم هست. در آنجا هم مخاطب حضرت بقیه الله همه مردم عالمند؛ یعنی در آن لحظه ای که به خانه کعبه پشت می دهد و تکیه می کند و دعوت خود را با صدای بلند فریاد می کند. صدا می زند (یا اهل العالم؛ انقلاب اسلامی ما هم از آغاز اعلام کرد که مخصوص یک ملت و یک قوم و یک کشور نیست. همچنانی که آن بزرگوار با همه قدرت های بزرگ جهان ستیزه می کند و در می افتد. انقلاب ما هم با دست خالی و فقط با تکیه به نیروی ایمان با همه قدرت های عظیم جهانی مقابل شد. همان طوری که ظهور حضرت مهدی هم حساب های مادی و معمولی را به هم می ریزد. انقلاب ما هم همه حساب ها را به هم ریخت.
جنگ یکی از حوادث حساس است که بر ضد این انقلاب تحمیل شد، آحاد ملت ایران، برای دفاع از دین و تمامیت ارضی خود، وارد عمل شدند و مقطعی حساس و در عین حال بسیار درخشان در تاریخ این انقلاب عظیم به وجود آوردند که از این مقطع به دوران دفاع مقدس یاد می شود.
هشت سال دفاع مقدس، دارای ابعاد و زوایای گوناگونی می باشد که با بررسی هر یک از این ابعاد، درمی یابیم فرهنگ های ناب و ارزشمند دینی را در درون خود جای داده است.
یکی از زوایای بسیار ارزشمند دوران دفاع مقدس همان اعتقاد به مهدی موعود به عنوان منجی عالم بشریت است (انتظار) که در دوران دفاع مقدس، جلوه خاصی یافت و درخشان تر از گذشته خود را در عرصه نظام اجتماعی و سیاسی و دفاعی مطرح نمود. و همچنین دفاع مقدس در ترویج اعتقاد به مهدویت نیز ایفاء نقش نموده و توانست در توسعه آن نقشی اساسی داشته باشد. اعتقاد به مهدی موعود در به وجود آمدن فرهنگ دفاعی نقش اساسی داشت که موجب گردید همین فرهنگ دفاعی سرشار از قداست شده و در روح و روان یک یک افراد مدافع نظام اسلامی و اسلامیت ریشه بدواند. همان گونه که می دانیم اولین ابزار قدرت و توان انقلاب در مقابله با تجاوز ارتش بعث عراق پیدایش فرهنگ دفاعی است که به افراد توانایی می بخشید تا با دست خالی در مقابل دشمن تا دندان مسلح ایستادگی کنند. با توجه به معنای فرهنگ که عبارت است از مجموعه آداب و رسوم آیا می توان بیان کرد که اعتقاد به مهدویت را که اکنون تبدیل به فرهنگ شیعه و شیعیان شده است و به معنای مجموعه ای از دانش ها، آداب و علوم مربوط به حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد از فرهنگ دفاع مجزا نمود؟
اعتقاد به مهدویت، به مجموعه ای از نگرش ها و ارزش ها و هنجارهای مربوط به ظهور موعود از سلاله پاک پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود. طبق آیه شریف۵۰۱ سوره انبیاء این اعتقاد قدمتی دیرینه دارد و همه ادیان الهی به ظهور یک منجی بشارت داده اند؛ ولی در دین اسلام به واسطه تعالیم قرآن کریم و بیانات پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) و همچنین مجاهدت علمی و فرهنگی علمای شیعه، ابعاد این اعتقاد، بیشتر آشکار شد.
با نگاهی دقیق به جنگ تحمیلی می فهمیم که این جنگ را اعتقادی همراهی می کرد که در پیروزی آن بسیار موثر بود و آن اعتقاد به حکومت جهانی حضرت ولی عصر بود که با روح یکایک رزمندگان عجین شده بود و تبدیل به جهادی عظیم شده بود. این جهاد عظیم با اعتقاد به مهدویت و استکبارستیزی، متاثر از قیام امام حسین و مهدی موعود کاملاهمراه بود نمودهای اعتقاد به مهدویت در مبانی زیر خودنمایی می کند:
-اعتقاد به امام امت به عنوان نایب برحق آقا امام زمان که فرمانش نافذ و حکمش حکم حضرت ولی عصر بوده و حکم آن حضرت حکم خداست. رزمندگان ما در طول هشت سال دفاع مقدس، انتظار و اعتقاد به امام عصر(عج) را با پیروی از ولایت مطلقه فقیه، در عمل و بسیار ملموس به ما نشان دادند. آنها، چون واقعا اعتقاد داشتند که راهشان و هدفشان و مکتبشان اسلامی و مهدوی است مشتاقانه وارد جبهه های جنگ می شدند آنان عشق به امام راحل را در راستای عشق به اما عصر(عج) می دانستند. آنان معتقد بودند هر عشق به امام زمان(عج) به کار آنان نمی آید و اگر امام راحل حرفی می زد و دستوری صادر می کرد دوستدارانش به هر قیمتی که بود، خواسته آن بزرگوار را اطاعت می کردند. چون واقعا درک کرده بودند که خواسته امام راحل در راستای خواسته امام عصر(عج) می باشد.
-اعتقاد به اینکه سلسله مراتب فرماندهی سلسله مراتب فرماندهی ائمه معصومین است که تخطی از دستور فرمانده تخطی از فرمان خداوند سبحان قلمداد می شد و فرمانبری از فرمانده خود را فرمانبری از امام و در ترتیب توالی فرمانبری از امام زمان و در همان راستای فرمانبری از خداوند سبحان می دانستند.
-رزمنده ها خودشان را سرباز امام عصر(عج) می دانستند و معتقد بودند این مملکت، مملکت امام زمان(عج) و رهبر واقعی آنان آن حضرت است. آنان پذیرفته بودند آن کسی را که در جبهه ها فرماندهی می کند امام خمینی(رحمه الله علیه) چقدر زیبا درباره آن بزرگواران بیان فرموده است که همه شما چه ارتش چه ژاندارمری، چه سپاه پاسداران و داوطلبانی که برای دفاع از اسلام و دفاع از شرافت اسلامی خودشان به جبهه ها می روند، همه شما لشکرهای اسلامی هستید. همه شماها ارتش امام زمان هستید.
-نامگذاری لشگرها و یگان ها که مستقیما با نام های مبارک آن حضرت یکی بود به عنوان مثال لشکر حضرت ولیعصر لشکر ۳۲ المهدی- لشکر ۹۱ فجر- لشگر الهادی- سپاه صاحب الزمان- سپاه انصارالمهدی که مستقیما با نام مبارک مرتبط می باشند.
نامگذاری سایر یگان ها همانند لشگر امام حسین- لشگر ۱۳ عاشورا- لشگر ۵۲ کربلا- لشگر حضرت ابوالفضل- لشگر نجف و… که ارتباط مستقیمی با جد آن بزرگوار داشته که اساساً دشمن ستیزی و آزادگی و آزادی خواهی را متاثر از عاشورا در خود عجین نموده است.
- رمز یامهدی- یا مهدی ادرکنی- یا مهدی عجل علی ظهورک که در بیشتر ادبیات روزمره رزمندگان دفاع مقدس بسیار مشهود و زبانزد خاص و عام است.
-بیرق ها که نمادهای هر سازمان و لشگرهایی محسوب می شد تماما با تراکم پنج مفهوم بیانگر روح اعتقادی رزمندگان اسلام بوده و در این فراوانی (پنج مفهوم) اساس اعتقادی دفاع مقدس تبلور یافته است.
(لااله الاالله- محمد رسول الله- یاحسین- یامهدی ادرکنی- یاابوالفضل العباس)
-شعارهای نوشته شده بر روی سینه، پیشانی بند و شانه های رزمندگان یکی دیگر از نمادهای غیرقابل انکار تاثیر اعتقادی مهدوی بر رزمندگان است که در کلمات و مفاهیم متعددی تبلور یافته است، همانند (تا کربلاراهی نمانده- یا مهدی ادرکنی- سرباز امام زمان- پیش به سوی حرم حسینی)
-دعای فرج امام زمان در تمام نمازهای یومیه رزمندگان بدون استثناء تبلور خاصی داشته است که بی شک منبعث از اعتقاد به مهدویت و قیام جهانی حضرت ولیعصر دارد.
-شعارهای رزمنده های ما که با سلاح «یامهدی» و «یاحسین» و… به صفوف دشمن حمله می کردند و با سردادن این شعارها بصورت اعتقادی می جنگیدند نماد همیشگی داشته است.
- بسیاری از رزمندگان برای یافتن ارتباط معنوی و حتی دیدار و ملاقات با حضرت بقیه الله درجبهه ها حاضر می شدند. آنان با مناجات های شبانه با آن حضرت و فریادهای روزانه «یامهدی ادرکنی» درهنگام نبرد، اعتقاد به مهدویت را درخود عمیق تر می کردند.
-یک پژوهش آماری در تعدادی از وصیت نامه های شهداء نشان می دهد که در هر وصیت نامه ای به طور میانگین چهار بار به نام امام و امام زمان(عج) و تبعیت محض از ولایت فقیه ذکرشده است.
در این وصیت نامه ها، خاطرات و دست نوشته هایی که از دوران دفاع مقدس از آن عزیزان سفرکرده بر جای مانده، دریایی است از فرهنگ مهدویت که ارتباط ها و حتی ملاقات ها و زمزمه های دلتنگی زیادی در آنها موج می زند.
- پژوهش های دیگر آماری مبتنی بر نامه های آزادگان بیانگر این مفهوم است که اکثریت قریب به اتفاق آزادگان عزیز با توکل بر ائمه متحمل سختی ها شده اند و صبر و بردباری خود را صرفا برای ظهور حضرت بر خود آسان می نمودند و این مطالب در نامه ها بسیار مشهود است.
مجال نیست، اینها نمونه هائی از دریای بی پایان اعتقاد به مهدویت و حضرت ختمی مرتبت است که در دل دفاع مقدس نهفته است.
امام خمینی درباره جنگ اعتقادی فرمودند: این جنگ جنگ اعتقاد است جنگ ارزش های اعتقادی انقلابی است و ما در مقابل ظلم ایستاده ایم.
مقام معظم رهبری در این زمینه می فرماید: خیلی از بزرگان ما در همین دوران غیبت آن عزیز و محبوب دل های عاشقان و مشتاقان را از نزدیک زیارت کرده اند بسیاری از نزدیک با او بیعت کرده اند، بسیاری از او سخن دلگرم کننده شنیده اند، بسیاری از او نوازش دیده اند و بسیاری دیگر بدون این که او را بشناسند، از او لطف و محبت دیده اند و او را نشناخته اند. در همین جبهه های جنگ تحمیلی، جوان هایی که در لحظه های حساس، احساس نورانیت و معنویت کرده اند لطفی از غیب به سوی دل های خودشان حس و لمس کرده اند، نشناختند و نفهمیدند پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عزیز یک پیوند ناگسستنی است.
سرلشکر حسن فیروزآبادی می گوید: همه آن هایی که جبهه رفتند، تربیت شده انتظار مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودند همان چیزی که باعث شد جوان ایرانی جنگ جو باشد.
امام خمینی (رحمه الله علیه) در این باره می فرماید: پنجاه سال عبادت کردیم قبول باشد یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید. گوشه ای از این وصیت نامه ها به این مطلب اختصاص دارد که اداره کننده این جنگ امامان معصوم (علیهم السلام) به ویژه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد.
مقام معظم رهبر می فرماید: ما غریبانه جنگیدیم. در دوره جنگ، ارتش ما غریب، بسیج ما غریب بود. کسانی که می خواستند حقیقتا جانفشانی کنند، باغربت می جنگیدند از چه جهت غریب از این جهت که هیچ نقطه دنیا با ما موافق نبودند. همه کشورهای اروپایی از عراق حمایت می کردند و به او سلاح و امکانات می دادند.
آری؛ تنها چیزی که با وجود دشمنان بسیار زیاد و امکانات بسیار کم، ملت ایران را شکست ناپذیر کرد امیدواری آنان به پیروزی اسلام بر کفر بود. همین امیدواری آنان بود که عقیده آن ها به راه و مکتبشان را روزبه روز محکم تر می کرد آنان با لمس کردن عنایات الهی و امدادهای غیبی و توجهات امام معصوم(علیهم السلام) باور داشتند که بر حق هستند و دست دیگری هست که این جنگ را هدایت می کند و سنگر به سنگر پیروزی نصیب آن ها می نماید.
رهبر معظم انقلاب در این باره می فرماید: در روز پانزدهم دی ماه ۹۵۳۱ من این احساس را واقعا در وجدان خود پیدا کردم که صاحب این بیابان ها، صاحب این صحنه پرشور و عظیم (اشاره به جبهه های جنگ) ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و بی گمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم اکنون با جسم و حضور جسمی و بدنی اش، یا با توجهش در میان این جنگاوران و جنگجویان است.
اگر اعتقاد به مهدویت و امامت آقا امام زمان در جنگ نبود امکان نداشت این ارتش با این وضع و سپاه کم و سن و سال با این فرماندهان جوان و آموزش ندیده و این نیروهای بدون سلاح و آموزش و ضعف شدید تسلیحات و مهمات بر این لشکرهای تا بن دندان مسلح عراق و قدرت های بزرگ به پیروزی برسند و این پیروزی در آخرین نامه رئیس رژیم عفلقی عراق چنین خودنمایی می کند (همان که خواستید محقق شد) مگر نبود که چرخاننده اصلی جنگ الطاف الهی و عنایات امامان و به ویژه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده اند این نکته است که اگر به سن و سال فرماندهان جنگ در رده های مختلف توجه کنیم می فهمیم که گردانندگان به ظاهر دسته اول جنگ، بین بیست تا سی سال سن داشته اند، برای نمونه شهید خرازی در سن ۷۲ سالگی، شهید علیرضا موحد دانش در سن ۵۲ سالگی، شهید حاج محمد ابراهیم همت در سن ۸۲ سالگی و شهید حسن باقری در سن ۵۲ سالگی به شهادت رسیده اند. علاوه بر فرماندهان جنگ بیشتر کسانی که وارد میدان نبرد شدند، در سن کم و در بهار عمر خود بودند خاطرات شهدای عزیز ما مملو است از داستان ها و خاطراتی که برخی از مشتاقان به خاطر سن کم و عشق به دفاع از دین خود، در شناسنامه هایشان دست می بردند، تا مشکل سنی خود را حل کنند. امثال حسین فهمیده و مسعود کمالی نیاهای سیزده ساله و بهنام محمدی ها در جای جای جبهه ها کم نبودند که جاذبه معنوی نایب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قلوب عاشق آنان را جذب کرد و راهی میدان های نبرد شدند. اگر کسی ادعا کند همه این ها به تنهایی توانستند جنگ را اداره کنند، اولین چیزی که این ادعا را رد می کند سن کم رزمنده ها می باشد طبق آمار ۰۰۲۵۱ تن از شهدای دفاع مقدس بین ۴۱ تا ۴۲ سال سن داشته اند. همین افراد با سنین کم خود، حماسه ها آفریدند؛ چون می دانستند این جنگ بین اسلام و کفر است و سرانجام اسلام است که پیروز می شود آنان عقیده داشتند، پرچم اسلام در آینده ای نه چندان دور به وسیله امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر کل عالم سایه می افکند و خودشان را سربازان امام زمان می دانستند و در این راه تمام سعی و تلاش خود را به کار می بستند و از مصادیق بارز این آیه شریفه شدند که (ان الذین قالو ربناالله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا)
پی نوشت ها
۱- در مکتب جمعه ص ۲۰۲، ۲۰۱، ۶/۴/۹۵
۲- خطبه های نماز جمعه رسالت ۱۲/۱/۷۶
۳- در مکتب جمعه ص ۲۵۰، ۲۹/۳/۰۶
۴- این حدیث را همه چهارده معصوم بیان کرده اند و در مکتب عامه و مصادر شیعی آمده است. (یملاالارض قسطا و عدلاکما ملئت ظلما و جورا)
۵- رحیم کارگر (انتظار و انقلاب) فصلنامه انتظار، سال اول شماره دوم ص ۱۴۶- ۱۲۶
۶- مسعود پورسید آقایی، تاریخ عصر غیبت، قم انتشارات حضور ۹۷۳۱ ش، ص ۳۷۶
۷- مرتضی نائینی (جان و جانان، فصلنامه انتظار موعود، سال اول، شماره دوم ۰۸۳۱، ص ۱۹ و ۰۶
۸- خبرنامه همایش دکترین مهدویت شماره هشتم، ص ۶۱
۹- محمدباقر حیدری کاشانی، نسل طوفان، قم، زلال کوثر، چاپ دوم ۶۸۳۱ ش، ص ۳۸ (به نقل از لایه های پنهان جنگ)
۰۱- ویژه نامه حماسه فتح خرمشهر ص ۷۲ (به نقل از لایه های پنهان جنگ)
۱۱- ماهنامه فرهنگی اجتماعی فکه، ش ۸۳، ص

ادامه نوشته

خانواده و مهدویت

خانواده و مهدویت

مقدمه:
یکی از جذاب‌ترین مباحث مربوط به خانواده و «مهدویت»، آشنایی با معارف مشترک قرآنی بین خانواده و مبحث مهدویت است؛ در این خصوص، سورة نور، در ابتدا با ظرافت و زیبایی خاصّی به مباحث خانواده اشاره کرده و در پایان به بحث منجی و تشکیل حکومت مهدوی پرداخته است.

سوره نور، سوره‌ای است که مباحث آن، عمدتاً پیرامون اخلاق و احکام خانواده و مقابله با ساختار شکنان خانواده است. دقّت در مفاهیم این سوره، پرده از برخی از اسرار و زیبایی‌های ارتباط تنگاتنگ این سوره با مباحث خانواده و سپس ارتباط مباحث خانواده با موضوع مهدویت بر می‌دارد.

* امام صادق علیه السلام عنایت ویژه‌ای به این سوره داشتند و فراگیری آنرا به ویژه برای دختران و زنان لازم می‌ شمردند و می‌فرمودند:

«حَصَّنُوا أموالَکُم و فُروجَکم بتلاوَة سورَةِ النّور وَ حَصِّنُوا بِها نِساءَکُم فَإنَّ مَن أدمَنَ قِراءَتها فی کُلّ یَومٍ أو فی لَیلَةٍ لَم یَزنِ أحدٌ مِن أهلِ بَیتِهِ أبَداً…؛ اموال و پاکدامنی‌تان را با تلاوت سوره نور حفظ کنید و با آن زنانتان را محافظت نمایید. پس هرکس بر خواندن آن هر روز یا هر شب مداومت داشته باشد، هرگز احدی از خانواده‌اش دچار عمل منافی عفّت نمی‌شود…»[۱] در این سخن، امام صادق علیه السلام، از واژه «حَصِّنُوا» که از ریشة حِصن به معنای دژ و قلعه است، استفاده کرده‌اند؛ چرا که مباحث این سوره، عمدتاً در موضوع حصن خانواده  و دژ تربیتی محافظ انسان است. سپس می‌فرمایند: اموال و پاکدامنی خویش را با تلاوت این سوره محافظت کنید و این نشان می‌دهد که اوّلاً یکی از آثار وضعی تلاوت این سوره، تحت الحفظ قرار گرفتن اموال، اولاد و ناموس انسان از خطرات است و ثانیاً نشانگر ارتباط عمیق این سوره با حفظ نهاد خانواده می‌باشد؛ چرا که محور مباحث این سوره دربارة مباحث خانوادگی و پرهیز از آسیب‌های خطر آفرینِ استحکام خانواده است.

* در این سوره مبارکه، چهارده مرتبه از واژه «بیوت» استفاده شده است. واژه «بیت» به پناهگاه شبانه انسان اطلاق می‌شود و «بات» و «بیتوته» یعنی شب را در مکانی به صبح رساندن و یا شب را با برنامه عبادی و هدف‌دار، صبح کردن. خداوند متعال کعبه را «بیت الله» و «بیت العتیق» نامگذاری کرد و از همگان خواست تا هنگام عبادت (بویژه در شب) به سوی آن توجه کنند. پس با توجه به معنای لغوی بیت، لازم است همة ما در خانه، دارای برنامه هدف دار برای زندگی باشیم.
در این سوره، به بیوت الهی نبی‌اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت اشاره شده است؛ چنانچه می‌فرماید: Nفِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ…M. در سوره احزاب خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به «اهل بیت» مشهور شدند و خداوند در مورد ایشان فرمود: Nإِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًاM؛ «همانا خداوند می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور، و کاملاً شما را پاک کند.» [۲]

* در این سوره، بعد از آیه معروف: Nاللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ…M؛ «خداوند نور آسمان‌ها و زمین است و مَثَل نور او مانند چراغدانی است…»، آمده است: Nفِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِM؛ «(این نور) در خانه‌هایی است که خداوند اذن داده رفعت یابند و نام او در آنها برده شود و صبحگاهان و شامگاهان در آنها تسبیح او گفته می‌شود.»[۳] این مسئله می‌تواند بیناگر ارتباط تنگاتنگ آیه توحید «نور» و آیه پس از آن ـ که سخن از بیوت اولیای الهی، به میان آورده ـ باشد و بدین‌سان رابطه عمیق اصل توحید با اصالت خانوادگی و خانواده‌داری را بیان می‌کند.

با دقّت در مضامین این سوره در می‌یابیم که بیشترین حجم آیات آن مربوط به آسیب‌شناسی خانه و خانواده و راهکارهای حقوقی و اخلاقی انسجام بخشی و عدم تخریب و فروپاشی نظام خانواده می‌باشد. مباحث این سوره، پیرامون مجازات زنا و تهمت به زنا، مذمّت این گناه بزرگ، ملاعنه، ممنوعیت نگاه حرام، وجوب حجاب و عفاف، لزوم پوشش زینت زنان در برابر نامحرم، تأکید بر ازدواج، استیذان،[۴] نهی از اجبار زنان بر بی‌عفّتی و… است؛ امّا نکته بسیار مهمی که محل بحث ماست، این است که خداوند پس از تبیین یک سلسله احکام خانواده، به طرح «مسألة مهدویت» پرداخته و می‌فرماید: Nوَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَM؛ «خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین، جانشین [خود] قرار دهد؛ همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند». در روایات، در تفسیر این آیه آمده است: «نَزَلَتْ فی المَهدیّ عجل الله تعالی فرجه الشریف؛[۵] این آیه در باره حضرت مهدی علیه السلام نازل شده است.»

همچنین در زیارتی که از امام صادق علیه السلام درباره روز عاشورا وارد شده است، حضرت با اقتباس از این آیه درباره زمان عدالت گستری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌فرمایند: «وَاجْعَل لهم أیّاماً مشهورةً وَ أیّاماً مَعلومةً کما ضَمِنتَ لِأولیاءِکَ فی کتابِکَ المُنزَل فَإنَّک قُلت:وَعَدَ الله الّذین آمَنُوا مِنکُم…M، أللهمَّ أعلِ کَلِمَتَهُم یا لا إله الّا أنتَ، یا لا إله الّا انتَ، یا لا إله الّا أنتَ یا أرحم الراحمین؛ خداوندا! برای ایشان (اهل بیت علیهم السلام) روزگاری معلوم و آشکار قرار بده، همانگونه که آن را در کتابت برای اولیائت تضمین کرده و فرموده‌ای: «خداوند به مؤمنین از شما وعده داد…» خدایا! ای آنکه جز تو معبودی نیست، امر ایشان را برتری بخش، ای مهربان‌ترین مهربانان.»[۶]

امتزاج و تربیت مباحث خانواده و سپس طرح آیه مهدویت در این سوره بیانگر ارتباط تنگاتنگ فرهنگ انتظار و مهدویت با اصالت خانوادگی و استحکام بیان خانواده و توجّه به «بیت» می‌باشد. انسان‌های صالح و تربیت یافته در خانواده‌های اصیل، شایستگی پذیرش ولایت و امامت پیشوای آسمانی‌ای چون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارند؛ به همین دلیل در نظام سیاسی و فرهنگ علوی، یکی از ملاک‌های گزینش افراد شایسته، تربیت یافتن و برخاستن آنان از «بیوت صالحه» می‌باشد؛ چنانچه حضرت علی علیه السلام در نامه‌ای به مالک اشتر فرمودند: «ثُمُّ الصَق بِذَوِی المُرُؤاتِ و الأحسابِ و أهل البیوتاتِ الصّالِحَةِ و السَّوابق الحَسَنةِ…؛[۷] ( در انتخاب کارگزاران خود) با آنان که خانواده‌دارترند و شخصیت حساب شده دارند و از خاندانی پارسا و صالح و با سوابقی درخشانند، ارتباطی نزدیکتر برقرار کن (و آنان را برگزین).»

به عبارتی می‌توان نتیجه گرفت که اصالت‌های خانوادگی و رعایت احکام خانواده، چون ازدواج، کنترل چشم، روابط سالم خانوادگی، حیا و عفت، زمینه تحقق وعدة الهی و تشکیل حکومت جهانی آخرین ذخیره الهی را فراهم می‌کند و کسانی که لیاقت و توانایی پاک زیستی و اداره یک خانواده را داشته باشند، لیاقت مشارکت در اداره جهانی پاک و عاری از هر نوع ظلم و تباهی را نیز خواهند داشت.

سو تیتر

* امتزاج و تربیت مباحث خانواده و سپس طرح آیه مهدویت در این سوره بیانگر ارتباط تنگاتنگ فرهنگ انتظار و مهدویت با اصالت خانوادگی و استحکام بیان خانواده و توجّه به «بیت» می‌باشد. انسان‌های صالح و تربیت یافته در خانواده‌های اصیل، شایستگی پذیرش ولایت و امامت پیشوای آسمانی‌ای چون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارند

* اصالت‌های خانوادگی و رعایت احکام خانواده، چون ازدواج، کنترل چشم، روابط سالم خانوادگی، حیا و عفت، زمینه تحقق وعدة الهی و تشکیل حکومت جهانی آخرین ذخیره الهی را فراهم می‌کند و کسانی که لیاقت و توانایی پاک زیستی و اداره یک خانواده را داشته باشند، لیاقت مشارکت در اداره جهانی پاک و عاری از هر نوع ظلم و تباهی را نیز خواهند داشت.

*. مسئول بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، شعبه اصفهان.

[۱] . وسائل الشیعه، ج۶، ص۲۵۲٫

[۲] . سوره احزاب/۳۳٫

[۳] . سوره نور/۳۶٫

[۴] . اجازه خواستن هنگام ورود به خانه و رعایت حریم خانه.

[۵] . بحار، ج۵۱، ص۵۳٫

[۶] . همان، ج۹۸، ص۳۱۱٫

[۷] . نهج البلاغه، نامه ۵۳٫


ادامه نوشته

ویژگی عدد چهل درباره امام حسین (ع)

ویژگی عدد چهل درباره امام حسین (ع)

امام حسن عسگری (ع) فرمودند: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم فى الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم» ؛ «نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامهٴ نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم”.

مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافهٴ نمازهای نافله است که جبران کنندهٴنقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامهٴ نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا (ص) است. شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان رابه معراج می برد.
موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا فقط شیعه است که سجدهٴ بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.
مراد از زیارت اربعین، زیارت چهل مؤمن نیست؛ زیرا این مسأله اختصاص به شیعه ندارد و نیز «الف و لام» در کلمهٴ «الاربعین»، نشان می دهد که مقصود امام عسکری (ع) اربعین معروف و معهود نزد مردم است؛ خلاف کلمهٴ «اربعین» در بسیاری از روایات که بدون «الف و لام» آمده است؛ مانند این روایت امام صادق (ع): «من حفظ من أحادیثنا أربعین حدیثاً بعثه الله یوم القیامة عالماً فقیهاً” .
اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است، بلکه طبق این روایت در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. برپایهٴ این روایت، همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثهٴ کربلا نیز ستون ولایت است.
به دیگر سخن، براساس فرمودهٴ رسول خدا (ص): عصارهٴ رسالت (نبوی (ص) قرآن و عترت است؛ «إنى تارک فیکم الثقلین… کتاب الله و… عترتى أهل بیتى» . عصارهٴ کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصارهٴ عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری (ع) در کنار هم ذکر شده است؛ امّا مهمّ آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کنند.
دربارهٴ نماز، ذات اقدس الهی، معارف فراوانی را ذکر کرده است. مثلا ً فرموده: انسان، فطرتاً موحّد است، ولی طبیعت او به هنگام حوادث تلخ، جزع دارد و در حوادث شیرین از خیر جلوگیری می کند، مگر انسان های نمازگزار که آنان می توانند این خوی سرکش طبیعت را تعدیل کنند و از هلوع، جزوع و منوع بودن به درآیند و مشمول رحمت های خاص الهی باشند؛ ﴿إنّ الإنسان خلق هلوعاً ٭ إذا مسّه الشرّ جزوعاً ٭ و إذا مسّه الخیر منوعاً ٭ إلّا المصلّین﴾
تعلیم و تزکیه هدف اساسی سالار شهیدان
زیارت اربعین نیز انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز می دارد و گفته شد که هدف اساسی سالار شهیدان نیز تعلیم و تزکیهٴ مردم بوده است و در این راه، هم از طریق بیان و بنان اقدام کرد و هم از راه بذل خون جگر که جمع میان این راه ها از ویژگی های ممتاز آن حضرت (ع) است.
خلاصه آن که رسالت رسول اکرم (ص) تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیهٴ نفوس مردم از سوی دیگر بود تا هم جاهلان را عالم نماید و هم گمراهان را هدایت کند و در نتیجه، جهل علمی و جهالت عملی را از جامعه جدا سازد. همین دو هدف در متن زیارت اربعین سالار شهیدان (ع) تعبیه شد؛ چنان که منشأ ددمنشی منکران رسالت و دشمنان نبوّت، حبّ دنیا و شیدایی زرق و برق آن بود و عامل مهمّ توحّش منکران ولایت و دشمنان امامت نیز همان غَطْرَسهٴ دنیا و دلباختگی به آن بود، که در بخشی از زیارت اربعین به آن اشارت رفته است: «و تَغطْرَس و تَرَدّی فى هواه”.

ویژگی عدد چهل دربارهٴ امام حسین (ع)
اربعین و عدد چهل خصوصیتی دارد که دیگر ارقام آن را ندارد. غالب انبیای الهی در سنّ چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند و ملاقات خصوصی حضرت موسی (ع) و ذات اقدس الهی چهل شب بود و در نماز شب سفارش شده است که چهل مؤمن را دعا کنید و همسایگان را تا چهل خانه گرامی بدارید. این ها نشان می دهد که عدد چهل از برجستگی خاص برخوردار است.
در روایات اسلامی چنین آمده است: زمینی که روی آن انبیا و اولیای الهی و بندگان مؤمن، خدا را عبادت کرده اند، چهل روز در مرگ آنان می گرید، ولی در شهادت امام حسین (ع) آسمان و زمین، چهل روز خون گریه کردند. البته اشک یا خون را در این گونه از روایات نباید بر اشک یا خون ظاهری حمل کرد؛ چنان که نباید آن را انکار کرد.
توضیح آن که در سیّارات آسمانی بارها انفجارهایی رخ می دهد که با چشم عادی هرگز دیده نمی شود؛ ولی متخصصان با استمداد از علم نجوم و از رصدخانه به تماشای این انفجارها می نشینند. همان گونه که مردم عادی نباید خبر وقوع این انفجار را به صِرف ندیدن آن با چشم ظاهری انکار کنند، خونْ گریه کردن آسمان و زمین را نیز نباید انکار کنند؛ زیرا این موارد نیز جزو علومی نیست که بشر عادی آن را نظاره کند، حتی از رصدخانه نیز دیده نمی شود.
اساساً امر ملکوتی را هرگز نمی توان با ابزار مُلکی ادراک کرد. مثلا ً با دقیق ترین و پیشرفته ترین فنّ رصد سپهر نمی توان مشهودات رؤیای صادق انسان نائم را رصد نمود. اگر یوسف عصر در ساحت رؤیا مشاهده کند که یازده ستاره به همراهی ماه و آفتاب برای وی سجده کردند، هرگز چنین صحنه ای را نمی شود با هیچ رصدخانه ای تصدیق یا تکذیب نمود. غرض آن که معنای اشک ریزی یا خون باری ملکوتی نه مورد تصدیق فنّ تجربی است و نه در قلمرو تکذیب آن قرار می گیرد و هیچ گاه استبعاد به جای استحاله نمی نشیند. کسی که صاحب بَصَر نیست تا ببیند، لا اقل باید صاحب نظر باشد که گوش شنوا به ندای صاحبْ بصران داشته باشد.
برای تحقیق این موارد، علم مخصوص لازم است که اصطلاح و متخصصان ویژهٴ خود را دارد که اهل ولایت و علمای بزرگ دینی اند. آنان این گونه از احادیث را با جان پذیرفتند و فهمیدند که آسمان و زمین خونْ گریه می کنند. از امام زمان (ع) نیز نقل شده است که به امام حسین (علیه السلام) عرض می کنند: اگر اشک چشم تمام شود، برایت خون می گریم؛ «و لأبکینّ علیک بدل الدموع دماً.”
گفتنی است: گرامیداشت یاد متوفا پس از مرگ او در همهٴ ملل و ادیان رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز از متوفای خود تجلیل می کنند. در میان مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از شهادت امامان معصوم (ع) در نخستین اربعین آنان مراسم گرامیداشت انجام می شده است؛ ولی شهادت امام حسین (ع) این ویژگی را دارد که روز اربعین حسینی هر ساله تا قیامت ادامه خواهد داشت.

زیارت مأثور در اربعین
در روایات شیعه برای روز اربعین حسینی دستورهایی وجود دارد؛ مانند خواندن زیارت مخصوص آن روز در پیش از ظهر که پس از آن دو رکعت نماز نیز خوانده می شود و دعا در آن وقت مستجاب است.
در زیارت اربعین، هدف قیام امام حسین (ع) همان هدف رسالت نبی اکرم (ص) دانسته شده است. براساس قرآن و نهج البلاغه، هدف رسالت انبیای الهی، دو چیز است: یکی عالم کردن مردم و دیگری عاقل نمودن آن ها با تهذیب نفس٫
کسانی که علم ندارند، دستور خدا را نمی دانند و توان تربیت خود یا دیگران را ندارند. برخی نیز عالمند، ولی در اثر نداشتن عقل به دانش خود عمل نمی کنند. از این رو، انبیا (ع) برای تعلیم و نیز تزکیهٴ مردم مبعوث شده اند که به مردم خوبی ها را بشناسانند و راه خوب را به آنان بنمایانند تا مردم خوب بفهمند و به خوبی ها عمل کنند. چنین جامعه ای مهد پرورش اولیای الهی است.
در قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم (ع) نقل شده که به خداوند عرض کرد: پیامبری مبعوث فرما که مردم را عالِم و مهذّب کند؛ ﴿ربّنا و ابعث فیهم رسولا ً منهم یتلوا علیهم ایاتک و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و یزکّیهم﴾ . خداوند دعای آن حضرت را اجابت کرد و در سورهٴ «جمعه» فرمود: ﴿هو الذی بعث فی الأُمّیین رسولا ً منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین﴾ .
براساس این آیه، مردم حجاز، پیش از بعثت رسول اکرم (ص) گرفتار دو مُعْضِل علمی و عملی بودند: یکی نادانی و دیگری گمراهی. پیامبر (ص) با تعلیم کتاب و حکمت آن ها را از جهل رهانید و عالم کرد و نیز با تزکیهٴ نفس، آنان را از بیراهه به راه آورد و عادل کرد.
امیرمؤمنان (ع) در تشریح بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «فهدیهم به من الضلالة و أنقذهم بمکانه من الجهالة» ؛ یعنی خداوند به دست پیامبرش مردم را عالِم و عادل کرد.
امام حسین (ع) نیز که به حساب ملکوت و اتصال نور وجودی، از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و صاحب ولایت؛ «حسین منّى و أنا من حسین» ، باید مردم را عالم و عادل کند؛ یعنی احکام و دستورها و معارف دین را به آنان بیآموزاند و آنان را اهل عمل کند.
همهٴ اهل بیت (ع) این وظیفه را به عهده داشتند و با تدریس، ارشاد، سخنرانی و نوشتن نامه به وظیفهٴ خود عمل می کردند؛ ولی سیدالشهدا (علیه السلام) افزون بر کارهای یاد شده، به سبب یأس از تأثیر اساسی این ابزار در شرایطی قرار گرفت که خون جگر خود را نیز برای نیل به هدف اعطا کرد. تنها آن حضرت (ع) بود که هم مبارزهٴ فرهنگی و سیاسی و اجتهادی داشت، هم نبرد جهادی.
چنان که در زیارت اربعین آن حضرت می خوانیم: «فأعذر فى الدعا و منح النصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة» ؛ یعنی آن حضرت (ع) با اتمام حجت بر خلق، هر عذری را از امت رفع کرد و اندرز و نصیحت آنان را با مهربانی انجام داد و خون پاکش را در راه تو ای خدا نثار کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت و گمراهی نجات دهد.
منبع: کتاب شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی،حضرت آیت الله جوادی آملی،ص۲۲۷ . شبستان

ادامه نوشته

عنایات امام رضا (ع) به زائران شان

عنایات امام رضا (ع) به زائران شان

حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) در فرمایشات خود درباره حضرت امام رضا(ع) و دلیل بیشتر بودن کرامات ضریح آن حضرت نسبت به امام حسین(ع) وقایعی را نقل کرده‌اند که آنها را در ادامه می‌خوانید :

آقایى می‌گفت: عریضه‌اى به خدمت امام رضا (علیه‏السّلام) درباره‏ سه حاجت از جمله تشرف به خدمت حضرت ولى عصر (عج) نوشتم و پشتِ در ضریح انداختم. شب آخر اقامت ما در مشهد و یا یک شب جلوتر از آن، براى نماز صبح به حرم مشرف شدم، هنگامى که مى‌خواستم وارد حرم شوم، در میان ازدحام جمعیت به حدى که ممکن نبود کسى به راحتى داخل حرم شود و عده‏اى به زحمت وارد و عده‌اى خارج مى‏شدند، ناگاه چشمم افتاد به آقاى جلیل و نورانى که تشریف مى‏آورد …

و ازدحام گویى براى ایشان خلوت بود و از وسط آن همه جمعیت به آرامى و راحتى جلو مى‏آمد. تا این که وقتى به من رسید، گویا به من سلام کرد و فرمود: «أَنَا ابْنُهُ، أَنَا ابْنُهُ». من پسر او هستم، من پسر او هستم. و همین طور این جمله را تکرار مى‏کرد، بعد فرمود: «لا تُعَلِّمُوهُمْ، فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ.»(۱) چیزى به آنان (ائمه ـ علیهم‏السّلام) یاد ندهید، زیرا آنان از شما داناترند. بعد به حرم تشریف برد. آن آقا مى‏گفت: از این که کاغذ عریضه به داخل انداخته بودم و نیز از آن همه نورانیّت و جلالت، هم چنین از این که در میان آن همه جمعیّت و ازدحام به راحتى حرکت مى‏نمود، و از این که فرمود: «أَنَا ابْنُهُ»، فهمیدم که ایشان، حضرت غائب ـ عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ـ هستند.

نعمت بزرگ و گرانقدر
حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) می‌فرمودند: حرم مطهر حضرت امام رضا ( علیه السّلام ) نعمت بزرگ و گرانقدرى است که در اختیار ایرانى‌هاست، عظمتش را خدا مى‌داند، به حدى که امام جواد (علیه السّلام) مى‌فرماید: زیارت پدرم امام رضا علیه السّلام از زیارت امام حسین (علیه السّلام) افضل است، زیرا امام حسین (علیه السّلام) را عامه و خاصه زیارت مى‌نند، ولى پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامى)زیارت نمى‌نند، لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین ـ علیه السّلام ـ ظاهر مى‌شود. بنابراین، ایرانى ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا(ع) که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.

عنایات امام رضا (علیه السّلام) به زائران خود
دیده و شنیده شده است که اشخاصى در مشاهد مشرّفه به امامى که صاحب ضریح است سلام کرده و جواب سلام را شنیده اند.

شخصى گفته است: هر وقت براى زیارت حضرت امام رضا (علیه السّلام) به مشهد مشرّف مى شوم (شاید در هر سال یک زیارت بیشتر نمی کرده است ) در هر بار در زیارت اول، با وجود ازدحام جمعیّت، تا ضریح راه برایم باز مى شود …

به ضریح نزدیک مى شوم و زیارت مى کنم، و حضرت رضا (علیه السّلام)خرجى راه و حتّى مقدارى پول براى خرید سوغات را نیز به من مى دهند.

در خانه اى که ما در مشهد بودیم نیز علویّه‌اى بود که مى‌گفت: هر وقت که براى زیارت به حرم مى روم، براى من هم راه به سوى بوسیدن ضریح و دست کشیدن بر آن باز مى‌شود.

پی نوشت:
۱- اصول کافى، ج ۱، ص ۲۸۶؛ بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۱۴۱؛ ج ۳۱، ص ۳۲۲؛ ج ۳۶، ص ۲۵۰؛ ج ۶۶، ص



ادامه نوشته

صتوات در كلام امام حسن عسكري (ع)

    

رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:
« أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏»

روایت از امام عسکری (علیه السلام) منقول است که حضرت فرمودند:
زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی »، این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: « و ذِکْرَ الْمَوْتِ » ومرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می‌فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرمودهاند.
سوم: قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می‌آورد.
چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود.
مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشارهای می‌کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد وهم نقش محوی.  اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.
در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.
جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش  به صلوات فرمودند.
بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۳۷

ادامه نوشته

اهل بيت(ع)

یکی از خادمان بخش فرهنگی حرم علی بن موسی الرضا علیه السلام گفت:مولوی  «سلطان محمد» از علمای سرشناس اهل سنت افغانستان که در شهر هرات سکونت دارد و از بیماری قلب رنج می برد، در حرم امام رضا علیه السلام شفا گرفت.»
وی در ادامه افزود: «این عالم سنی مذهب، عضو شورای هفت نفره افتاء افغانستان است و همزمان خطیب جمعه شهر هرات نیز به شمار می رود. او که پیرو مذهب حنفی است، چند ماه پیش به بیماری انسداد عروق (بسته شدن رگ های قلب) دچار شد و همه پزشکان وی را جواب کردند اما به گفته خودش، در خواب، امام رضا علیه السلام را رؤیت کرد و آن حضرت او را توصیه کرد که به حرم ایشان بیاید و شفای خود را بگیرد.»
مولوی «سلطان محمد» می گوید: «از خواب که بیدار شدم، ابتدا فکر کردم که هذیان دیده ام لذا تصمیم گرفتم برای درمان به پاکستان سفر کنم اما هنگامی که برای بار دوم به خواب رفتم، یک بار دیگر امام رضا به خواب من آمد و دوباره به من توصیه کرد که به حرمشان بروم تا شفا بگیرم. در خواب، امام رضا را با لباس سبز رنگ و بلندی مانند دشداشه عربی رؤیت کردم. ایشان بسیار زیبا و خوش سیما بودند.»
این عالم اهل سنت افغانستان می افزاید: «فردای آن روز که آن خواب را دیدم، برای دوستان و اطرافیان خودم تعریف کردم. بسیاری از شیوخ نزدیک به من، مرا مورد حمله قرار داده و گفتند “تو مشرک شده ای”، اما من که آن خواب را دو بار دیده بودم، تصمیم قاطع گرفتم که به ایران سفر کنم و به زیارت امام رضا بیایم. بالاخره قسمت شد و با یک کاروان از زائران افغانی شامل ۱۶۸ نفر به مشهد سفر کردیم.»
وی می افزاید: «اولین بار که به حرم رفتم، با اینکه تاکنون این مکان را ندیده بودم، اما به چشمانم غریب نمی آمد و برخی بخش های حرم را دقیقا در خواب رؤیت کرده بودم. حتی آن محلی که امام را دیده بودم را دیدم. ۳ روز از حرم خارج نشدم و به نماز، دعا، راز و نیاز سر کردم. بعد از ۳ روز هم کاروانی هایم که از بیماری من خبر داشتند به سراغم آمدند و خواستند مرا نزد پزشکان ببرند اما من حاضر نمی شدم بروم زیرا ایمان داشتم که شفا گرفته ام. با اصرار آنان ابتدا به آزمایشگاه و سپس نزد پزشکان رفتم. آنها گفتند هیچ اثری از بیماری در تو وجود ندارد.

ادامه نوشته

پيامكهاي نوروزي

عید که می‎شه، اگر تلفن‌های همراه آنتن بده، بازار فرستادن پیامک و یا به‌قول عوام اس ام اس، داغ می‌شه.

لذا یکی از مشکلات اساسی ما تو کشور این هست که پیامک نوروزی به‎دردخور کم داریم! «نمک‎نیوز» تلاش می‎کنه در حد توان خودش این معضل عظیم را رفع و کمبودها رو جبران کنه:

شماره (۱)

><(((>

><(((>

><(((>

سلام! این ماهی‎های قرمز پیش شما امانت، از سوم عید به اون طرف که حقوق و عیدی‎تون تموم شد؛ دونه دونه کباب کرده و میل بفرمایید!

 ×××

شماره (۲)

یک عالمه عطر بید، تقدیم تو باد

تبریک بسی شدید، تقدیم تو باد

تنها دل و قلوه‎ایست دارایی ما

ااین هم، دم صبح عید، تقدیم تو باد

 ×××

شماره (۳)

مثل ماهی پر ویتامین

مثل سبزه پر از کلروفیل

مثل سمنو پر از قند

مثل سنبل پر ازرنگ

مثل سیب پر از خاصیت

و مثل سکه پر از قیمت هستم!

می‎دونم ریا میشه! ولی اینا خصوصیات شخصی بنده بود! فرستادم تا در جریان باشید.

سال نو مبارک

×××

شماره(۴)

دنیایی بدون حسرت

آخرتی شاد

و شادی مستدام دنیوی را برایتان آرزومندم

هر روزتان نوروز

نوروزتان پیروز

 ×××

شماره (۵)

سلامتی

سعادت

سیادت

سرور

سروری

سبزی

سرزندگی

این باکلاس‎ترین هفت‎سین موجود تو بازار بود!

خدمت شما

سال نو هم مبارک

 ×××

شماره (۶)

۱۲ ماه برابر با ۵۲ هفته برابر با ۳۶۵ روز برابر با ۸۷۶۰ ساعت و برابر با ۵۲۵۶۰۰۰ دقیقه و برابر با ۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه گذشت.

گذشته‎ها گذشته

۱۲ ماه برابر با ۵۲ هفته برابر با ۳۶۵ روز برابر با ۸۷۶۰ ساعت و برابر با ۵۲۵۶۰۰۰ دقیقه و برابر با ۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه‎ای باش که تو راهه

سال نو از همین الان مبارک باد

×××

شماره (۷)

من که می‎دونم دم عید باز پیامک‎ها ایراد پیدا می‎کنه و نمی‎رسه به مقصد، خوب چه کاریه؟! از همین حالا عیدتون مبارک باشه!

×××

 شماره (۸)

با اومدن بهار، همه‎چیز تازه می‎شه، سال، ماه، روز، هوا، طبیعت…. ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به

همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!

×××

 شماره (۹)

خواستم اعترافی کرده باشم، اعترافی که برای هر کسی نمی‎توان بیانش کرد! متأسفانه روسیاهی زمستانی که رفت، بر چهره من مانده، راستش زیاد هم از این موضوع خجالت نمی‎کشم!

.

.

.

.

.

ارادتمند، حاجی فیروز!

 ×××

شماره(۱۰)

به مناسبت نزدیکی سال تحویل و خانه تکانی، لطفاً فراموش نفرمایید، اگر خانه دلمان را از یاد غیر خدا خانه‌تکانی نشود، شدیداً ول معطلیم.

×××

شماره(۱۱)

پیامک جمعی از دانشجویان ایرانی به سران رژیم صهیونیستی:

پیامک زدیم تا یادآوری کنیم: فردا سال نو می‎شه. کم‌کم باید از خواب زمستونی بیدار بشین، دست و صورتتون رو بشورین، چشماتون رو باز کنین، ایران رو تهدید نکنین و کلاً آدم بشین!

×××

شماره(۱۲)

مثل ماهی زنده

مثل سبزه زیبا

مثل سمنو شیرین

مثل سنبل خوشبو

مثل سیب خوش رنگ

و مثل سکه با ارزش هستم!

این پیامک فقط محض یادآوری و از روی شکسته نفسی بود، همین!

ره سپاریم باولایت تا قیامت // جان نثاریم برولایت تا شهادت


         & nbsp;                     ولایت=امنیت
ره سپاریم باولایت تا قیامت // جان نثاریم برولایت تا شهادت

اجتماعی
ره سپاریم باولایت تا قیامت // جان نثاریم برولایت تا شهادت

انتخابات 12 اسفند پاسخی قاطع به توهم سلب اعتماد مردم از نظام بود

انتخابات 12 اسفند پاسخی قاطع به توهم سلب اعتماد مردم از نظام بود

خبرگزاری فارس: حضرت آیت الله خامنه‌ای تاکید کردند: بعد از انتخابات پرهیاهوی

سال 88، برخی پیش بینی می‌کردند که اعتماد مردم به نظام اسلامی سلب

شده است اما انتخابات 12 اسفند پاسخی قاطع و روشن به این استنتاج غلط و

                                      گمانه زنی خطا بود.

خبرگزاری فارس: انتخابات 12 اسفند پاسخی قاطع به توهم سلب اعتماد مردم از نظام بود

گزارشهای تصویری

رضا آباد خارتوران خاستگاه گردشگری روستایی

رضا آبادخاستگاه گردشگری روستایی

موقعیت روستای رضا آباد؛روستای رضا آباد در 56 درجه و 41 دقیقه طول شرقی و 35 درجه و 57 دقیقه عرض شمالی واقع شده است . این روستا تا مرکز شهرستان(شهر شاهرود) 250 کیلومتر و تا مرکز بخش بیارجمند 125 کیلومتر فاصله دارد . ارتفاع روستا از سطح دریای آزاد 890 متر است .



«طایفه چوداری از طوایف ناشناخته کشور است که در قرون اخیر از استان هرات افغانستان به مناطق خوارتوران شاهرود و بخش هایی از آن در شهرستان های سبزوار و فردوس به شیوه نیمه کوچندگی روزگار می گذرانند . مرکز چوداری ها در استان سمنان ، روستای رضا آباد از توابع دهستان خوارتوران بخش بیارجمند شهرستان شاهرود است . طایفه چوداری یا چوبداری در دوره قاجاریه از مناطق چواک و زنگول آباد از توابع استان هرات افغانستان به منطقه فرودس استان خراسان مهاجرت کرده و در مناطق سه قلعه و آیسک از توابع بخش سرایان شهرستان فردوس مستقر شدند . بعدها در جستجوی چراگاه برای تعلیف دام های خود به منطقه شمالی دهستان خوارتوران کوچ کرده و این منطقه را به عنوان قشلاق دام خود برگزیدند . »

دامداری؛اقتصاد اهالی روستای رضا آباد بر پایه دامداری سنتی استوار است . دام به عنوان عنصر محوری زندگی عشایر ، همواره هدف و ابزار کوچ بوده و حفظ و بقای دام از طریق سازش با طبیعت شالوده اصلی این نوع زندگی را تشکیل می دهد . گوسفند و بز عمده دام چوداری هاست . گفتنی است که گستره کویر و پوشش گیاهی خاص زمینه مساعد و مناسبی را برای پرورش شتر فراهم آورده است . بدین لحاظ از دیرباز تاکنون برخی از ساکنان روستاهای حاشیه کویر نسبت به این پیشه اهتمام می ورزند . تهیه محصولات لبنی از شیر شتر رایج نبوده و در مواردی از دوغ یا شیر آن جهت درمان برخی بیماری‌ها بهره می برند . شتر در گذشته نقش محوری را در جریان کوچ داشته که امروزه نقش خود را به عنوان یک حیوان باربر از دست داده و به یک دام تولید کننده گوشت تغییر یافته است . یکی از آئین های زیبا و شاد دامداران ، مراسم گل بره است . این مراسم در فصل آمیزش دام ها انجام می شود . چوداری ها کمی خاک قرمز را با پیشاب گوسفندان مخلوط کرده و بر پشت قوچ می مالند و بر این باورند که میش زودتر به سمت قوچ کشیده خواهد شد . از دیگر این مراسم می توان به پشم چینی اشاره کرد که با همکاری و همیاری تمام دامداران در روزی که از قبل تعیین شده انجام می گیرد . پس از انجام کار ، صاحب گله ناهار مفصلی به چوپانان یاری رسان خواهد داد .

منطقه «لاوردین» چشم به راه «باقر» است؛

منطقه «لاوردین» چشم به راه «باقر» است؛
استمداد فعالان محیط زیست برای آزادی همیار محیطبان هرمزگانی

 بزرگنمایی
سبزپرس – گروه محیط طبیعی: یکی از همیاران محیط زیست در استان هرمزگان به دلیل درگیری با شکارچیان متخلف هم اکنون به پرداخت دیه 50 میلیون تومانی محکوم شده است. انجمن طرح سرزمین و پایگاه خبری سبزپرس نیز از علاقه مندان و دوستداران محیط زیست دعوت می کنند تا با مشارکت مالی، در تامین این مبلغ به آزادی هرچه زودتر این محیط یار کمک کنند.

به گزارش سبزپرس، «علی زارع» (مشهور به باقر) یکی از چوپانان ساکن روستای «لاور دین»، منطقه ای کوهستانی و تپه ماهوری بین شهرستانهای بستک و بندرلنگه در استان هرمزگان است. او علاوه بر چوپانی، به عنوان همیار محیطبان با اداره کل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان نیز همکاری می کند.
در سال 1388 در حین درگیری که بین ماموران محیط زیست و چند شکارچی در این منطقه رخ داد، یکی از شکارچیان زخمی شد که پس از شکایت از باقر و به علت نفوذ و حمایت برخی شکارچیان جنوب استان فارس، در این پرونده باقر به شش ماه زندان و پرداخت مبلغ 50 میلیون تومان محکوم شد.

علی (باقر) زارع در حال سرکشی به آبشخورهای منطقه لاوردین
علی (باقر) زارع در حال سرکشی به آبشخورهای منطقه لاوردین 

هم اکنون باقر چهار ماه از مدت محکومیت خود راسپری کرده است و پس از دو ماه دیگر باید حداقل نیمی از دیه را پرداخت کند تا آزاد شود. اهالی روستای لاوردین می گویند در این مدت که باقر در زندان بوده است، شکارچیان سودجو با هجوم به منطقه و چشمه های آن تعداد زیادی از جمعیت علفخواران را شکار کرده اند.
برای آزادی این همیار محیطبان، اداره کل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان 10 میلیون تومان فراهم کرده اما برای آزادی باقر احتیاج به حداقل  10 میلیون تومان دیگر است.
به منظور دریافت کمک های مالی دوستداران محیط زیست جهت تامین دیه این همیار محیط زیست و آزادی او، حساب بانکی مشترکی به نام «طاهر قدیریان» و «حمیدرضا میرزاده» به ترتیب از «انجمن طرح سرزمین» و «پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران (سبزپرس)» در تاریخ امروز، 11 اسفندماه 1390 افتتاح شد که دوستان و علاقه مندان می توانند کمک های خود را به این حساب واریز کنند.
 
مشخصات حساب:شماره حساب: 9-8001536555 
شماره کارت: 7467-4419-0610-6221
(با قابلیت انتقال کارت به کارت از تمامی کارت های عضو شتاب در سراسر کشور)

IR21-0540-1093-8000-1536-5550-09  :شماره شبا 
بانک پارسیان. حساب مشترک به نام طاهر قدیریان و حمیدرضا میرزاده

 
بیلان کاری این حساب بانکی هر سه روز از طریق پایگاه خبری سبزپرس (در انتهای همین خبر) به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید.
همچنین آدرس ایمیل
Hamyar.mohitban@gmail.com برای این موضوع و سایر موارد مشابه در آینده، تهیه شده است که با فرستادن یک ایمیل به آن، در جریان اقدامات انجام شده قرار خواهید گرفت.
ضمناً طاهر قدیریان با شماره تلفن 09128264170 و حمید رضا میرزاده با شماره تلفن 09196306550 آماده پاسخگویی به سوالات علاقه مندان به مشارکت در این فعالیت خیرخواهانه هستند.

کوه سفید لاور دین، منطقه ای کوهستانی و تپه ماهوری بین شهرستانهای بستک و بندرلنگه در استان هرمزگان است. این منطقه، منطقه ای آزاد است (یعنی تحت مدیریت سازمان محیط زیست به عنوان منطقه حفاظت شده یا پارک ملی نیست) اما به همت محیطبانان استان و همیاری باقر، دارای جمعیت های مناسبی از حیات وحش در جنوب کشور است. بطوریکه در بررسی سه روزه ای که از قسمت کوچکی از این منطقه انجام شد بیش از 65 راس کل و بز، 37 راس قوچ و میش، 2 راس جبیر و آثار بسیار تازه ای از پلنگ (3 ردپای متفاوت) مشاهده شد.
انجمن طرح سرزمین و پایگاه خبری سبزپرس می گویند که خوشبختانه طی چند سال گذشته، حضور باقر در این منطقه و علاقه زیاد او به طبیعت باعث شده که حیات وحش این منطقه از گزند شکارچیان غیرمجاز در امان بماند. تلاش ما این است که هرچه سریع تر مشکل باقر حل شود و به منطقه بازگردد تا دیگر متخلفان نتوانند از جای خالی او سوء استفاده کنند.

علی (باقر) زارعی در یکی از سفرهای تحقیقاتی در منطقه

باقر در یکی از سفرهای تحقیقاتی در منطقه (نفر اول از سمت راست)

 

  


آخرین وضعیت حساب بانکی (مبالغ به ریال درج شده است):
تاریخ: 11/12/1390
مبلغ واریز شده          مبلغ برداشت شده          مانده حساب
500.000                         -                           500.000

 

ادامه نوشته

روشهای تامین امنیت کامپیوتر در اینترنت

روشهای تامین امنیت کامپیوتر در اینترنت

1) ابتدا کل اطلاعاتی را که در هاردتان ذخیره نموده اید و داشتن آنها را ضروری می دانید در حافظه جانبی اعم از هارد اکسترنال (خارجی) سی دی یا فلش مموری بسته به حجم اطلاعات فوق، ذخیره نموده سپس همان حافظه های جانبی را از کامپیوتر جدا نمایید.
2) سپس کل درایوها را فرمت از نوع کند نمایید.
3) سپس یک سی دی ویندوز دارای برنامه بوت ایبل خودکار، در دستگاه قرار داده کامپیوتر را ری استارت نموده و برنامه بوت را اجرا نمایید کل درایوها را حذف نموده و از بین ببرید چون بعضی فایلهای جاسوس بین فاصله دو درایو مخفی می شوند و نرم افزارهای امنیتی نمی توانند آنها را شناسایی نمایند. سپس مجدداً پارتیشن بندی (درایو سازی) نموده و ویندوز و برنامه های کامپیوترتان را نصب نمایید.
4) پس از ساخت کانکشن اینترنت، در اولین مراجعه در اینترنت سریعاً یک نرم افزار امنیتی از یکی از سایتهای معتبر دانلود و نصب نمایید سپس نرم افزار فوق را به روز رسانی نمایید.
5) یک فلش مموری چندین گیگابایتی به کامپیوتر خود وصل نموده و من بعد هرگونه فایلی که از اینترنت دانلود می‌نمایید در آن ذخیره نمایید.
6) هنگام وارد نمودن رمز خود در سایتهای بانکی و یا مشابه (خرید اینترنتی) که از شما شماره حساب و رمزتان را میخواهند حتما از کیبورد مجازی آن سایت و یا کیبورد کامپیوترتان استفاده کنيد. از ذخیره اطلاعات فوق در کامپیوتر از طریق کلیک کردن سایت مربوطه خودداری نمایید مگر آنکه نیاز باشد. در اینصورت باید به یاد داشته باشید که پس از خروج از آن سایت حتماً و سریعاً از طریق بخش اینترنت آپشن واقع در کنترل پنل کامپیوترتان رموز (و نیز نشانی سایتهای بازدید شده تان را چون برای بعضی جاسوسها اینکه شما وارد چه سایت هایی میشوید مهم است) کاملاً پاک نمایید. حتماً حتی پس از خروج از اینترنت باز همین روش را اجراء نمایید.
7) به یاد داشته باشید که بیشترین فایلهای جاسوس در سایتهای غیر اخلاقی و سایتهای خبری و سیاسی وجود دارند بنابراین باید در مراجعه با اینگونه سایت ها احتیاط نمایید.
8) اشخاص ناشناخته را عضو اد لیست (یاهو) مسنجرتان نکنید و هر ایمیلی را باز نکنید. از هر شخصی چه بصورت آنلاین و چه بصورت ایمیل و حتی سی دی، فایل قبول نکنید. همه نرم افزارهای امنیتی نمی توانند به صورت قطعی فایلهای جاسوسی را شناسایی نمایند.
9) من بعد هیچ گونه فایلی را که مایل نیستید دیگران آنرا از کامپیوترتان سرقت کنند در کامپیوترتان نگهداری نکنید چه در هارد و چه در سی دی رام کامپیوترتان. در حقیقت شما باید کامپیوترتان را خالی از هرگونه فایلی که مایل به سرقت آنها نیستید نموده و در صورتی که می خواهید محتوای سی دی را ملاحظه نمایید باید اینترنت را قطع نموده و پس از پایان کار به یاد داشته باشید که سی دی را از سیدي رام خارج نمایید.
10) هنگامی که کامپیوتر به اینترنت متصل نیست اطلاعات داخل فلش مموری که از اینترنت دانلود و ذخیره موقت نموده‌اید را در هارد اکسترنال (خارجی) سی دی رایت نموده و از کامپیوتر جدا نموده و کل فلش مموری را مجدداً فرمت نموده من بعد هنگام لزوم مشاهده محتوی فلش مموری، سی دی و هارد اکسترنال و هارد کامپیوتر دیگری، اینترنت را قطع نمایید.
11) ضمن اینکه همیشه هر فایلی را قبل از باز نمودن باید با نرم افزار امنیتی خود اسکن و ویروس یابی مي نمایید حتماً اسامی فایلها و فولدرهای مهم در هارد و فلش مموریتان را هم بصورت نامشخص و منحرف کننده بگذارید مثلاً بجای واژه عکسهای من بنویسید عکسهایی از شهر تبريز.
12) چنانچه لازم است که از هارد کامپیوترتان استفاده نمایید همیشه به یاد داشته باشید اطلاعاتی را در هارد آن ذخیره نمایید که سرقت و یا دستکاری آنها برای شما دردناک نباشد. هر هفته کامپیوتر خود را بوسیله باد نیمه گرم و شدید یک سشوار و سپس یک جارو برقی غبار روبی نمایید. چنانچه برای شما امکان داشته باشد یک ویندوز کاملاً اصل تهیه نمایید چون بعضی از خود ویندوزها و برنامه های کامپیوتر و نیز یاهو مسنجر و امثالهم هم دارای فایل‌های جاسوسی هستند بنابراین چنانچه توانایی مالی داشته باشید مناسب است.
بطور کلی یک دستگاه کامپیوتر را مختص ورود به اینترنت نمایید و یک دستگاه دیگر مخصوص کارهای معمولی روزانه خود (کار با هارد و سی دی و فلش و ذخیره ها و تبادلهای اطلاعاتی تان). شما با اجرای این موارد امنیتی می توانید تا میزان بسيارزيادي کامپیوترتان را از دسترس هکرها و جاسوسان در امان نگهدارید. 

چطور دیسک سخت اکسترنال یا حافظه فلش را رمز گذاری کنیم

چطور دیسک سخت اکسترنال یا حافظه فلش را رمز گذاری کنیم

امروزه اکثر افرادی که با کامپیوتر سرو کار دارند از حافظه های USB برای انتقال و یا نگه داری برخی از اطلاعات خود استفاده می‌کنند و معمولاً این حافظه‌ها را همراه خود حمل می‌کنند. اطلاعات ذخیره شده برروی درایوهای اکسترنال بصورت پیش فرض رمز گذاری نمی‌شوند. حال اگر اطلاعات مهمی برروی حافظه USB خود داشته باشید و آن را گم کنید چه اتفاقی برای اطلاعات شما خواهد افتاد؟ ممکن است شخصی از اطلاعات شما سوء استفاده کند. در این آموزش نحوه رمزگذاری درایوها USB را آموزش خواهیم داد.
(این آموزش تنها در ویندوز 7 امکان پذیر است.)
حافظه USB خارجی (Flash Memory یا HDD External) را به پورت USB متصل کنید و در Explorer برروی درایو آن دکمه سمت راست ماوس را فشار داده و گزینه Turn on BitLocker را انتخاب کنید.
گزینه Use Password to unlock the drive را انتخاب نمایید و رمز عبور مورد نظر خود را در قسمت Enter your password وارد کنید. پس از آن از شما در خواست می شود تا کلید بازیابی را چاپ کنید و یا برروی یک فایل ذخیره کنید تا در صورتی که رمز را فراموش کردید از طریق این فایل بتوانید اطلاعات را بازیابی کنید. فایل ذخیره شده و یا چاپ شده را در جای مناسب و امن نگه داری کنید.
برروی دکمه Next کلیک کنید و سپس Start Encrypting را انتخاب کنید. اگر حجم اطلاعات شما زیاد باشد، عملیات رمزگذاری زمان زیادی طول خواهد کشید.
زمانی که عملیات رمزگذاری به پایان می رسد هر زمان که درایو را به یک کامپیوتر مجهز به سیستم عامل ویندوز متصل کنید قبل از دسترسی به اطلاعات از شما رمزعبور درخواست می شود.

ترفندهای کاربردی برای مقابله با تهدیدات اینترنتی

اید بدانید چگونه با تهدیدات سایبری و دزدهای امنیت مقابله کنید، پیغام‌های آلوده به تروجان را از بین ببرید و از دزدیده شدن اطلاعات کاربری خود جلوگیری کنید.

ترفندهای کاربردی برای مقابله با تهدیدات اینترنتی

به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از مجله برترینها، آنتی‌ویروس‌ و فایروال به تنهایی نمی‌توانند ضامن امنیت کامپیوتر شما باشند. هکرها و سازندگان بدافزارها و ویروس‌ها، انسان‌های بسیار زیرک و هوشیاری هستند.

آنها همیشه یک پله جلوتر از نرم‌افزارهای امنیتی حرکت می‌کنند و به خوبی بیشتر ترفندهای کاربردی در امنیت سیستم ‌های مختلف را می‌دانند و از این حفره ها به نفع خود استفاده می‌ کنند.
به همین دلیل باید بدانید چگونه با تهدیدات سایبری و دزدهای امنیت مقابله کنید، پیغام‌های آلوده به تروجان را از بین ببرید و از دزدیده شدن اطلاعات کاربری خود جلوگیری کنید.

** از پسووردهای قوی استفاده کنید

سعی کنید کلمه عبوری که می‌سازید ترکیبی از عدد و حروف و حتی علامت‌ها باشد.

**حواستان به URLهای کوتاه شده باشد

از آنجا که URLهای کوتاه شده هیچ اشاره‌ای به مقصد ندارند، هکرها از این موضوع استفاده می ‌کنند و لینک ‌های ویروسی و بدافزار برای کاربران می ‌فرستند.

**هرچند وقت یک بار تنظیمات امنیت ایمیل و شبکه های اجتماعی را چک کنید

به هر تقاضای دوستی جواب مثبت ندهید، کمی به همه چیز مشکوک باشید و اطلاعات مهم و شخصی خود را از صفحه پروفایلتان پاک کنید.

** هنگام خرید اینترنتی از معتبر و سالم بودن فروشگاه اینترنتی اطمینان حاصل کنید

هنگام خرید، شما اطلاعات حساب بانکیتان ر ادر اختیار فروشگاه موردنظر قرار می ‌دهید، پس کمی تامل و تحقیق در مورد سیستم امنیتی آنها و کسب اطمینان از فعال بودن آن زمان چندانی از شما نمی ‌گیرد.

** به طور محرمانه جست‌وجو کنید

نسخه‌های جدید مرورگرهای فایرفاکس، اینترنت اکسپلورر، سافاری و کروم همه گزینه‌ای به نام جست‌وجوی محرمانه دارند. نام این گزینه در مرورگرهای مختلف متفاوت است.

** مرورگرتان را آپ ‌دیت کنید

با آپ‌ دیت مرورگر، با خیال راحت‌تر می‌ توانید در صفحات مختلف وب بگردید. به روزبودن آنها نیز شما را در مقابل نسخه‌ های جدیدتر بدافزارها محافظت می ‌کند.

۶ راه برای پیشگیری از بدافزارها

بدافزارها یا Malware ها برنامه هایی کوچک و مخرب هستند که می توانند اطلاعات را نابود کنند یا در کار با رایانه اختلال ایجاد کنند.

۶ راه برای پیشگیری از بدافزارها

بدافزارها یا Malware ها برنامه هایی کوچک و مخرب هستند که می توانند اطلاعات را نابود کنند یا در کار با رایانه اختلال ایجاد کنند. ضمن اینکه بدافزارها معمولا برای اهداف جاسوسی و سرقت اطلاعات تنظیم می شوند و می توانند هویت ما را در خطر قرار دهند.

واژه بدافزار به طیف گسترده ای از برنامه های مخرب اشاره دارد که هر کدام تحت شرایط خاصی تولید و تکثیر می شوند. با این حال روش های انتشار اغلب این نرم افزارها نسبتا شناخته شده است و می توان با رعایت چند نکته کوچک تا حد زیادی از آلودگی رایانه جلوگیری کرد که در ادامه با برخی از این روش ها آشنا می شوید.

● فقط صفحات مطمئن را باز کنید

این توصیه آنقدر بدیهی است که گاهی به دلیل همین ویژگی نادیده گرفته می شود. اگر به لینک یا فایلی برای دانلود اطمینان ندارید، پس باید از بازکردن یا بارگذاری آن جلوگیری کنید. اغلب بدافزارها در سایت هایی که محتوای غیرقانونی دارند بیشتر دیده می شوند. به عنوان مثال وقتی که به دنبال شماره سریال یک نرم افزار برای شکستن قفل آن هستید احتمال آلودگی در این سایت ها به شدت افزایش پیدا می کند. ضمن اینکه این آلودگی فقط مخصوص سایت های خاص نیست .پس اگر از سلامت یک پیوند اطمینان ندارید از آن صرف نظر کنید.برخی برنامه ها نیز می توانند در یافتن این سایت ها موثر باشند به عنوان مثال Web of Trust WOT یک ابزارک برای مرورگرهای اینترنتی است که علاوه بر یک پایگاه اطلاعاتی بزرگ از سایت های آلوده، دارای برخی روش های شناسایی است.

● HTML را خاموش کنید

ایمیل، یکی از موثرترین شیوه های انتشار بدافزارها است. زمانی که یک ایمیل را باز می کنید اگر محتوای آن آلوده به بدافزارها باشد می تواند به صورت خودکار و بدون هیچ اطلاعی اقدام به اجرا و نصب اسکریپت های مخرب کند. ایمیل ها معمولا به شکل یک متن ساده نمایش داده می شوند در این حالت خطری متوجه کاربر نیست. اما اگر اجرای فرمان های HTML در ایمیل فعال شده باشد آنگاه بدافزارها می توانند از طریق اسکریپت ها اجرا شوند. به همین دلیل است که سرویس دهنده های معتبر، عکس ها و محتوای چندرسانه ای را در حالت عادی نشان نمی دهند و قبل از نمایش آنها از کاربر اجازه می گیرند. البته می توانید فقط به فرستنده هایی که اطمینان دارید اجازه نمایش محتوای غیرمتنی را بدهید و مابقی را فیلتر کنید.

● پیوست ناشناس دانلود نکنید

از زمانی که اجرای خودکار محتوای ایمیل ها روی اکثر سرویس دهنده ها غیرفعال شده، خرابکاران از ارسال فایل های ضمیمه بیشتر استفاده می کنند. به عنوان مثال ایمیلی را دریافت می کنید که ناشناس است اما شما را ترغیب می کند که برای اطلاعات بیشتر به پیوست و فایل ضمیمه ایمیل مراجعه کنید. این ضمیمه ها می توانند آلوده به بدافزارها باشند پس اگر فرستنده را نمی شناسید برای دستیابی به اطلاعات بیشتر تلاش نکنید. اگر این اطلاعات واقعا مهم باشند از شما خواسته می شود که به وب سایت مربوطه مراجعه کنید.

● ویروس ها و آنتی ویروس ها

در حال گشت و گذار در اینترنت هستید و یک صفحه اینترنتی به شما هشدار می دهد که سیستم شما آلوده است. یک سری اسم و عدد هم در آن آورده شده که مطمئن شوید وضعیت تا چه حد بحرانی است. برای جلوگیری از آلودگی و پاکسازی رایانه، شما را به یک صفحه جدید راهنمایی می کنند و لینک دانلود یک آنتی ویروس را در اختیارتان قرار می دهند. با دانلود این آنتی ویروس در حقیقت گرفتار ویروس اصلی می شوید و آنچه تاکنون دیده اید تنها ظاهرسازی برای دانلود ویروس اصلی بوده است. این روش یکی از موثرترین شیوه های فریب کاربران است و برای پیشگیری از آلودگی کافی است که پنجره را ببندید. البته گاهی اوقات هم گفته می شود که استفاده از این آنتی ویروس رایگان نیست و تنها در مدت زمان محدودی قابل استفاده خواهد بود. پس فریب این شیوه ها را نخورید.

خوشبختانه تعداد زیادی آنتی ویروس و نرم افزارهای پاکسازی رایگان در اینترنت وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید.

● درایوهای بیرونی را کنترل کنید

زمانی که یک بدافزار رایانه را آلوده می کند قبل از هر اقدامی به دنبال روشی برای تکثیر و انتشار خود است. به همین دلیل تمام خروجی ها که توانایی ذخیره اطلاعات را دارند می توانند به بدافزارها آلوده شوند. فرقی نمی کند که این خروجی درون شبکه است یا یک فلش، دیسک که به سیستم متصل شده و حتی ممکن است این فایل ها روی دیسک هم ذخیره شوند. پس وقتی یک فلش دیسک را به کامپیوتر وصل می کنید قبل از بازکردن محتویات آن، از طریق آنتی ویروس آن را اسکن کنید. بهتر است برای دیسک ها نیز این روش را مورد استفاده قرار دهید. اغلب آنتی ویروس ها گزینه ای را به منوی امکانات سیستم اضافه می کنند که با انتخاب آن می توانید یک فایل، پوشه یا درایو را بررسی کنید. اگر روی سیستم خود آنتی ویروس دارید، تنها کاری که باید انجام دهید کلیک راست روی فایل یا پوشه مورد نظر و انتخاب گزینه اسکن است.

● برنامه های مطمئن را نصب کنید

گاهی اوقات سازندگان برنامه های مخرب از پوشش یک نرم افزار کاربردی برای توسعه بدافزارها استفاده می کنند. در نتیجه وقتی یک نرم افزار را نصب می کنید ممکن است بدون اطلاع شما به همراه آن تعدادی از جاسوس ها و برنامه های مخرب هم نصب شوند. برای پیشگیری از این مشکل فقط به نرم افزارهای شناخته شده اجازه نصب دهید و برنامه هایی که تولیدکننده آن را نمی شناسید، نصب نکنید.

ممکن است افراد شناختی از شرکت های معتبر نرم افزاری نداشته باشند پس تنها راه باقی مانده دانلود نرم افزار از سایت های معتبر است. معمولا حجم و اندازه یک سایت و توانایی آن در معرفی و پیشنهاد برنامه می تواند به عنوان معیاری از دقت آن سنجیده شود با این حال با کمی جست وجو خواهید توانست سایت های ارایه دهنده نرم افزار را بهتر بشناسید.

یکی از روش هایی که اخیرا میان بدافزارها رایج شده است پیشنهاد نصب نوار ابزار روی مرورگر اینترنتی است تا از طریق آن بتوانید به برخی از امکانات سایت دسترسی داشته باشید و از آخرین تغییرات آن مطلع شوید.

پیشنهاد می کنیم این مورد را تنها برای سایت های معتبر انجام دهید و از نصب هرگونه برنامه از تولیدکنندگان یا سایت های ناشناس خودداری کنید.

ادامه نوشته

چگونه پوشه های مخفی شده با ویروس NewFolder.exe را آشکار کنیم

چگونه پوشه های مخفی شده با ویروس NewFolder.exe را آشکار کنیم

احتمالاً همه شما یک بار هم شده با ویروس NewFolder.exe دست و پنجه نرم کرده اید مگر آن که کاربر سیستم عامل های لینوکس و مکینتاش باشید. ویروس NewFolder.exe با آلوده‌سازی پوشه‌های شما دردسرهایی را برای شما به ارمغان می آورد که مهمترین آن پاک شدن پوشه ها بعد از ویروس کشی فلش یا هارددیسک اکسترنال و… است. اما نکته اینجا است که وقتی حجم درایو خود را چک می‌کنید می‌بینید که هنوز فایل‌ها همانجا قرار دارند! ولی هیچ اثری از آن ها نیست. حتی Show hidden Files and Folders در Folder Options هیچ کمکی به شما نخواهد کرد. البته یک راه ساده این است که اگر نام پوشه حذف شده را می دانید آن را در نوار آدرس بعد از نام درایو وارد کنید و اینتر را بفشارید. اما به یاد آوردن نام تک تک پوشه ها اگر مدت زمان زیادی هم از ریختن آن ها داخل درایو یا فلش گذشته باشد کار دشواری است. پس راه حل چیست؟ راه حل را در ادامه خواهید یافت.
چاره کار نرم افزار Anti Hidden است که حجم آن به ۸۰۰ کیلوبایت هم نمی‌رسد. این برنامه یک برنامه کاملاً ایرانی است.
روش کار هم بسیار آسان است در قسمت مسیر، مسیر درایو یا فلش مموری خود را مشخص کنید و سپس کلید شروع عملیات را بفشارید. همه چیز به سرعت بازیابی خواهد شد.
امیدواریم این برنامه بسیار مفید به کارتان بیاید و بتوانید فایل‌ها و پوشه‌هایتان را از چنگال ویروس NewFolder.exe برهانید.
قابلیت های کلیدی نرم افزار Anti Hidden:
- از بین بردن برخی اثرات ویروس ها پس از پاکسازی
- نمایش فایل ها و فولدرهایی که توسط ویروس ها مخفی شده اند
- نمایش پوشه های سیستمی مخفی شده
- استفاده آسان
- و …

از دکمه Reset یا کلید Power کیس استفاده نکنید

از دکمه Reset یا کلید Power کیس استفاده نکنید

حتی‌الامکان از دکمه Reset یا کلید Power روی کیس رایانه برای خاموش کردن یا راه‌اندازی مجدد سیستم استفاده نکنید.
معمولاً اغلب خریداران رایانه در همان هفته اول خرید، مجبور می‌شوند برای تعمیر یا رفع عیب آن مجدداً به فروشنده مراجعه کنند، باید گفت که نکاتی وجود دارد که می‌تواند برای رفع این مشکلات مؤثر باشد.
وی تصریح کرد: وقتی رایانه کاربر روشن است، هرگز نباید برق آن را قطع کند، چرا که ممکن است موجب آسیب دیدن قطعات سیستم یا ایجاد خرابی در سیستم‌عامل (ویندوز) شود و همچنین کاربر باید همواره از نصب بودن برنامه ضدویروس مطمئن باشد و سعی کند حداقل هر هفته آنتی‌ویروس خود را به‌روز کند.
از قرار دادن بلندگوهای رایانه در کنار مانیتور خودداری کنید، چرا که خاصیت مغناطیسی بلندگوها ممکن است در عملکرد مانیتور اختلال ایجاد کند و نکته حائز اهمیت دیگر این است که از پاک کردن فایل‌هایی که کاربر آگاهی کامل از محتوا و هدف آن ندارد، خودداری کنید؛ درایوهای C و D در اغلب رایانه‌ها حاوی برنامه‌های اصلی سیستم‌اند و پاک کردن پوشه یا فایل‌های ناشناس از آنها، ممکن است موجب آسیب به ویندوز شود.
برنامه‌هایی که کاربر کاربردشان را نمی‌داند نصب نکنید، نصب بی‌مورد برنامه‌ها موجب کند شدن سرعت سیستم و حتی ممکن است موجب خرابی ویندوز شود.
در صورتی که نرم‌افزار ضدویروس از نصب برنامه‌ای جلوگیری کرد، کاربر نباید سعی کند با بستن ضدویروس برنامه را نصب کند و بدیهی است که ممکن است در اینگونه موارد برنامه مورد نظر ویروسی باشد.
درصورتی که ولتاژ برق ضعیف است یا نوسان دارد، کاربر باید حتماً از یک محافظ رایانه مناسب استفاده کند، چراکه نوسانات ولتاژ برق بیشترین صدمه را به سیستم‌های الکترونیکی وارد می‌کنند.

یک فایروال چه می کند؟

ک فایروال چه می کند؟ یک فایروال در حقیقت حصاری است که نیروهای خرابکار را از شما دور نگه می دارد. به همین دلیل به آن فایروال (دیوار آتش) گفته می شود. کار این حصار شبیه یک دیوار آتش فیزیکی است که از گسترش آتش از یک ناحیه به ناحیه دیگر جلوگیری می کند.

یک فایروال چه می کند؟

● یک فایروال چه می کند؟

یک فایروال یک برنامه یا یک وسیله سخت افزاری است که اطلاعاتی را که از طریق اینترنت به شبکه یا کامپیوتر شما وارد و یا از آن خارج می شود، بررسی و درصورت نیاز فیلتر می کند. اگر بسته ای که در حال ورود به شبکه شماست بعنوان بسته فیلتری برچسب بخورد، دیگر اجازه ورود به شبکه شما را نخواهد داشت.

فایروال می تواند قوانین امنیتی را پیاده کند. برای مثال یکی از قوانین امنیتی یک شرکت می تواند این باشد: از میان ۵۰۰ کامپیوتر این شرکت، فقط یکی حق دارد ترافیک FTP را دریافت کند. یک شرکت می تواند چنین قوانینی را برای سرورهای FTP، سرورهای وب، سرورهای Telnet و مانند آن اختصاص داده و تعریف کند.

به علاوه یک شرکت می تواند در مورد نحوه اتصال کارمندان به وب سایت ها و اینکه آیا فایل ها مجوز خروج از شبکه شرکت را دارند یا خیر، کنترل های لازم را اعمال کند. یک فایروال کنترل مناسبی برروی نحوه استفاده کارمندان از شبکه ایجاد می کند.

فایروال ها با استفاده از چند روش ترافیک ورودی و خروجی شبکه را کنترل می کنند.

● فیلتر کردن بسته ها

بسته های داده بر اساس مجموعه ای از فیلترها تحلیل می شوند. بسته هایی که مجوز داشته باشند وارد شده و بقیه رد می شوند.

● سرویس Proxy

اطلاعات دریافتی از اینترنت ابتدا توسط فایروال دریافت شده و سپس به سیستم درخواست کننده ارسال می شوند و برعکس.

● تفتیش Stateful

روشی جدید که محتویات هر بسته را بررسی نمی کند و به جای آن، بخش های کلیدی مشخصی از بسته ها را با یک پایگاه داده مطمئن مقایسه می کند. اطلاعاتی که از درون فایروال به بیرون می روند، از لحاظ برخی ویژگی ها بررسی و کنترل شده و اطلاعات ورودی با این ویژگی ها مقایسه می گردند. اگر تطابق معنا داری بین این دو دسته وجود داشته باشد، آنگاه اطلاعات اجازه ورود را خواهند داشت و در غیر این صورت رد می شوند.

● انواع فایروال

▪ فایروال های سخت افزاری:

این نوع فایروال ها که به آن فایروال شبکه نیز گفته می شود، بین کامپیوتر (یا شبکه) شما و کابل یا خط DSL قرار می گیرند. تعداد زیادی از تولیدکنندگان و برخی از مراکز ISP، مسیریاب هایی ارائه می دهند که دارای یک فایروال نیز می باشند.

▪ فایروال های نرم افزاری:

برخی از سیستم های عامل دارای یک فایروال درونی هستند که همراه سیستم عامل به کاربران عرضه می شود. در صورتی که سیستم عامل نصب شده برروی کامپیوتر شما دارای ویژگی فوق است؛ پیشنهاد می کنیم که این فایروال را فعال کنید تا یک سطح حفاظتی اضافی برای سیستم شما ایجاد شود.

در صورتی که سیستم عامل نصب شده برروی کامپیوتر شما دارای یک فایروال درونی نیست، می توانید به تهیه یک فایروال نرم افزاری اقدام کنید. بهتر است برای اطمینان بیش تر، به جای نصب فایروال از طریق اینترنت، از CD ها و DVDهای ارائه دهنده نرم افزار فایروال استفاده کنید.

▪ تنظیم فایروال

فایروال ها قابل تنظیم هستند. این بدان معناست که شما می توانید فیلترهایی را بر اساس شرایط و مسائل مختلف به فایروال خود اضافه کرده یا از آن حذف کنید. برخی از این تنظیمات از این قرارند:

● آدرس IP :

هر سیستمی بر روی اینترنت یک آدرس یکتا به نام آدرس IP دریافت می کند. آدرس IP یک عدد ۳۲ بیتی است که از چهار قسمت که با نقطه از هم جدا می شوند تشکیل شده است.

● نام دامنه :

از آنجا که به خاطر سپردن آدرس IP کار سختی است و این آدرس گاهی تغییر می کند، تمامی سرورهای اینترنتی یک نام یکتای تشکیل شده از حروف الفبا نیز دارند که به آن نام دامنه گفته می شود. برای مثال به خاطر سپردن نام www.certcc.ir بسیار راحت تر از به خاطر سپردن یک رشته عددی است. یک شرکت می تواند با استفاده از یک فایروال، تمامی دسترسی ها به یک نام دامنه خاص را مسدود کرده یا تنها دسترسی به نام های دامنه خاصی را مجاز بداند.

● پروتکلها :

پروتکل عبارتست از یک روش خاص و از پیش تعریف شده برای برقراری ارتباط میان دو سیستم که هر یک از این دو سیستم می توانند سخت افزاری یا نرم افزاری باشند. برای مثال یکطرف این ارتباط می تواند یک مرورگر وب باشد و طرف دیگر نیز یک وب سرور.

پروتکل ها معمولا متنی هستند که به سادگی نحوه ارتباط کلاینت و سرور را توضیح می دهند. برای مثال http یک پروتکل وب است.

● پورت ها :

هر سروری سرویس های خود را با استفاده از پورت های شماره دار، روی اینترنت در دسترس قرار می دهد. در واقع به ازای هر سرویس برای هر سرور یک پورت وجود دارد. برای مثال، اگر یک سیستم یک HTTP Server و یک FTP Server را اجرا کند، سرور HTTP نوعا روی پورت شماره ۸۰ و سرور FTP روی پورت شماره ۲۱ در دسترس قرار خواهند داشت. ممکن است لازم باشد یک شرکت دسترسی به پورت شماره ۲۱ را روی تمامی سیستم ها ببندد و فقط یک سیستم مجوز دسترسی به این پورت را داشته باشد.

● کلمات و عبارات خاص:

فایروال هر بسته اطلاعات را دقیقا با فیلتری که تعیین شده است مقایسه و بررسی می کند. برای مثال، شما می توانید به فایروال دستور بدهید که هر بسته ای را که کلمه "X rated" در آن قرار داشته باشد، مسدود کند. نکته کلیدی در اینجا این است که فایروال باید دقیقا به دنبال همین کلمه در بسته ها بگردد. یعنی کلمه "X rated" با "X rated" هماهنگی و همخوانی ندارد. شما می توانید هر تعداد کلمه یا عبارتی که لازم دارید را برای این کار در نظر بگیرید.

برخی سیستم های عامل یک فایروال درونی دارند. یک فایروال نرم افزاری نیز می تواند برروی سیستم خانگی شما که به اینترنت متصل است نصب شود. به این کامپیوتر «gateway» گفته می شود، چراکه تنها نقطه ارتباط شبکه شما با اینترنت است.

یک فایروال سخت افزاری، خود یک gateway محسوب می شود. به عنوان یک نمونه خوب از فایروال های سخت افزاری می توان به برخی مسیریاب ها اشاره کرد.

این مسیریاب ها یک کارت Ethernet و یک هاب درونی دارند. کامپیوترهای شبکه شما به یک مسیریاب متصل می شوند و این مسیریاب نیز به یک مودم متصل است. شما مسیریاب را از طریق یک واسط کاربر مبتنی بر وب تنظیم می کنید و می توانید هر فیلتر یا تنظیمات دیگری را تعیین نمایید. فایروال های سخت افزاری بسیار امن هستند و نسخه های خانگی آن چندان گران نیستند.

● چرا امنیت از طریق فایروال؟

یکی از مهم ترین و بهترین نکات در مورد فایروال این است که دسترسی به کامپیوترهای داخل شبکه شما را از خارج شبکه متوقف می سازد. راه های مختلفی برای دسترسی به کامپیوترهای ناامن و سوء استفاده از آن ها وجود دارد که می توان به موارد ذیل اشاره کرد، Login از راه دور، درهای پشتی (Backdoor) برنامه، سرقت نشست SMTP، نقایص امنیتی سیستم عامل، انکار سرویس، بمب های ایمیلی، هرزنامه و غیره.

فیلتر کردن برخی از موارد فهرست بالا با استفاده از فایروال سخت و در برخی موارد ناممکن است. با اینکه برخی فایروال ها آنتی ویروس نیز دارند، ولی نصب آنتی ویروس های جداگانه روی تمامی سیستم های شبکه یک سرمایه گذاری با ارزش است.

سطح امنیتی که شما در نظر می گیرید مشخص کننده این موضوع است که چه تعداد از این تهدیدات می توانند توسط فایروال شما متوقف شوند. بالاترین سطح امنیت این است که همه چیز مسدود شود. اما واضح است که چنین کاری فلسفه استفاده از اینترنت را به طور کلی زیر سوال می برد.

اما قانون معمول این است که ابتدا همه چیز را مسدود کنید و سپس تصمیم بگیرید که چه نوع ترافیکهایی مجاز به عبور از فایروال شما هستند و آن ها را باز کنید.

یکی از کارکردهایی که معمولا با فایروال همراه است Proxy Server است که برای دسترسی به صفحات وب توسط سایر کامپیوترها مورد استفاده قرار می گیرد. زمانی که کامپیوتر دیگری یک صفحه وب را درخواست می کند، این صفحه توسط Proxy Server بازیابی شده و سپس به کامپیوتر درخواست کننده ارسال می شود.

تاثیر شبکه ای این کار این است که کامپیوتری که آن صفحه وب را میزبانی می کند هرگز بطور مستقیم با هیچ چیز روی شبکه شما (به جز Proxy Server) ارتباط برقرار نمی کند. هم چنین می توانند باعث کارآیی اتصال اینترنت شما گردند. اگر شما به یک صفحه روی یک وب سایت دسترسی پیدا کنید، این صفحه روی Proxy Server شما ذخیره می شود.

این بدان معناست که دفعه بعد که بخواهید به آن صفحه مراجعه کنید، بطور پیش فرض لازم نیست که آن صفحه از روی وب سایت مذکور دریافت گردد. بلکه مستقیما از روی Proxy Server دریافت می شود.

ادامه نوشته

 تربیت دینی کودکان در آیینه رهنمودهای پیامبر اکرم(ص)  

۱ . دوستی اهل‌بیت(ع) و خواندن قرآن

«فرزندان خود را بر سه خصلت تربیت کنید؛ دوست داشتن پیامبرتان، دوست داشتن اهل‌بیت او و قرآن خواندن».

2. دعای خیر در حق فرزند

«خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را بر نیکی کردن به خود یاری رساند، بدین گونه که از خطا و گناه او درگذرد و به درگاه خدا برایش دعا کند».

3. تربیت خوب فرزندان

«فرزندان خود را خوب تربیت کنید که (به خاطر این تربیت) آمرزیده می‏شوید».

مصداق‏های تربیت دینی کودکان در سیره رسول اکرم(ص)

یکی از اهداف بعثت پیامبر اسلام، شکوفا ساختن استعدادهای گسترده کودکان و نوجوانان در زمینه معرفت و شناخت خداوند بود.

آن حضرت می‏کوشید اعمالی را که کمال نظری و معرفتی کودکان را در پی داشت، به آنان بیاموزد و آنها را با حقایق و تکالیف‌شان آشنا سازد.

ایشان از جمله تکالیف والدین را در قبال فرزندان، آموزش قرآن، نماز، روزه و ذکر و دعا می‏دانست.

1. آموزش قرآن به فرزندان

«هر کس به فرزند خود قرآن را بیاموزد، خداوند در روز قیامت گردن‌بندی به گردن او آویزد که همگان از آن شگفت‌زده شوند».

پیام‏ها:

یک ـ پیامبر بر آموزش قرآن به کودکان تأکید داشت.

دو ـ هدف ایشان از آن‌همه تأکید این بود که شخصیت کودک از ابتدا شخصیت قرآنی و اعمال و رفتار و گفتارش مطابق معیارهای قرآن شود.

2. آموزش نماز به کودکان

«کودکان خود را در هفت‌سالگی به نماز خواندن عادت دهید و در ده‌سالگی بر آنها سخت بگیرید...».

پیام‏ها:

نقش و جایگاه مربیان پرورشی

یکی از نوآوری های انقلاب شکوهمند اسلامی و تلاش های پیگیر یاران برجسته امام راحل(ره) همچون شهیدان رجایی و باهنر؛ تشکیل و گسترش نهاد مقدس امور تربیتی درسطح مدارس کل کشور بود.

این نهاد تاثیرگذار همواره در جهت تقویت روحیه دینی و پرورش دانش آموزان بر محوری تربیت و اخلاق اسلامی به ایفا نقش پرداخته و منشأ برکات فراوانی بوده است.

اکنون با نزدیک شدن به روز(امور تربیتی و تربیت اسلامی) که مصادف با هشتم اسفند است مقوله تربیت و امور پرورشی درمدارس و چگونگی اسلامی شدن دانشگاهها و مدرسه ها براساس اسلامی شدن علوم گوناگون از دیدگاه حکیم فرزانه آیت ا... جوادی آملی مورد بررسی و کنکاش قرار می گیرد که با هم آن را از نظر می گذرانیم.

● شاخه های سه گانه «تبلیغ»، «تعلیم» و «تحقیق» برای احیای اندیشه انسانی

مستحضرید پرورش غیراز تعلیم است، چه اینکه غیر از تبلیغ است؛ صبغه پژوهش و تحقیق دارد و ثمره تبلیغ و تعلیم.

توضیح مطلب این است که یک وقت کسی مبلغ است، منافع چیزی را ذکر می کند. مضار چیز دیگری را بازگو می کند؛ این در حد «تبلیغ» است که برای توده مردم، تبلیغ اثرگذارتر از تعلیم است. در مراکز علمی تبلیغ کارایی ندارد. آنجا جای «تعلیم» است و حوزه علم. در حوزه تعلیم که بالاتر از تبلیغ است؛ ادله و براهین شیء و ریشه های معرفتی شیء تثبیت می شود؛ مطلبی را به متعلم (یاد) می دهند، نه فقط تبلیغ کنند. فکر او را در بخش اندیشه رشد می دهند، این می شود تعلیم.

بالاتر از تعلیم، «تحقیق» و «پژوهش» است که یک محقق در کنار کتابخانه اش تنها می نشیند، با کتابهای عمیق علمی مأنوس است، با علماء و اندیشوران گذشته و حال مأنوس است. از باب تضارب آراء، آراء آنها را ارزیابی می کند، دست به قلم می برد و یک کتاب تحقیقی می نویسد که آن کتاب تحقیقی برای متعلمان نافع نیست، برای دانش آموزان سودمند نیست، ولی برای اساتیدشان مفید است. پس تبلیغ داریم و تعلیم و بالاتر از هردو، تحقیق. اینها کارهای علمی است.

● پرورش، عامل احیای انگیزه در انسان

اما «پرورش» مستقیما کاری با انگیزه دارد، نه اندیشه. یعنی آنچه که دربخش اندیشه بازگو شده است، آن اندیشه را به انگیزه تبدیل می کند تا به عمل برسد و این نوجوان یا جوان رشد کند و بالا بیاید، او را بپروراند. (تربیت) کاری است که انسان با نوآموزان و دانش آموزان و مانند آن دارد تا اینها با انگیزه رشد پیدا کنند. بخش اندیشه، آن هنر را ندارد که انسان را بپروراند. انسان را آگاه می کند، ولی ممکن است عالم بی عمل درآید. عالم بی عمل چه در جامه روحانیت، چه درکسوت دیگران بیش از اثر علمی بهره ای نخواهد داشت. در حالی که جامعه نیازمند علم صائب و عمل صالح است. اگر کسی عملی داشت، ولی فاقد عمل صالح بود؛ چنین کسی نه به حال خود سودمند است، نه به حال جامعه.

● سیطره فعالیت اندیشه و انگیزه در فرد و جامعه

وقتی جامعه رشد می کند و به ثمر می رسد که انگیزه قوی داشته باشد. رهبر کارها انگیزه است و نه اندیشه. اندیشه آن مواد خام را به انگیزه می رساند، آن محور تصمیم گیری اگر بالغ و عاقل بود؛ مصمم می شود و کاری را انجام می دهد. اندیشه به بخش جزم بر می گردد، انگیزه به بخش عزم. آنجا که سخن از اراده و محبت و نیت و خلوص و مانند آن است، آن را عقل عملی به عهده می گیرد. عهده دارش انگیزه است؛ آنجا که سخن از حس و تجربه و خیال و وهم و استدلال است، آن را اندیشه. جامعه به همان اندازه که به اندیشه و علم محتاج است، به انگیزه و تصمیم و اراده و عمل نیازمند است، بلکه بیشتر.

فرزندان کنونی که آینده سازان مملکت اند، اینها بیش از آن مقدار که به اندیشه محتاج اند، به انگیزه نیازمندند و مسئولان بزرگوار امور پرورشی عهده دار پرورش این انگیزه اند. یعنی عزم و اراده و نیت ومحبت اینها را سامان می دهند که اینها در چه مداری رشد بکنند، نسبت به چه امر مرید باشند، نسبت به چه امر مخلص باشند، نسبت به چه امر ناوی باشند و نسبت به چه امر عاصم و مصمم.

● نقش پر اهمیت «تصمیم» در فرد و جامعه

اگر کسی اراده اش سست و توخالی باشد، قوی نباشد؛ چنین کسی اهل تصمیم نیست. چون «صمیم» یعنی چیز درون پر. آن سنگ درون پر را می گویند: صخره صما. آن دوستی که در دوستی اش خللی نیست، می گویند: دوست صمیمی که محبت درون او را پر کرده است. چه اینکه گوش ناشنوا که پر است، به صاحب چنین گوشی می گویند: اصم و چنین سامعه ای را می گویند: مبتلا به صمم شده است. صمیمی، تصمیم، اصم، مصمم بودن و مانند آن از درون پرحکایت می کند. اگر کسی درونش پر بود، اهل تصمیم است. تصمیم در جامعه حرف اول را می زند؛ جامعه هم به وسیله جوانهائی که قبلاً دوران پرورشی را گذراندند و هم اکنون مسئول یک اموری هستند، اداره می شود.

کسانی که فعلاً مصدر کارند، یک روزی دانش آموزان مدارسی بودند که زیرنظر مسئولان محترم پرورشی کوشش می کردند. اگر آنها خوب ساخته می شدند، ما دیگر کسی نداشتیم که گرفتار مفاسد اقتصادی بشود، یا مشکلات زیر میزی و رومیزی و رشوه و عشوه و اینگونه از آسیب ها و آفت ها را دریابد. تبلیغ یک بخش کوچکی از تأثیر را به همراه دارد، تعلیم یک بخش ضعیفی را به همراه دارد؛ اساس کار روی پرورش است و تربیت.

● تأثیر بیشتر دیدار مربی تربیتی با دانش آموز

مطلب دیگر آن است که چیزی که انگیزه را زیاد می کند، دیدار آن نوآموز و دانش آموز است. سخن نغز و دلپذیری جناب سهروردی، صاحب عوارف المعارف دارد. می گوید: اگر کسی مسئول تربیت شد، وقتی در تربیت موفق است که کارش را با عمل شروع بکند. یعنی رفتار او، گفتار او، نوشتار او، قیام و قعود او، طرز امتحان کردن او، طرز ورودش در کلاس، خروجش از کلاس، نمره دادن او، سؤال کردن او، آزمون او، برخورد با طبقات گوناگون از نوآموزان (مربیانه) باشد، نه (معلمانه)! معلم در امور تربیتی موفق نیست؛ این ممکن است مسائلی را به شاگرد یاد بدهد، اما توان آن را ندارد که شاگرد را بپروراند.

سخن نغز و دلپذیر صاحب عوارف المعارف این است: من لاینفعک لحظه، لاینفعک لفظه. آن عالم، آن استادی که دیدن او آدم را عوض نکند، سخن او هم قدرت تغییر ندارد. ما برخورد می کنیم، می بینیم؛ کسی طرز نشستنش، رفتنش، آمدنش، نگاهش، برخوردش، این نمی تواند دلپذیر باشد؛ این می تواند معلم خوب باشد، ولی مربی خوب نیست! فرمود: من لاینفعک لحظه، لاینفعک لفظه. کسی که نگاهش در آدم اثر نگذارد، لحاظش جاذبه نداشته باشد؛ لفظش هم اثر ندارد!

● رشد دانش آموزان در سایه تغذیه مربیان پرورشی

مسئولان، برادران و خواهران محترم که بهترین سمت در اختیار شماست به عنوان امور پرورشی؛ شما باید اینها را تغذیه کنید. تغذیه روح، اذکار روحانی است. هرگز روح بدون غذا نخواهد بود، و هرگز روح را نمی شود فریب داد! این روح فریب خور نیست. گفتند: شما طوری باشید که در جمیع شئون زندگی شما آثار پرورش باشد، یک معلم کلاس که دارد تدریس می کند؛ او اگر سخنش عالمانه بود، به وظیفه اش عمل کرده است. ولی مسئولان امور پرورشی اینچنین نیست! اینها نمی خواهند یاد بدهند؛ می خواهند این مطالب را به جان تحویل بدهند، بعد بازتاب این را در جان ببینند، شکوفائی جان را روزانه ارزیابی بکنند، رشد او را ببینند، و برابر رشد او به او غذای جدید عطا کنند.

مادر، پرورنده کودک است؛ خدای سبحان، پرورش کودک را روزانه شروع می کند. حالا ما در روزانه و هفته و ماه سخن نگوئیم؛ مثلا کودکی که امسال به دنیا آمده، با کودکی که پارسال به دنیا آمده، شیرهای مادرهایشان گفتند کاملا فرق می کند. آن شیر، شیر کودک ۲ ساله است؛ سنگین تر شده، مواد غذائی بیشتری دارد، برای دستگاه گوارش کودک ۲ ساله سازگار است؛ و این کودک نوزاد، شیرش رقیق تر است. در سابق هم از نظر دستورات فقهی می گفتند: وقتی می خواهید دایه بگیرید، کودک نوزادتان را به دایه ای بدهید که او هم دارای نوزاد امسال است. کسی که نوزادش مال پارسال است و او مادر فرزند سال قبل است، شیر پستان او برای فرزندان شما مناسب نیست. این فرزندی که تازه خدا به شما داد، این دستگاه گوارشش رقیق است؛ این باید شیر رقیق بنوشد. مادر پرورنده است، شیر می دهد و کودک رشد می کند.

مسئولان محترم پرورشی «تغذیه» می کنند، نه تعلیم! و مستحضرید اگر خدای ناکرده رفتار، گفتار، نوشتار، کیفیت برخورد مسئولان محترم، عالمانه و عاقلانه نباشد، طوری با شاگرد برخورد می شود و مطالبی به شاگرد القاء می شود که شاگرد آن را نمی پذیرد و اگر غذائی مسموم باشد، همانطوری که دستگاه گوارش طبیعی این غذا را بالا می آورد؛ اگر فکری کج راهه بود، منحرف بود، بیراهه بود؛ آن دستگاه فطرت و نه طبیعت، آن را بالا می آورد، این را جذب نمی کند تا بپروراند. اینکه بزرگواری مثل سهروردی فرمود: من لا ینفعک لحظه، لاینفعک لفظه؛ برای آن است که آن با نگاه در درون بیننده اثر می گذارد، آن را می پروراند. مطابق با دستگاه فطری اوست و دلپذیر است. چون می پذیرد، جذب می کند، هضم می کند و رشد می کند. شما شاگردان تان را بیازمائید، نه آن امتحانی که در پایان کار می گیرند! شما تربیتی هستید، نه تعلیمی. اگر چیزهایی را گفتید و آنها در روی کاغذ جواب مثبت دادند، این خلط تربیت با تعلیم است. شما تربیتی حرف می زنید، ولی تعلیمی فکر می کنید، یا تبلیغی فکر می کنید. آن کسی که تربیتی حرف می زند؛ ولی تعلیمی فکر می کند، یا تبلیغی می اندیشد موفق نیست! آنکه تربیتی حرف می زند، تربیتی فکر می کند، او موفق است.

شما امتحان تان باید عملی باشد؛ آن امتحانات علمی که سر جایش محفوظ است، ورقه هایی در اختیارشان هست، مطالبی را بازگو می کنید، آنها هم می نویسند. اما شما در این کلاس باید اینها را بیازمائید که اینها چند درجه بالا آمده اند. از نظر امانت آیا امین اند یا نه، حافظ اسرار هستند یا نه، حافظ نگاه خودشان هستند یا نه، برخوردشان با پدر و مادر چیست.

● ضرورت تعامل دو نهاد خانه و مدرسه

این که گفتند: انجمن اولیای منزل و مدرسه، برای همین جهت است که تعامل باشد. گزارش صحیح از مدرسه به منزل برسد، گزارش جامع از منزل به مدرسه برسد. گاهی ممکن است کودکی در منزل پرورش صحیح داشته باشد، ولی در فضای مدرسه این چنین نباشد؛ دو شخصیتی باشد. یا کودکی در مدرسه منظم باشد، در منزل آشوبگر باشد، دو شخصیتی باشد. تشکیل انجمن اولیا و مربیان برای همین جهت است. شما باید از نزدیک ارزیابی کنید؛ اگر بخواهید این جامعه به سمت سلامت حرکت کند، ما دیگر مشکلی نداشته باشیم، برای اینکه کسی گرفتار مفاسد اقتصادی و زیرمیزی و رشوه نشود؛ باید الآن این را ساخت. در دوران جوانی در دانشگاه ها به زحمت ساخته می شوند. مهم ترین راه برای ساختن، همان دوران راهنمایی و دوران دبیرستان است که این می خواهد شکل بگیرد.

این دستگاه را شما سالم نگه بدارید؛ وقتی سالم نگه داشتید، هر پیشنهاد باطلی در دوران اشتغال به چنین جوانی ارائه کنند، می بینید آن را نمی پذیرد؛ اصلا از گناه منزجر است. چه طور یک انسان سالم، دستگاه گوارشش غذای سمی را بالا می آورد و قبول نمی کند، یک کسی که خوب پرورش شده است، دستگاه فطرت او هم این است.

● ارائه متون درسی اسلامی، نتیجه پرورش دینی

مطلب دیگر آنکه برای اینکه در فضای آموزش و پرورش، تربیت کامیاب تر و موثرتر باشد، بررسی متون درسی است. معنای پرورش دینی این نیست که ما در کنار درس های فیزیک، شیمی، ریاضی؛ یک امور تربیتی داشته باشیم در کلاس یا در یک کتاب جداگانه؛ یا در همان کتاب چند صفحه مسائل تربیتی داشته باشیم! این تقریبا سکولار فکر کردن است؛ یعنی تعلیم را از تربیت جدا کردن است. وقتی تعلیم موثر است و تربیت سودمند است که این تعلیم صبغه تربیتی داشته باشد. یعنی فیزیک ما بشود فیزیک اسلامی، شیمی ما بشود شیمی اسلامی، ریاضی ما بشود ریاضی اسلامی.

این را خوب عنایت کنید؛ الآن تقریبا نزدیک دو دهه است که سخن از اسلامی شدن دانشگاه هاست. برخی ها فکر کردند دانشگاه وقتی اسلامی می شود که نمازخانه داشته باشد، مسئول اقامه نماز داشته باشد، کلاس دخترها و پسرها از هم جدا باشد، نماز جمعه شرکت بکنند، شب های چهارشنبه دعای توسل داشته باشند، شب های جمعه دعای کمیل داشته باشند، مصلی و نمازخانه داشته باشند، این معنای اسلامی شدن دانشگاه نیست. این مسلمان تربیت کردن است، نه اسلامی بودن دانشگاه!

دانشگاه را علوم و متون درسی تشکیل می دهد. عنصر محوری دانشگاه، متون درسی است. وقتی متون درسی اسلامی نبود، کاری به خدا و قیامت نداشت؛ این دانشجو گرچه ممکن است مسلمان بار بیاید، ولی این فضای دانشگاه فضای اسلامی نیست.

● چگونگی اسلامی شدن علوم در مدارس و دانشگاه ها

برای اینکه متون درسی، اسلامی بشود راهش این است که این مطالبی که گفته می شود، بحث طبیعت نباشد؛ بحث خلقت باشد. ما واقعا در زمین شناسی، آسمان شناسی، دریاشناسی، جانورشناسی، گیاه شناسی، معدن شناسی با طبیعت سر و کار داریم یا با خلفت؟ زمین امر طبیعی است، دریا امر طبیعی است، گیاه امر طبیعی است و خودروست؛ یا مخلوق است؟!

ما به جای اینکه بگوئیم: در طبیعت چنین است، باید کتاب درسی ما این باشد: در خلقت چنین است. وقتی از طبیعت به خلقت منتقل شدیم، قهرا خالقی هم هست. وقتی خالق بود، همان طوری که همین مطالب را قرآن کریم تبیین می کند، با هوالاول والآخر(۱) یاد می کند؛ متون درسی دبیرستان های ما این چنین می شود، قهرا دانشگاه هم آن چنان خواهد شد. می گوئیم: خدا چنین کرد برای فلان منظور.

الآن جریان تولد ستاره ها مطرح است؛ می گوئیم: خدای سبحان چنین فرمود؛ اولم یروا ان السموات و الارض کانتا رتقا ففتقناهما.(۲) خدا چنین کرد، برای فلان منظور. این هو الاول را در آغاز هر مطلبی می نویسیم، این هوالاخر را در پایان هر مطلب می نویسیم؛ در وسط آن آغاز و انجام طبیعت را برمی داریم، خلقت را جایگزین می کنیم. خدا در نظام و ساختار خلقت چنین کرده است برای آنکه نه بیراهه برویم، نه راه کسی را ببندیم.

ما اصلا فیزیک غیراسلامی نداریم، ما شیمی غیراسلامی نداریم، ما در خلقت بحث می کنیم. همین ها را قرآن مطرح کرده؛ مگر ما ریاضی غیراسلامی داریم؟! منتها دیگران آمدند این هوالاول را برداشتند، این هوالاخر را برداشتند، خلقت را به طبیعت تبدیل کردند، علم را سکولار کردند! گفتند: مگر ریاضی اسلامی و غیر اسلامی است؟! می گوئیم: خیر؛ شما آمدید، اوضاع را به هم زدید. ما اصلا غیراسلامی نداریم. مگر قرآن اینها را مطرح نکرده؟! مگر می شود ما شیمی غیراسلامی داشته باشیم، زمین شناسی غیراسلامی داشته باشیم؟! زمین طبیعت است یا خلقت است؟

● ضرورت بهره برداری معارف اسلامی دربارأ علوم گوناگون

مگر می شود دریاشناسی غیراسلامی داشته باشیم؟! دریاشناسی فقط اسلامی است. خدا اینچنین کرده، خدا آفریده برای فلان منظور. فرمود: ما این دریا را خلق کردیم، کشتی رانی بکنید، از ماهی اش استفاده بکنید، برای فلان منظور. همانطوری که در راهنمائی و رانندگی مسئولان محترم و کارشناسان ورزیده باخبرند که چند اتومبیل از این جاده گذشت، چرخ هایشان چه بود، با چه سرعت رفتند، با چه ترمز رفتند، سبقت گرفتند یا نه؛ همأ اینها را ذات أقدس اله دربارأ ماهی هائی که در دریا هستند، بررسی می کند.

بیان نورانی علی بن ابیطالب(ع) این است که: یعلم عجیج الوحوش فی الفلوات و معاصی العباد فی الخلوات و اختلاف النینان فی البحار الغامرات(۳). (نینان) جمع (نون) است، «نون» یعنی ماهی؛ «اختلاف» یعنی رفت و آمد. خدا می داند در این منطقه چند تا ماهی آمدند، چند تا بزرگ بودند، چند تا کوچک بودند، کدام یک از اینها به سرعت رفت، کدام یک از اینها به کندی رفت، کدام یک سبقت گرفت؛ همأ اینها را می شود با درس یاد گرفت و خواند و فرا گرفت!

● نگاه طبیعی علوم به پدیده های هستی، لاشه ای از دانش حقیقی

همانطوری که آن متخصص راهنمائی و رانندگی می تواند بفهمد اتومبیل ها، کدام سبقت گرفتند، کدام نگرفتند؛ یک دریاشناس، یک ماهی شناس ورزیده، هم می تواند یاد بگیرد؛ لکن با چتر هو الأول والاخر منتها بیگانه آمد، این مثلث را برداشت، لاشأ دانش را به دانشگاهها داد! لذا اینها می گویند: مگر فیزیک می شود اسلامی و غیراسلامی باشد! یعنی بال هوالاول را برداشت، کی کرد؛ بال هوالاخر را برداشت که برای چی کرد؛ این خلقت را هم به طبیعت تبدیل کرد و این لاشأ دانش است! لاشأ دانش هم در دبیرستان است، هم در دانشگاه. با لاشأ دانش که کسی رشد نمی کند!

شما مسئولان محترم پرورشی خیلی باید تلاش کنید تا اینها را نماز خوان بار بیاورید!! پرورش شما در کنار تعلیم است؛ نه تربیت با تعلیم آمیخته است! اما در حوزه های علمی تعلیم با تربیت آمیخته است. خدا چنین گفت، خدا چنین کرد، خدا چنین می خواهد؛ علم است، منتها معلوم است کی گفته، برای چی گفته؛ سخن از خلقت است، نه سخن از طبیعت!

● ضرورت به یادگیری دانش اسلامی

اگر آموزش و پرورش به همراه دانشگاه و دانشگاه به همراه آموزش و پرورش این مسیر تعلیم و تربیت را محققانه به صورت علوم اسلامی دربیاورند، دیگر لازم نیست ما به کسی بگوئیم کلاس دختر و پسر از هم جدا باشد! مگر در حوزأ علمیه، جامعه الزهراء نیست؛ طلبه ها نیستند؟ مگر اینها با همند؟ مگر کسی به اینها می گوید دختر و پسر یک جا ننشینند؟ مگر به طلبه ها کسی می گوید: شما در شب ها برخیز، نماز شب بخوان، استادت را دعا بکن؟! این خودش برمی خیزد. مگر کسی به طلبه می گوید جلوی استادت بیخود ننشین، بگذار اول او بنشیند، هر جا دیدی سلام بکن، نام او را به احترام ببر؛ در بیداری و خواب به احترام او، در زندگی و مرگ او به احترام او؛ او چه زنده باشد، چه مرده باشد به یاد او طلب مغفرت بکن؛ مگر اینها را کسی به طلبه ها می گوید؟! یا متن درس محصولش این است؟

اگر طبیعت به خلقت تبدیل بشود، درس دانشگاهها و آموزش و پرورش، اگر از حوزه های علمی قوی تر نباشد، کار حوزه های علمی را می کند. در آن صورت اگر در حوزه های علمی بگویند: خدا چنین گفت، در دانشگاه و آموزش و پرورش خواهند گفت: خدا چنین کرد. اگر فیزیک و شیمی و ریاضی و سپهرشناسی و دریاشناسی هست؛ خدا چنین کرد، خدا چنین می کند، خدا چنین می خواهد؛ در نتیجه کتابها عالمانه و مربیانه تدریس می شود.

این اساس کار است که نظام اسلامی ان شاءالله باید به این سمت حرکت کند؛ در طی دو دهه سخن از اسلامی شدن دانشگاه است، راه حل این است. نه اینکه کلاس دختر و پسر را جدا بکنیم! بله، آن خیلی خوب است؛ آن مسلمان تربیت کردن است، نه اسلامی شدن دانشگاه! شما می خواهید آموزش و پرورش اسلامی داشته باشید، یا بچه های مسلمان تربیت کنید؟! بچه ها را مسلمان به بار بیاورید، بسیار خوب است؛ اما این، بخشی از راه است. اساس راه آن است که علوم تان اسلامی باشد.

بیان نورانی حضرت امیر(ع) این است که: اینها خیال کردند که انسان مثل علف هرز و خودروست، خود درآمده! دریا خودروست، صحرا خودروست، راه کهکشانها خودروست، این آسمانها و ستاره های محیرالعقول خودروست، پیدایش و پرورش انسان خودروست! هل یکون زرع بلازارع، او بناء بلابان(۴). مگر می شود بگوئیم این راه کهکشان مثل علف هرز خودرو است؟! تا سخن از طبیعت است، همین فکر است. پس کسی تربیتی حرف بزند، سکولار فکر کند؛ توفیقش بسیار کم است. خیلی موفق بشود، این است که بچه ای تربیت کند، مسلمان! اما علومش، علوم اسلامی نیست.

اگر ان شاءالله دانشگاهها این لاشأ دانش را با این بال هوالاول و الآخر هماهنگ کردند، یک. طبیعت را به خلقت تبدیل کردند، دو. این مثلث را به متون درسی دادند، سه. این دروس پرواز کرد، چهار؛ در آن صورت دانشگاه به عنوان اشراف و سایه افکنی، می تواند مواد علمی آموزش و پرورش را هم تأمین کند. که امیدوارم ان شاءالله به این سمت و سو حرکت کنیم تا ان شاءالله رحمان پرورش ما و تربیت ما عین تعلیم ما و تعلیم ما عین تربیت ما باشد.

آیت الله جوادی آملی

سخنرانی در همایش معاونین و مربیان تربیتی استان مازندران؛ حسینیأ هدایت شهرستان آمل- ۱۸ بهمن. ۱۳۸۴

(۱) حدید . ۳

(۲) انبیاء . ۳۰

(۳) نهج البلاغه. خطبه ۱۹۸

(۴) برداشت از: نهج البلاغه. خطبه ۱۸۵

روزنامه کیهان (www.kayhannews.ir)





ادامه نوشته

حکایت طنز مدیریتی


کوئیز زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه‌ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه؟

سؤال‌ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر.

1-از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می‌دهید؟

.

.

.

.

پاسخ: درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را داخل یخچال می‌گذاریم و سپس درب آن را می‌بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!

.

.

2-حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می‌کنید؟

.

.

.

.

پاسخ: آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می‌کنیم و فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم؟

نه! این درست نیست!

پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را از یخچال خارج می‌کنیم. فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن برتصمیم گیری‌های بعدی‌تان فکر می‌کنید یا خیر.

.

.

3-شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند. آن یک حیوان غایب کیست؟

.

.

.

.

پاسخ:‌ یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود.

اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده‌اید نگران نباشید، هنوز یک سؤال دیگر مانده است.

.

.

4-باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می‌کنید؟

.

.

پاسخ: خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید.

کروکودیل‌ها؟ آنها الان در جلسه‌ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه‌های قبلی خود درس می‌گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر.

 

http://athir.blogfa.com



70مورد درباره مدیریت اسلامی (۱)

70 مورد درباره مدیریت اسلامی (۱)
مجموعه حاضر به رؤیت و تأیید حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی، آقای دکتر فانی و آقای دکتر خندان رسیده و اصلاحات لازم اعمال گردیده استقرآن کریم، کتابی که از سوی پروردگار عالم و خالق و پرورش دهنده تمام موجودات از جمله انسان، نازل گردیده، بیان کننده نیازهای زندگی بشری برای رشد و تعالی و تکامل است، چنان که در آیات گهربار آن کتاب فرمود: "تبیاناً لکل شیء" از طرفی آیات این سلسله هدایت، بر مدیر جامعه اسلامی، پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، نازل گردیده که خود اقدام به تشکیل حکومت و اداره آن به مدت ده سال نموده و در تمام آنات و لحظات و مشکلات، عنایات و راهنمایی‌های وحیانی راه گشای وی بوده است.در این پژوهش تلاش بر این است تا با مراجعه به تفسیر قرآن کریم که پل ارتباطی میان ذهنهای خسته ما و آیات نورانی کلام‌الله است، دستورات و ارشادات آن منشور ربّانی که نگاهی به حوزه علوم مدیریتی دارد، استخراج گردد.هدف از جمع‌آوری این مجموعه، فراهم آمدن نسخه‌ای کارآمد و آسان فهم برای عموم علاقه‌مندان به مباحث مدیریت اسلامی بوده است، لذا تفسیری که مورد استناد و بازبینی قرار گرفته، «تفسیر نور» اثر حجت‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی‌ می‌باشد که در شیوایی و روانی، از معدود آثار منتشره در میان تفاسیر قرآن کریم است و در نگارش آن، تفاسیر مشهور مورد رجوع بوده و از این لحاظ از جامعیت نسبی برخوردار می‌باشد.در بعضی از صفحات، ذیل نکات مطرح شده، آدرس آیاتی که مفهوم مشابه با آن را دارند جهت ارجاع علاقمندان ذکر گردیده که این روش باعث جلوگیری از تکرار آیات با مفهوم مشابه شده است.موضوع و عنوان هر یک از آیات به صورت تیتر بیان گردیده تا علاقمندان بتوانند در پژوهشهای خود از آنها به عنوان مواد خام، استفاده نمایند، اگر چه پردازش و تکمیل این فضای علمی، خود حرکتی دشوار و خلاقیت مدار است.فرق اساسی این پژوهش با دیگر فعالیت‌های انجام شده در این حوزه، در رویکرد استناد به آیات و نحوه تایید گرفتن از آیات قرآن کریم است. عده‌ای با مراجعه به قرآن کریم، آیاتی که متناسب با مطالب علم مدیریت است را جدا نموده و آن مطالب را بوسیله آیات تایید می‌کنند. تایید گرفتن از آیات به این روش برای گزاره‌های کشفی علم مدیریت، خود اشتباهی بزرگ است که ضمن آسیب رساندن به شأن والای آن راهنمای سعادت، هدف خود را نیز تعمیم نمی‌دهد.حال آنکه رویکرد رجوع به آیات برای دانستن آنچه در مورد تاریخ و سرنوشت مدیران بشری و شرایط و شئون رهبری بیان داشته است، می‌تواند راهگشا و سازنده باشد، زیرا این نگاه، در چارچوبهای تعریف شده و ساختار یافته علم مدیریت صورت نمی‌گیرد، بلکه هر آنچه در اداره مجموعه اسلامی لازم و کافی است، مورد توجه و استفاده قرار می‌گیرد، یعنی به تک تک آیات به مثابه راهنمای هدایت مراجعه می‌شود و اگر آیات، نکته‌ای پیرامون علم مدیریت بیان می‌دارد، آن نکته به عنوان یک اصل هدایتگر در علم مدیریت اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد.این پژوهش با مد نظر قرار دادن این رویکرد، از قرآن کریم پرسیده است: "چگونه مدیریت کنیم؟" و البته پاسخ‌هایی که دریافت گردیده، چون مستند به یک سلسله کتاب تفسیری می‌باشد، ممکن است اندک و ناقص باشد به نحوی که تمام نیازهای مدیران را پاسخگو نباشد، لکن بزرگان گفته‌اند: آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدرت تشنگی باید چشید..لیاقت، ملاک ارتقاوَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا ِلادَمَ ... (بقره، 34)به ملائکه امر نمودیم بر آدم سجده کنند.1.لیاقت از سابقه مهمتر است. (فرشتگان قدیمی که سال‌ها خداوند را عبادت می‌کردند، باید برای انسان تازه به دوران رسیده، اما لایق، سجده کنند.) ارتقای سازمانی نیز باید بر مبنای شایستگی و لیاقت باشد و سابقه داشتن، کافی نیست.عدم انهدام منابعقالَ إِنَّهُ یقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثیرُ اْلاَرْضَ وَ لاتَسْقِی الْحَرْثَ...(بقره، 71)پس از آنکه قوم بنی اسرائیل خطایی مرتکب شدند، خداوند فرمود: باید گاوی را ذبح کنند که مشخصات آن گاو را اینگونه بیان فرمود: گاوی که نه زمین را شخم بزند و نه آن را آبیاری کند.2.در اجرای طرح‌ها، منابع و عناصر فعال تولیدی و اقتصادی نباید منهدم شود. (لاذلول ...و لا تسقی)پیگیری کارهاوَ لَقَدْ آتَینا مُوسَى الْکِتابَ وَ قَفَّینا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ...(بقره، 87)خداوند به موسی، کتاب تورات عطا فرمود و پس از آن پیامبرانی پشت سر هم فرستاد تا دین الهی را تبلیغ کنند.3.یکی از نکات لازم در راه رسیدن به موفقیت، پیگیری و تداوم برنامه‌ها برای حصول نتیجه نهایی است. (همچنانکه خداوند، پیامبران را پشت سر هم برای دعوت مردم فرستاده است.) برخورد با متخلفانوَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللّهِ مِنْ وَلِی وَ لا نَصیرٍ (بقره، 120)خداوند خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: اگر از آنها (یهودیان و مسیحیان) پیروی کنی در حالی که راه درست را به تو نشان دادهایم رابطهات با خداوند قطع خواهد شد.4.پس از ابلاغ وظایف هر فرد، در برخورد با تخلف نباید هیچ تسامح و تساهلی به خرج داد. (همانطور که خداوند حتی نسبت به پیامبرش بدون ملاحظه و با کمال قاطعیت برخورد می‌کند.)تناسب شغل و شاغل، ارتقای پلکانیوَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِمامًا... (بقره، 124)خداوند، حضرت ابراهیم را مورد آزمایش قرار داد و او همه آزمونها را با موفقیت گذراند.5.برای منصوب کردن افراد به مقامات، گزینش و آزمایش لازم است. (چنانکه خداوند برای انتصاب حضرت ابراهیم به امامت او را آزمود.)6.پست‌ها و مسؤولیت‌ها باید تدریجاً و پس از موفقیت در مراحل مختلف به افراد واگذار شود. (چنانکه حضرت ابراهیم پس از گذراندن مرحله نبوت و موفقیت در آزمایش‌ها به مقام امامت رسید.) ارزش و تلاشتِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ ...(بقره، 134)آنها امتی بودند که درگذشتند و دستاورد آنها مربوط به تلاش خودشان می‌باشد و دستاورد شما نیز مربوط به تلاش خودتان است.7.معیار ارزش گذاری در موفقیت افراد، میزان تلاش آنان است.نظارتوَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ ...(بقره، 143)خداوند، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: و بدین سان شما را امتی میانه‌رو قرار دادیم تا ناظر بر اعمال مردم باشید.8. مدیریان و رهبران باید بر کارها و عملکرد زیردستان خود نظارت داشته باشند. (لتکونوا شهداء علی الناس)قاطعیتالْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرینَ (بقره، 147)خداوند، پس از نزول آیة تغییر قبله به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: حق، آن چیزی است که از سوی پروردگار تو آمده است، پس هرگز به خود تردید راه مده.9.رهبر باید از قاطعیت و یقین برخوردار باشد، به خصوص وقتی که قانونی را تغییر داده و سنتی را می‌شکند. (فلا تکونن من الممترین) تشویق و تنبیهإِنَّ الَّذینَ یکْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَیناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَینّاهُ لِلنّاسِ فِی الْکِتابِ أُولئِکَ یلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ یلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ‏ (159) إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَینُوا فَأُولئِکَ أَتُوبُ عَلَیهِمْ وَ أَنَا التَّوّابُ الرَّحیمُ (بقره، 160) خداوند می‌فرماید: کسانی که حقایق هدایت را کتمان کنند، مورد لعنت خدا قرار می‌گیرند، مگر آنکه توبه کنند و کارهای خود را اصلاح کنند که در این صورت ایشان را می‌بخشم زیرا من توبه پذیر و مهربانم.10.توبیخ بدکاران و پاداش به نیکوکاران، دو رکن ‌اساسی در زمینه ‌سازی رشد و اصلاح نادرستی‌ها در سازمان است. (یلعنهم الله ...انا التواب الرحیم)رویه‌های سازمانیقالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَینا عَلَیهِ آباءَنا أَ وَ لَوْکانَ آباؤُهُمْ لایعْقِلُونَ شَیئًا وَ لا یهْتَدُونَ (بقره، 170)هنگامی که به آنها گفته می‌شود: از راه خدا پیروی کنید، می‌گویند: ما از آن راهی که نیاکانمان پیروی کردند دست بر نمی‌داریم در حالی که ممکن است گذشتگانشان چیزی نمی‌فهمیدند و به خطا رفته باشند.11.رویه‌های سابق سازمانی ممکن است نادرست باشد، لذا پیروی از راه و روش و منش مدیران سابق اگر همراه با استدلال و تعقل نباشد، قابل پذیرش نیست.تفویض مسؤولیتلا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها ... (بقره، 233)همه بهاندازه توانشان مکلف هستند.12.تفویض مسؤولیت به زیردستان باید بر اساس توانایی‌هایشان باشد و به همان مقدار از ایشان انتظار داشت.علم و توانایی، شفاف سازیقالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ... (بقره، 247) قوم بنی اسرائیل به پیامبرشان گفتند: فرمانده ای برای ما مشخص کن تا به جنگ حاکم ستمگر برویم. پیامبرشان گفت: خداوند، طالوت را به فرماندهی شما برگزید زیرا توان علمی و جسمی لازم برای این مسؤولیت را دارد.13.قدرت علمی و توانایی جسمی برای انجام مأموریت، دو شرط لازم برای مدیران است. 14.داشتن توانایی علمی مهم تر از توانایی جسمی است. (ابتدا کلمه علم آمده سپس جسم)15.اعلم بودن، در گزینش مدیران یک اولویت مهم است. 16. رهبر و مدیر باید زیر دستان خود را توجیه کند و ابهامات را برطرف سازد. (چنانچه پیامبر بنی‌اسرائیل دلیل انتخاب طالوت به فرماندهی را به وضوح بیان کرد.)ارزیابی عملکردقالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیسَ مِنّی... (بقره، 249)هنگامی که لشگر بنی اسرائیل حرکت کرد، (طالوت) به سربازان خود گفت: رودخانه-ای در بین راه است که هرکس از آن آب بنوشد، دیگر در سپاه من جایی ندارد.17. مدیر باید نیروهای کارآمد را از نیروهای ناکارآمد جدا نماید تا بتواند نیروهای غیر مفید را از مجموعه طرد کند، زیرا حضور آنها باعث سست شدن سایر نیروها می‌گردد.توجه به کارکنانوَ قُلْ لِلَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ اْلامِّیینَ ... (آل عمران، 20)خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: به اهل کتاب (دانشمند‌ها) و عوام مردم بگو: ...18.مدیر باید به تمام افراد سازمان توجه داشته باشد، هم به سطوح مدیریتی و هم به عامّة کارکنان. کارکنان باید بدانند که مهم هستند و نقش تعیین کننده ای در سازمان دارند و این اهمیت را در توجه و عنایت مدیر، احساس کنند.  ایمانلا یتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ ... (آل عمران، 28)نباید سرپرست مؤمنان از غیر خودشان باشد.19.در جامعه اسلامی، ایمان داشتن شرط اصلی برای انتخاب مدیر و سرپرست است و اصولاً پست‌های کلیدی (همچون مدیریت)، نباید به افراد بی ایمان واگذار شود، چون امکان سوء استفاده در این سمت‌ها فراوان است. آگاهی از گذشتهوَ یعَلِّمُهُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجیلَ‏ (آل عمران، 48)خداوند به حضرت عیسی کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموخت.20.مدیران هر برهه از زمان باید از حوادث و قوانین گذشته آگاه باشند و بدانند در گذشته چهاتفاقاتی در سازمان رخ داده و چه مقرراتی وضع گردیده است. (چنان که خداوند به حضرت عیسی، تورات را که قوانین گذشته بود، آموخت.)شناخت تهدیدهافَلَمّا أَحَسَّ عیسی‏ مِنْهُمُ الْکُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاری إِلَی اللّهِ ... (آل عمران، 52) هنگامی که عیسی احساس کرد اطرافیانش کفر می‌ورزند، گفت: چه کسانی مرا در راه خدا یاری می‌کنند.21.هوشیاری در شناخت افکار و عقاید و تهدیدها، یکی از شروط اساسی رهبری است.22.شناخت نیروهای وفادار و سازماندهی و تمرکز آنان، برای اداره جامعه و ادامة حرکت ضروری است.سوءاستفاده از مقامما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یؤْتِیهُ اللّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ یقُولَ لِلنّاسِ کُونُوا عِبادًا لی ... (آل عمران، 79)هیچ انسانی که خداوند به او کتاب و حکمت و نبوت و حکومت داده است، حق ندارد به مردم بگوید: بندگان من باشید.23.سوء استفاده از موقعیت و مسؤولیت، برای هیچ کس مجاز نیست و باید با آن به شدت برخورد نمود.پیگیری تا حصول نتیجهمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدینارٍ لایؤَدِّهِ إِلَیکَ إِلاّمادُمْتَ عَلَیهِ قائِمًا...(آل عمران، 75)بعضی از اهل کتاب (یهودیان) کسانی هستند که اگر به او دیناری بدهی آن را به تو برنمی‌گرداند، مگر آن‌که برای مطالبة آن دائماً بالای سر او بایستی.24.پیگیری برای رسیدن به نتیجه، اصلی مهم در مدیریت است، چنان‌که خداوند وصول مطالبات را به پیگیری مستمر منوط می‌داند. پیمان و پشتیبانی از مدیران وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیینَ لَما آتَیتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ ... (آل عمران، 81)خداوند از پیامبران پیشین پیمان گرفت که هرگاه علم و حکمت به شما دادم و سپس پیامبری آمد که آن مطالب را تصدیق می‌کرد، به او ایمان آورید و او را یاری کنید.25.در مدیریت اسلامی، لازمة سپردن مسؤولیت‌ها گرفتن پیمان است که بر طبق موازین و اصول، انجام تکلیف شود.26.مدیران قدیمی باید از مدیران جدید پشتیبانی کنند و مدیران جدید هم باید از مدیران قدیمی تجلیل کنند.قانون و رهبریکَیفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلی‏ عَلَیکُمْ آیاتُ ‌اللّهِ وَ فیکُمْ رَسُولُهُ...(آل عمران، 101)خداوند خطاب به مردم مدینه می‌فرماید: چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خدا بر شما تلاوت می‌شود و رسول خدا در بین شماست.27.وجود قانون و حضور رهبری، دو اصل لازم برای جلوگیری از انحراف است. (اگر قوانین و مقررات کامل و جامع، و رهبری آگاه و ناظر وجود داشته باشد، عدول از مسیر اهداف، امری عجیب خواهد بود، زیرا خداوند می‌فرماید: چگونه کافر می‌شوید در حالی که قوانین کامل الهی و رهبری معصوم در میان شماست.) نظارت، اصلاح سازمانوَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَی‌الْخَیرِ وَیأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ‌الْمُنْکَرِ...(آل عمران، 104)از میان شما باید گروهی باشند که دیگران را به خیر دعوت نمایند و از بدی‌ها بر حذر دارند.28.باید همواره گروهی جهت نظارت بر امور، در سازمان‌ها باشند که ضمن دانستن اهداف سازمانی بر رفتارهای فردی و سازمانی افراد دقت نمایند تا هر کجا مغایرتی با آن اهداف دیدند، تذکر دهند.29.اصلاح سازمان و جلوگیری از انحراف، بدون قدرت منسجم که از سوی مدیریت عالی حمایت شود امکان پذیر نیست.انتصابوَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِکَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ ... (آل‌عمران، 121)خداوند در یادآوری جنگ احد خطاب به پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌و‌آله می‌فرماید: آن صبحی که از خانهات خارج شدی و مؤمنان را برای جنگ در جایگاه خودشان قرار دادی.30.انتصاب افراد برای جایگاه‌های استراتژیک و حساس بر عهدة شخص مدیر است و باید مستقیماً در انتخاب ایشان، اعمال نظر نماید.امدادهای الهیإِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنینَ أَ لَنْ یکْفِیکُمْ أَنْ یمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُنْزَلینَ (آل عمران، 124)‏ پیامبرصلی‌الله‌علیه‌و‌آله به سپاه خود در جنگ بدر می‌فرماید: خداوند ما را با سه هزار فرشته یاری می‌کند. آیا این مژده برای ما کافی نیست؟31. یکی از وظایف رهبری، امیدوار کردن افراد و توجه دادن آنها به امدادهای خداوند، در راه رسیدن به اهداف است.ناامیدی رقبالِیقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْ یکْبِتَهُمْ فَینْقَلِبُوا خائِبینَ ‏(آل‌عمران، 127)امدادهای الهی برای آن بود که کفار ریشه کن شوند یا ناکام و ناامید بازگردند.32.شیوة مدیریت و اتخاذ سیاست‌ها، باید به نحوی باشد که دشمن و رقبا به ناامیدی کشیده شوند.تلاشوَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ‏ (آل‌عمران، 136)و چه نیکوست پاداش اهل عمل.33.با شعار و آرزو نمی‌توان به چیزی دست یافت، کار و عمل و سخت کوشی است که شیرینی موفقیت را به کام انسان می‌نشاند.تقویت روحیه، بررسی عوامل شکستوَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اْلاعْلَوْنَ ... (آل‌عمران، 139)پس از شکست در جنگ احد، خداوند خطاب به مسلمانان می‌فرماید: سستی نکنید و غمگین نباشید که شما برترید.34.شکست موضعی در یک برهه از زمان، نشانه شکست نهایی نیست، بلکه تجربه‌ای برای رسیدن به موفقیت و پیروزی است.35.مدیر و رهبر باید روحیه‌ها را تقویت کند. 36.در ضمن روحیه دادن باید به عوامل شکست توجه کرد. (چنان که خداوند ضمن تقویت روحیه، فرمود: این بار سستی کردید و به دستورات خوب عمل نکردید.)انسجام رویهما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی‏ أَعْقابِکُمْ... (آل‌عمران، 144)خداوند در بیان ضعف‌های جنگ احد و توبیخ کسانی که شایعه شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله را انتشار دادند فرمود: محمد پیامبری است که قبل از او هم پیامبرانی آمده و رفته، پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به وضعیت گذشته خود برمی‌گردید؟37.رویه‌های سازمانی باید چنان تشکّل و انسجامی داشته باشند که حتی نبودن مدیر و رهبر در برهه ای از زمان، ضربه ای به سازمان و جریان امور آن نزند.عوامل شکست سازمانحَتّی إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِی اْلامْرِ وَ عَصَیتُمْ ... (آل‌عمران، 152)خداوند در بیان علل شکست جنگ احد می‌فرماید: شما رو به پیروزی بودید تا آنکه سست شدید و در میانه جنگ به نزاع بر سر تقسیم غنایم پرداختید و از دستور پیامبر نافرمانی کردید.38.از جمله عوامل شکست هر سازمان، سستی افراد در انجام وظایف، نزاع و اختلافات داخلی و عدم اطاعت از مدیریتی واحد است. مدیریت بحرانإِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یدْعُوکُمْ ... (آل‌عمران، 153)به یاد بیاورید هنگامی که در جنگ احد فرار می‌کردید و به هیچ کس توجه نمی‌کردید در حالی که پیامبر شما را فرا می‌خواند.39.در صحنه‌های حساس و مشکلات خطرآفرین سازمان، افراد سست و ترسو خود را کنار خواهند کشید.40.دستورات مدیر در لحظه‌های حساس، موجب به حرکت درآمدن ترسوها و سست‌ها نمی‌شود، لذا نباید پست‌های کلیدی را به ایشان سپرد.41.آنجا که مشکلات و سختی‌ها جلوه‌گر می‌شود، مدیر باید حضوری پررنگ‌تر داشته باشد. عطوفت، مشورت، توکلفَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی اْلامْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ (آل‌عمران، 159)خداوند پس از بیان ضعف‌های جنگ احد، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: از تقصیر آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش کن و برای تصمیم‌گیری‌های آینده از آنان مشورت بگیر. امّا هنگامی که تصمیم گرفتی، قاطع باش و به خدا توکل کن و آن را عملی ساز.42.رهبری و مدیریت صحیح با عفو و عطوفت همراه است.43.در مشورت کردن، محاسنی همچون تفقد از نیروها و دخیل کردن آنها در تصمیم سازی، شکوفایی استعدادها، گزینش بهترین رای، ایجاد انگیزه و علاقه برای اجرای تصمیم نهایی، نهفته است.44. مشورت، تصمیم‌ساز است و منافاتی با تصمیم‌گیری قاطع‌ مدیر ندارد.45.در کنار فکر و مشورت و تصمیم‌گیری، توکل برخدا لازم است.شناخت ضعف‌هاوَلَمّا أَصابَتْکُمْ مُصیبَةٌ...قُلْتُمْ أَنّی هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ... (آل‌عمران، 165)هنگامی که مصیبتی (همچون شکست جنگ احد) به شما رسید، گفتید: این مصیبت از کجاست؟ بگو: آن از سوی خودتان است.46.در جستجوی عوامل شکست، ابتدا باید به دنبال عوامل داخلی و ضعف‌های سازمانی بود، سپس عوامل خارجی بررسی شود، زیرا عوامل داخلی به دست مدیران سازمان قابل کنترل است.ارزیابی عملکرد، نظریه سیستمیأَنّی‌لاأُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ ‌أُنْثی‏ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ...(آل‌عمران،195)خداوند می‌فرماید: من تلاش هیچ صاحب عملی را تباه نمی‌کنم، زن باشد یا مرد، همه از یکدیگرید.47.در سازمان‌ها باید روشی جهت شناسایی کسانی که وظیفة خود را به خوبی انجام می‌دهند، وجود داشته باشد تا ضمن تشویق آنها، انگیزش سازمانی را تقویت نمود.48.تلاش و تلاشگر هر دو مهم هستند، کارها هم باید حسن فعلی (شکل درست) داشته باشد و هم حسن فاعلی (نیت درست).49.در سازمان‌های اسلامی، همة افراد سازمان مثل اعضای یک پیکرند در نتیجه تخریب یک فرد به مثابة تخریب سازمان است.50.در یک بدن همة اعضا باید با هم رشد کنند، لذا باید امکان رشد سازمانی برای همة افراد فراهم باشد و تلاش مدیریت عالی سازمان بر ارتقای کیفی همة افراد معطوف گردد.جبران خدماتأَمْ لَهُمْ نَصیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذًا لا یؤْتُونَ النّاسَ نَقیرًا (نساء، 53)خداوند در بیان حالات یهودیان می‌فرماید: اگر حکومت در دستشان بود ذره‌ای از اموال و دارایی‌ها را به مردم نمی‌دادند و همه را برای خود برمی‌داشتند.51.مدیر سازمان باید به فکر رفاه افراد سازمان و وضعیت معیشتی ایشان باشد. (یکی از وظایف مدیران، توجه به مشکلات معیشتی افراد است.)اهلیت و صلاحیتإِنَّ اللّهَ یأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اْلاَماناتِ إِلی‏ أَهْلِها ... (نساء، 58)خداوند فرمان می‌دهد کهامانت‌ها را به صاحبانشان بدهید.در روایات متعدد منظور از امانت، رهبری و مدیریت جامعه معرفی شده است. 52.ملاک عزل و نصب‌ها، باید اهلیت و صلاحیت افراد باشد. کلید خوشبختی جامعه، بر سر کار بودن افراد لایق و رفتار عادلانه است و منشا نابسامانی‌ها، ریاست نااهلان است.امام علی علیه السلام میفرماید: هر کس خود را در جامعه بر دیگران مقدم بدارد، در حالی که بداند افراد لایق‌تر از او هستند، قطعاً به خدا و پیامبر و مؤمنان خیانت کرده است.تشکیلات و سلسله مراتبیا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوااللّهَ وَ أَطیعُواالرَّسُولَ وَ أُولِی‌اْلامْرِ مِنْکُمْ...(نساء، 59)ای‌کسانی کهایمان آوردهاید از خداوند اطاعت کنید و فرمان پیامبر و جانشینان او را گردن نهید.53.برای انجام اهداف سازمانی باید تشکیلات مناسب و به تبع آن سلسله مراتب تعریف شود.54.در اجرای دستورات، اصل سلسله مراتب باید رعایت شود.www.migna.irحذف دوچهرگانوَ یقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِکَ بَیتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَیرَ الَّذی تَقُولُ ... فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ ... (نساء، 81)منافقان به هنگام روز در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گفتند: هر چه شما بگویید درست است! ولی هنگامی که از نزد پیامبر می‌رفتند، برخلاف گفته‌های او عمل می‌کردند. خداوند می‌فرماید: ای پیامبر از ایشان اعراض کن.55.افراد دوچهره باید از تشکیلات سازمان حذف شوند و یا لااقل در پست‌های کلیدی قرار نگیرند.پیشگامی مدیرفَقاتِلْ فی سَبیلِ اللّهِ .... وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنینَ ... (نساء، 84)ای رسول! در راه خدا پیکار کن و مؤمنان را به جهاد ترغیب کن.56.در اجرای برنامه‌های سازمانی، مدیر باید پیشگام باشد تا موجب ایجاد انگیزش در افراد سازمان گردد.دوری از تبعیضفَلا تَمیلُوا کُلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَةِ... (نساء، 129)پس تمایل خود را متوجه یک طرف ننمایید تا دیگری بلاتکلیف رها شود.57.مدیر نباید با رفتارهای تبعیض آمیز بعضی از نیروها را منزوی کند، بلکه باید نسبت به تمام نیروها توجه داشته باشد تا موجب افزایش انگیزش کارکنان را فراهم آورد.ضابطه مدارییا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی‏ أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَینِ وَ اْلاَقْرَبینَ... (نساء، 135)ای کسانی کهایمان آوردهاید! همواره عدالت را بر پا دارید و برای خدا گواهی دهید، اگر چه به زیان خود یا والدین و بستگانتان باشد.58.ضوابط بر روابط مقدم است، باید بر طبق ضابطه عمل نمود حتی اگر روابط را مخدوش نماید.شایستگی و پاداشوَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظیم‏(مائده،9)خداوند به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعدة آمرزش و پاداش بزرگ داده است.59.تشویق و اعطای پاداش بر مبنای شایستگی و کیفیت کار، عاملی مهم در تقویت انگیزش کارکنان است.سرپرستیوَ لَقَدْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ بَنی‌إِسْرائیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی‌عَشَرَ نَقیبًا...(مائده،12)خداوند از بنی‌اسرائیل پیمان گرفت، سپس از میان آنها دوازده سرپرست برای دوازده طایفه برانگیخت.60.سرپرست هر صنف بهتر است از همان صنف انتخاب شود تا مشکلات و مسائل آنها را بیشتر درک کند. مثلاً اگر قرار است برای بیمارستانی مدیر انتخاب شود بهتر است پزشک باشد. گرچه داشتن توان و دانش مدیریت ضروری است.فساد اداریوَ‌تَرى‏ کَثیرًا مِنْهُمْ یسارِعُونَ فِی‌اْلإِثْمِ وَ‌الْعُدْوانِ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ...‏(مائده،62)بسیاری از مدعیان ایمان را می‌بینی که در گناه و ظلم و حرام خواری شتاب می‌کنند.61.فساد اداری (سُحت)، از فساد اجتماعی (عدوان) و فساد اخلاقی (اثم) خطرناکتر و بدتر است. لذا اولین گام در راستای اصلاح سازمانها، تغییر در رویه‌ها و فرایندهای سازمانی جهت از بین رفتن فساد اداری است.شفاف سازی دستوراتفَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِکَ فَلَهُ عَذابٌ أَلیمٌ ‏(مائده، 94)خداوند پس از بیان قسمتی از احکام شکار می‌فرماید: بعد از این، هر که از این مرزها تجاوز کند، او را عذابی دردناک است.62.قبل از ابلاغ دستورات، نمی‌توان کارکنان را مؤاخذه نمود، بلکه ابتدا باید به نحوی که همگان در جریان قرار گیرند دستورات ابلاغ شود، سپس در صورت تعدی از آن مؤاخذه و تنبیه صورت گیرد. (واحد اداری سازمان‌ها که وظیفة ابلاغ دستورات را بر عهده دارند باید از شیوه‌هایی استفاده کنند که همة افراد سازمان در جریان آن دستورات قرار گیرند.)طبقه‌بندی اطلاعاتقَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها کافِرینَ‏ (مائده، 102)پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با مردم دربارة حج سخن می‌گفت. کسی پرسید آیا حج همه ساله واجب است؟ پیامبر پاسخ نداد. او چند بار پرسید. رسول خدا فرمود: این همه اصرار برای چیست؟ اگر بگویم آری، کار شما سخت می‌شود. یکی از عوامل هلاکت امت‌های گذشته سؤال‌های نابجا و عمل نکردن به آنها بود.63.اطلاعات و دانش سازمانی باید رده‌بندی و طبقه‌بندی شود و مدیران نباید بعضی از اطلاعات و دانسته‌های خود را در اختیار عموم کارکنان بگذارند، نظیر مشکلات اقتصادی و بحران‌های سازمانی.شفاف سازی روش مدیریتقُلْ لا أَقُولُ لَکُمْ عِنْدی خَزائِنُ اللّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَیبَ وَ لا أَقُولُ لَکُمْ إِنّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما یوحى‏ إِلَی...(‏انعام، 50)ای پیامبر به مردم بگو: من ادعا نمی‌کنم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب می‌دانم و ادعا نمی‌کنم که من فرشتهام، بلکه من آنچه را که به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.64.اهداف و شیوة کار مدیر باید صریح و روشن بیان شود.65.مدیران باید همچون دیگران در زندگی شخصی از امکانات عمومی استفاده کنند و استفاده از امکانات ویژه صحیح نمی‌باشد.نظریه انگیزش و تکریم ارباب رجوعوَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیکُمْ... (انعام، 54)خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: هر گاه مؤمنان نزد تو آمدند به ایشان سلام کن.66.مدیران باید با برخوردی محبت‌آمیز، به کارکنان و مراجعان شخصیت دهند تا موجب افزایش انگیزش سازمانی و تکریم ارباب رجوع ‌گردد.سرعت عملوَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبینَ ‏(انعام، 62)و خداوند سریعترین حسابرسان است.67.سرعت حسابرسی در دستگاه‌های نظارتی و سرعت در رسیدگی به امور در دستگاه‌های اجرایی یک ارزش و ضرورت است.علم و حکمتإِنَّ رَبَّکَ حَکیمٌ عَلیمٌ ‏(انعام، 83)پروردگارت حکیم و داناست.68.علم و حکمت، دو شرط لازم برای تدبیر و مدیریت امور است. (با توجه به اینکه کلمة رب در لغت به معنای مربی آمده است.)برنامه‌ریزی و اجرافالِقُ اْلإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکَنًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبانًا ذلِکَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیمِ‏ (انعام، 96)خداوند، شکافندة سپیده‌دم است و شب را مایة آرامش و خورشید و ماه را وسیله شمارش ایام قرار داد. این است اندازه‌گیری و برنامه‌ریزی خداوندِ قدرتمند و دانا.69.برنامه‌ریزی دقیق و اجرای کامل برنامه‌ها، نیاز به علم و قدرت دارد، علم برای تدوین برنامه و قدرت برای اجرای نیکوی آن.پایداری بر اهدافوَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلّ‏ِ نَبِی عَدُوًّا شَیاطینَ اْلإِنْسِ وَ الْجِنّ‏ِ... ‏(انعام، 112)ای پیامبر! اینان تنها در برابر تو به لجاجت نپرداختهاند بلکه برای هر پیامبری دشمنانی از شیطان‌های انسانی و جنّی قرار دادیم.70.مدیران باید برای مخالفت‌ها آماده باشند و بدانند که در برابر هر تغییر و اصلاحی، مقاومت و مخالفت صورت می‌گیرد. مشخصات مدیر وبلاگ فیروز شیردل،کارشناس مدیریت و برنامه ریزی ،معاون آموزشی واحدامامت ازمجتمع آموزشی وپرورشی امام رضا (ع) از شهرستان پارس آباد هستم.این وبلاگ برای استفاده همکاران عزیز و تبادل تجربه تهیه شده است. امیدوارم با نظرات ارزشمند خودتان در بالا بردن کیفیت وبلاگ ما را یاری نمایید و همچنین همکاران عزیز می توانند تجربیات و ابتکارات خودشان را برای استفاده سایر همکاران به ایمیل من ارسال نمایند.مطالب ارسالی با نام خود همکار در وبلاگ قرار خواهد گرفت.به امید موفقیت روز افزون همکاران و دوستان عزیزدر صورت نیاز می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید.09144547845:Tshirdel90@gmail .com  :ایمیلranginkaman2020@yahoo.comخدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار آرشیو مطالب خرداد 1388 تیر 1388 شهریور 1388 مهر 1388 دی 1388 اسفند 1388 فروردین 1389 اردیبهشت 1389 خرداد 1389 تیر 1389 مرداد 1389 شهریور 1389 مهر 1389 آبان 1389 آذر 1389 دی 1389 بهمن 1389 اسفند 1389 فروردین 1390 اردیبهشت 1390 خرداد 1390 تیر 1390 مرداد 1390 شهریور 1390 مهر 1390 آبان 1390 آذر 1390 دی 1390 بهمن 1390 اسفند 1390 آخرین مطالب نامه دانش آموز به معلم خود انتخابات در شهرستان پارس آباد فرمایشات مقام معظم رهبری درباره انتخابات حکایت عابد پرهیزکار آموزش مجازی قرآن اول و دوم ابتدایی جملات زیبا بارش مغزی و راهبرد آن در کلاس درس پاسخ به انتظارات(پیام مدیریتی قرآن) بهنرین معلم دنیا پرهیز از خواسته های نابجا(پیام مدیریتی قرآن) تولد انقلاب عکس های جشنواره جابر ابن حیان اید های بلورین برای مدیران مدارس جزئیات تحصیلات معلمان وظیفه در سال 92ـ91 منبع آموزشی دوره غیرحضوری مربوط به سند تحول بنیادین سرودهای آموزشی (۲) جملات زیبا سرود های آموزشی انواع کارکردهای نهاد مدرسه(۲) کارکرد نهاد مدرسه (۱) حلول ماه مبارک ربیع الاول ده راه کار برای ارزشیابی معلمان جملات زیبا دانستنیهای قرآنی رحلت پیامبر اکرم (ص) جملات زیبا حکایت طنز مدیریتی قضاوت فوائد پاره آجر! روش تدریس مبتنی بر بازی جملات زیبا هنر نمایی با کاغذ جملات زیبا نمونه سوال پایه پنجم مدرسه امامت جزئیات سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش جملات زیبا حکایت عبرت آموز دانلود مجلات رشد دی ماه۹۰ ویژه نامه ایام امتحانات دانش آموزان نهی از منکر به روش غیر مستقیم ت مثل تشویق یا تنبیه؟ سوالات پنجم نمونه سوال ریاضی پنجم ابتدایی انواع شخصیت های مدیریتی شب یلدا داستان عبرت آموز تاثیر ویژگیهای دانش آموزان ،برنامه و فضای آموزشی در فرایند تدریس رابطه مدیر با معلمین مدرسه عاشقان کربلا خدایا کمکم کن ماه محرم نامه ی پیرزن به خدا اصول  و روش های برقراری انضباط حکایت عبرت آموز ده نکته برای بالا بردن کودکان بدون استفاده از تنبیه بدنی چگونه هوش اکتسابی ‌کودکان را بپرورانیم؟ عید سعید غدیر روز دانش آموز شعر های پیش دبستانی آموزش املا به روش بازی مشکلات و اختلالات املایی و راه کارهای درمان آن روش ها و تکنیک های خلاقیت و نوآوری مجلات رشد [ بدون عنوان ] مدیران آموزشی و تکنولوژی ارتباطات تعارض ایجاد کنیم تا خلاقیت و نوآوری جوشش کند! [ بدون عنوان ] دانلود فونت کتاب فارسی مقطع ابتدایی برای شروع سال تحصیلی فرزندانمان چه کنیم؟ توصیه‌های راهگشا برای معلمان در اولین روز مدرسه پیام وزیر محترم آموزش و پرورش به مناسبت بازگشایی مدارس آموختن به کودکان درباره خدا مدرسه سلام مدرسه هوشمند چیست؟ دانلود بخش به بخش ریاضی اول ابتدایی (جدید) و راهنمای تدریس راهکارهای انتقاد کردن وقتی‌که خشم ما را تسخیر می‌کند / کلیدهای مدیریت خشم اصول برقراری ارتباط با افراد مشکل‌دار آیا می دانستیدکه... عید سعیدفطر ناتوانی‌های یاد‌گیری چیست؟ تاثیرات هفتگانه تکنیکهای آینده پژوهی بر کیفیت یادگیری مقایسه کودکان دارای ناتوانی یادگیری با کودکان دیر آموز قران و درمان افسردگی انتقاد چیست ؟ تکنیک ها و فنون انتقاد کردن صحیح حضرت علی (ع) شب قدر مهارت گوش‌دادن، اشتباه مدیران در ایجاد انگیزه ۳۰۰ مورد درباره مدیریت اسلامی (۴) ۳۰۰ مورد درباره مدیریت اسلامی (۳) ۳۰۰ مورد درباره مدیریت اسلامی (۲) ۳۰۰ مورد درباره مدیریت اسلامی (۱) چگونه فرزندان مان را نصیحت کنیم ! سایه شوم تلفن همراه بر تحصیل دانش‌آموزان قرآن درمانی کتاب شهید مطهری دعاهای روزانه ماه رمضان اوقات شرعی پارس آباد - رمضان المبارک ۱۴۳۲ معرفی به دوستان نام شما : ایمیل شما : نام دوست شما: ایمیل دوست شما: Powered by SHIRDEL.BLOGSKY.COM استخاره ازقرآن کریم  تعبیر خواب حدیث تصادفی براستی که مومن به منزله کفه ترازوست هر اندازه ایمانش افزوده شود امتحانش نیز سنگین تر می شود   تمامی حقوق این وبلاگ برای فیروز شیردل محفوظ است 
ادامه نوشته

پرهیز از خواسته های نابجا(پیام مدیریتی قرآن)



«وَلَن تَرْضی عَنْکَ الیَهودُ وَ لا النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم قُلْ اِنَّ هُدَی اللهِ هُوَ الهُدَی وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ اَهْواءَ هُم بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللهِ مِن وَلِیٍّ وَلا نَصیر»(سوره بقره آیه 120)


هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد تا به طور کامل تسلیم خواسته های آنها شوی وازآیین آنان پیروی کنی.بگو هدایت،تنها هدایت الهی است و اگر از هوی و هوسهای آنها پیروی کنی بعد از آنکه آگاه شده ای ،هیچ سرپرست و یاوری از ناحیه خدا برای تو نخواهند بود.

نکته ها


1-    بعد از تغییر قبله ناراحتی یهود از مسلمانان بیشتر شد و احیانا بعضی از مسلمان ها نیز تمایل داشتند قبله،همان بیت المقدس باشد تا بتوانند با یهود در الفت و دوستی زندگی کنند،غافل از اینکه رضایت اهل کتاب با حفظ آن حاصل نمی شود و انتظارات آنان ،پیروی از تمام آنها و نه فقط قبله آنان بود.
این آیه در عین اینکه خطاب به پیامبر اکرم (ص)است، خطاب به همه مسلمانان در طول تاریخ نیز هست.
2-    آیا پیامبر با آن مقام عصمت ممکن است از هوس های منحرفان یهود پیروی کند؟
جواب: اولا هیچ منافاتی با مقام عصمت ندارد زیرا جمله ی شرطیه دلیل بر وقوع شرط نیست
ثانیا: اینها هشدار است. پیامبر با اینکه مختار است و می تواند گناه کند ولی هرگز نمی کند.
ثالثا:خطابه های پیامبر می تواند خطاب به همه ی مردم باشد.
3-    جلب رضایت دشمنان اندازه ای دارد یعنی تا وقتی که آنها قابل هدایت هستند،وگرنه نباید برای آنها بیهوده وقت صرف کرد.
4-    تنها هدایت الهی ، هدایت واقعی است و تنها قانون الهی می تواند مایه ی نجات انسان ها گردد.زیرا قانون بشری هر چه هم پیشرفته باشد آمیخته به جهل و شک و نارسایی در جهات مختلف است.



پیام ها


1-    هیچگاه خود را از اشتباه و خطا به دور ندانید.
2-    خود را از تذکرات بی نیاز نبینید.
3-    همواره به هشدارهای قرآنی و روایی توجه کنید.
4-    از هوس ها و خواسته های نابجای دشمنان آگاهی داشته باشید.
5-    هر اندازه هم ممتاز و برگزیده باشید، بدانید دشمنان زیادی دارید.
6-    وقتتان را بیهوده در مکان های مختلف با افراد ناصالح سپری نکنید.
7-    بدانید تنها راه نجات و سعادت انسان ها ، پیروی از قانون الهی است.
8-    توجه داشته باشید قوانین بشری آمیخته با جهل و نارسایی است پس تلاش کنید تا بیشتر به مردم کمک و راهنمایی و خدمت کنید.



منبع:پیام های مدیریتی قرآن، نویسنده:مسعود رجب نژاد

  

تهیه و تنظیم:فیروز شیردلWWW.SHIRDEL.BLOGSKY.COM



بهنرین معلم دنیا


دوران 34 ساله امامت امام جعفرصادق علیه السلام فرصتی طلایی بود تا تشنه کامانِ معارفِ نابِ


الهی را از سرچشمه زلال وحی سیراب سازد و در این خلال، برخوردهای آن حضرت با گروه های دگراندیش سازنده و آموزنده بود. هنگامی که مفضل علیه زندیقی، عتاب آمیز صحبت کرد، آن زندیق نتوانست تعجب خود را پنهان کند و گفت گمان نمی برم شما از حلقه شاگردان جعفر صادق باشیدچه این که ایشان رفتاری بس ملایم تر و خوشایندتر از این جوش و خروش شما دارد. آن حضرت که بامخالفان این نوع برخورد کریمانه را دارد، به یقین با اصحاب و شاگردان خاص خویش، رفتاری والاتر از


این خواهد داشت. او سال ها بر کرسی درس و منبر پیامبر صلی الله علیه وآله قرار گرفت و هزاران


شاگرد را در مکتب خود تربیت کرد.

سلوک علمی این معلّم بزرگ، طی این سی وچند سال، برخورد شایسته یک استاد را با شاگردان خود به زیباترین وجه ترسیم می کند و ما در این مجال کوتاه به چند عنوان مختصر اشاره می کنیم: 


الف: تشویق و تکریم شاگردان


تاریخ پربار زندگی امام صادق علیه السلام نشان می دهد که آن حضرت، چه در حضور و چه در غیاب یاران و شاگردان شایسته خود، نسبت به آنان، تعبیرات زیبایی دارد که نشانگر تشویقِ آن ها و احترام به آنان است. بعنوان مثال ابان بن تغلب می گوید: از پدرم شنیدم که می گفت: به اتفاق پدرم خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم. همین که نگاه امام به پدرم افتاد، دستور داد بالش برای پدرم نهادند و با پدرم مصافحه و معانقه کرد و به او خوشامد گفت.(1) و یا  هشام بن محمدالسائب الکلبی که امام علیه السلام نسبت به او بسیار عنایت داشت به گونه ای که هر گاه بر حضرت وارد می شد، امام صادق علیه السلام او را نزد خود می نشاند و با او با گشاده رویی و نشاط سخن می گفت.(2)


 
ب: اُنس با شاگردان


منظور از انس با شاگردان، مراوده، دید و بازدید و شرکت در مجالس آن ها است. به این معنی که آن حضرت دیدار با ایشان را دوست می داشته و دوری آنان باعث دلتنگی حضرت می شد.
ای ابوحمزه از دیدار شما آرام می شوم. و یا زمانی که عقبة بن خالد، معلی بن خنیس و عثمان بن عمران بر حضرت صادق علیه السلام وارد شدند، حضرت فرمود: خوش آمدید، خوش آمدید؛ ای کسانی که ما را دوست دارند و ما آن ها را دوست داریم. و سپس فرمود: جَعلکم اللّه مَعَنا فی الدُّنیا و آلاخرة
غبسه می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: من از دست مردم مدینه و تنهایی خودم به خدا شکایت می کنم تا این که شما بر ما وارد شوید و از ورود شما شادمان می شوم و ای کاش این طاغیه ـ منصور دوانیقی ـ مرا آزاد می گذاشت که خانه ای بگیرم و در آن سکونت کنم و شما را نیز همراه خود در آن جای دهم.(3) و یا خطاب به ابوحمزه می گفت: إنّی لأستریح اذا رأیتک (4)، ای ابوحمزه از دیدار شما آرام می شوم. و یا زمانی که عقبة بن خالد، معلی بن خنیس و عثمان بن عمران بر حضرت صادق علیه السلام وارد شدند، حضرت فرمود: خوش آمدید، خوش آمدید؛ ای کسانی که ما را دوست دارند و ما آن ها را دوست داریم. و سپس فرمود: جَعلکم اللّه مَعَنا فی الدُّنیا و آلاخرة.(5)


 
ج: میدان دادن برای سخن گفتن


گاهی اصحاب و شاگردان امام صادق علیه السلام در محضر شریف آن امام همام، لب به سخن نمی گشودند؛ نخست به این دلیل که هیبت معنوی امام جرأت سخن گفتن در محضر ایشان را از حاضرین سلب می کرد، دیگر این که سخن گفتن در محضر ایشان را نوعی خلاف نزاکت به حساب می آوردند. در چنین اوضاع و احوالی حضرت خودش دستور به مناظره می دادند و راضی نمی شدند که هیبت ایشان و ادب دوستان، از کسی سلب جرأت نماید. لذا در محفلی که مناظره و گفتگو بود، دیدند حمران بن اعین ساکت است. حضرت سؤال کردند که چرا سخن نمی گویی؟ حمران گفت: سرور من، سوگند یاده کرده ام که در مجلسی که شما حضور دارید به خود اجازه سخن گفتن ندهم. حضرت فرمودند: من به تو اجازه دادم، حال سخن بگو.(6)



د: تقدیر از تلاش های علمی



همه شاگردان آن حضرت در راه حفظ آثار اهل بیت علیهم السلام اهتمام می ورزیدند، اما برخی از آن ها نقش بیشتری داشتند و درست به همین دلیل، امام بر خود لازم دیده است که از تلاش های برجسته و صادقانه آن ها قدردانی نماید. ایشان در حق زرارة و محمد بن مسلم و برید بن معاویة و لیث بختری فرمود: اینان از نجبا هستند و از امنای الهی به شمار می آیند، حلال و حرام خدا را می دانند و اگر اینان نبود آثار نبوت تباه می شد.(7)
جلوه دیگر تقدیر از تلاش های علمی؛ ارجاع مردم به شاگردان خود است که در سیره عملی امام صادق بارها دیده شده است؛ مثلا مردی از شام برای بحث و گفتگو نزد حضرت آمده بود، ایشان آن شخص را به حمران ارجاع داد، آن شخص گفت، من برای مناظره با شخص شما آمده ام نه حمران، حضرت فرمود، اگر بر ایشان ظفر یافتی، گویا بر من غالب شده ای. بعد از ختم مناظره، حضرت از مرد شامی سؤال کرد که حمران را چگونه یافتی؟ گفت: بسیار حاذق و ماهر بود. هر آن چه که پرسیدم، به خوبی جواب گفت.(8)


 
ه : راهنمایی و تذکر



انسان غیر معصوم هرچه دانش داشته باشد و تلاش های علمی صادقانه صورت داده باشد باز هم بی نیاز از منبع فیض نیست که هر از گاهی رو به سوی او آورد و نقاط قوت خود را از زبان او بشنود و بر ضعف های خود وقوف یابد تا در صدد رفع آن ها برآید. امام صادق علیه السلام با هدف توانمندساختن شاگردان، نقاط ضعف و قوت آنان را گوشزد می کرد. به حمران می گفت: در بحث، سخنی را دنبال می کنی و به نتیجه می رسانی. به هشام بن سالم فرمود: می خواهی بحث را دنبال کنی و به نتیجه برسانی اما توانایی نداری. به احول فرمود: در بحث و مناظره قیاس بسیار می آوری و باطل را به باطل جواب می دهی. به قیس فرمود: در گفتگو به حق نزدیک می شوی اما از اخبار و احادیث نبوی فاصله می گیری و حق را به باطل می آمیزی، اما بدان که سخن حق هر چند کم باشد تو را از باطل، بسیار بی نیاز خواهد کرد. به هشام بن حکم فرمود: تو در بحث پیش می روی همین که می خواهی به زمین بخوری دوباره پرواز می کنی و کسی همانند تو باید با مردم سخن بگوید. از لغزش بپرهیز که امداد و شفاعتْ یاریگر تو خواهد بود.(9)

جلوه دیگر تقدیر از تلاش های علمی؛ ارجاع مردم به شاگردان خود است که در سیره عملی امام صادق بارها دیده شده است 



و: ابراز خشم از اسائه ادب به شاگردان



کسانی از کوفه به محضر شریف حضرت رسیدند و از کسانی چون برید و زرارة و محمد بن مسلم عیب جویی کردند، حضرت به آن ها فرمود: ای گروه عیب جو و هرکس که همفکر شماست! خدا روح شما را پاک نگرداند. شما از کسانی عیب می گویید که امین خدا بر حلال و حرام دین شما هستند. آنان ستارگان شیعیانم هستند، چه زنده باشند چه مرده. اینان یاد پدرم را زنده کرده اند. راوی می گوید: سپس حضرت از شدت ناراحتی گریه کردند و آن گاه اضافه کردند: آنان کسانی هستند که مشمول صلوات و رحمت خداوند می باشند، چه زنده باشند و چه مرده.(10)
 


ز: تأثر از فوت یاران



زمانی که خبر رحلت ابان بن تغلب به حضرت رسید، بر او رحمت فرستاد و سوگند یاد کرد که مرگ ابان دل مرا به درد آورده است.(11) و یا عبدالملک بن اعین شیبانی کوفی، که یکی از یاران باوفا و از شاگردان امام صادق علیه السلام بود. ایشان در مدینه از دنیا رفت، حضرت در حق ایشان دعا کرد: خدایا! او را در روز قیامت جزو ثقل محمد صلی الله علیه وآله قرار ده، چه این که او در نزد ما از بهترین بندگانت بود. سپس با جمعی دیگر به زیارت قبر او رفت و در کنار تربتش بر او رحمت فرستاد.(12)


 
پی نوشت:


1) رجال نجاشی، ص 8.
2) منتهی الامال، ج 2، ص 179.
3) سفینة البحار، ج 2، ص 21.
4) شاگردان مکتب ائمه، ص 100.
5) تنقیح المقال، ج 2، ص 247.
6) سفینة البحار، ج 1، ص 334.
7) تنقیح المقال، ج 1، ص 165.
8) منتهی الامال، ج 2، ص 170.
9) ارشاد مفید، ص 262.
10) تنقیح المقال، ج 1، ص 165.
11) معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 25.
12) جامع الرواة، ج 1، ص 519.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره
سایت تبیان